ساخت و پرداخت هنرمندانه دراير در اين فيلم باعث مي شود كه نتوانيم فيلمي را با استفاده از رويكردي صرفا تاريخي بخوانيم. آن چه شايد پيش از هر چيز در فيلم جلب توجه مي كند روانكاوي فرهنگ و مردم قرن 15 اروپاست. جنگي صد ساله بين فرانسه و انگليس و ادعاي دختر دهاتي و بي سوادي كه مدعي نجات فرانسه و رستگاري است، چرا كه از جانب خدا آمده است، شاكله اصلي داستان فيلم است
غالب فيلم در دادگاه ( كه همان كليساست ) و زندان ژان مي گذرد و اين نمادي است از تسلط كليسا بر ذهن و روان مردم آن روزگار . مرداني يا شايد مردماني كه در جريان محاكمه قرار دارند و دائما ادامه محاكمه را طلب مي كنند و هر از چند گاهي يكي شان برآشفته شده و بانگ بر مي دارد كه فلاني كفر مي گويد. نماي نزديك هاي بي شمار و گريم كم بازيگران انگار همه چيز را بسيار واقعي جلوه مي دهد
نماي معرف در اين فيلم به سختي پيدا مي كنيم ولي شايد همان معرفي ژان در اولين نما برايمان كافي است تا هم به قضاوت دراير در خصوص ژان پي ببريم و هم به تم اصلي فكري دراير كه عميقا مذهبي است. ژان در يك نماي نزديك با زاويه دوربين از پايين، چشمهاي گشاد و حالت قديس گونه به ما معرفي مي شود. دادگاه سراسر مملو از مرداني است كه براي تماشاي محاكمه به آنجا آمده اند. ژان با موهاي كوتاه و لباسهاي مردانه و پاهاي زنجير زده وارد دادگاه مي شود. زنان در دادگاه حضور ندارند و خود ژان هم معتقد است كه لباس مردانه پوشيده كه ماموريت خدا را انجام دهد و هر آنگاه لباس خود را بر تن مي كند كه ماموريتش پايان پذيرفته باشد
سوالات دادگاه شروع مي شود، قسم اول جنسي و شهواني و قسم دوم مذهبي و اعتقادي. باري انگار كه همواره مذهبيان و مبلغان خشك انديش عطش وصف نا پذير جنسي دارند كه هر كجا و در هر مكان سر برآورده و بيش از هر وقت فضاحت وجودي آنها را نمايان مي كند
سوالات جنسي طبيعتا آغاز سوالات است : سن مايكل مرد است يا زن ؟ آيا او برهنه بود ؟ آيا موهاي بلندي داشت؟
سوالات جنسي حاكمان را ارضا مي كند
در نمايي ديگر مي بينيم كه زير دستان به اتاق ژان رفته و سر به سر او مي گذارند و خنده هاي زشتي سر مي دهند
وجود سلسله مراتب چيزي است كه در نماهاي متفاوت قابل رويت است. مثلا دقيقه 43:50
سوالات اعتقادي آغاز مي شود، در فضايي كه سراسر خشونت و نظامي گري است، كتابي كه ژان بر آن دست مي گذارد و زنجيري كه بر روي آن است و نماهايي كه چندين بار از نگهبان چاق انگليسي با آن زنجيرهايي كه بر لباسش آويزان است همه حاكي از جو نظامي، گوش به زنگ و سركوبگر دادگاه است. در نمايي ديگر مي بينيم كه سربازان در حال خروج از در هستند ولي ما سربازي نمي بينيم فقط نيزه هاشان ديده مي شوند، گويي آنها ديگر انسان نيستند و به موضوع نظامي گري و جبر و زور تبديل شده اند. و در چنين فضايي است كه آتش حكم قاطع كليسا براي ژان است
دراير با تقسيم بندي مذهب به 2 بخش، آنها را در اين فيلم در مقابل هم قرارداده است، مذهبي كه ژان به آن معتقد است و جنبه معنويت در آن پر رنگ است و مذهبي كه كليسا جهت حكومت كردن از آن سود مي جويد
در نمايي حقيقتا زيبا كه صندلي 3 پايه در هوا بلند مي شود و ما تنها سه پايه صندلي را مي بينيم حقيقتي نهفته است كه تداعي گر تثليث است و گويي خللي در انجام فرايض ديني از جانب كليسا وجود ندارد
اميد به مذهب و رستگاري در فيلم نا اميد نشده است. تاكيد بر وجود سلسله مراتب و پيروي زير دستان از بزرگان در نماهاي متفاوت قابل مشاهده است، مشاور قاضي شخصيتي پارادوكسيكال دارد، جايي ژان را همچون شيطان فريب مي دهد و جايي براي او اشك مي ريزد
در قسمتي كه سربازي قرار است ژان را براي مرگ آماده كند با او حرف مي زند و نه تنها از حرفهاي او همچون بزرگان برآشفته نمي شود بلكه تحت تاثير هم قرار مي گيرد ولي چه كند كه مامور است و معذور. در اينجاست كه مي فهميم اميدي به رهايي ژان نيست
ژان بايد سوخته شود، اپراي شكوهمند آغازين فيلم حال تبديل به مرثيه شده است. ژان هر چه در دادگاه گفته است باعث اين مراسم شده. او اعتقاداتش را با صراحت تمام گفته است و گويي هر چه گفته است راست بوده – هر بار كه در حال بيان اعتقاداتش بود در يك نماي نزديك با نگاهي زاويه دار به بالا و چشمان گشاد شده انگار به منبع انرژي دهنده خود متصل مي شد و ديگر ابايي نداشت كه بگويد من فرستاده ام
در مكاني كه قرار است مراسم سوزانده شدن ژان برپا شود، مردم جمع شده اند. حالات آنها عجيب عادي است و شور و نشاطي فراتر از هميشه در جريان است. ژان با دعا و درخواست زجر كمتر در آتش مي سوزد و در همين حال با اعتراض مردي كه شما يك قديس را كشتيد سركوب آغاز مي شود. حركت دوربين در هنگام دست به دست شدن گرزها فوق العاده است و نشاني از اتحاد و همكاري گروهي سركوبگران است. به همان سان كه ژان مي سوزد مردم بي خبري كه آنجا بودند سركوب مي شوند
آن بي خبران اول به تماشا آمده بودند، سپس شروع به گريه و زاري كرده و باز بدون اينكه بدانند چرا؟ سركوب مي شوند تا اتوريته كليسا حفظ شده و در عين حال قدرت سركوب و ايجاد اختناق از بين نرود و فيلم با نمايي از آتش و صليب تمام مي شود