حق السكوت و نقش صدا
حق السكوت يكى از مهمترين و خلاقانه ترين فيلم هاى سال هاى نخست سينماى ناطق است. اين فيلم در سال ۱۹۲۹ به فروش بى سابقه اى دست يافت، اين فيلم به عنوان يك فيلم كليدي و مهم نقطه عطفي در تاريخ سينماي انگلستان محسوب مي شود. آنچه در آن روزگار و خصوصا در نيمه دوم دهه 1920 وجود داشت ضعف فيلمهاي انگليسي در تقابل با فيلم هاي آمريكايي بود و " حق السكوت " جزو رقيبان فيلمهاي امريكايي شد.
در اين فيلم صداي بازيگر اصلي فيلم ( Anny Ondra )در نقش اصلي Alice دوبله شده است. Ondra بازيگري لهستاني بود كه قبل از عزيمت به انگلستان در كشورهاي چكسلواكي، آلمان و اتريش به بازيگري مشغول بوده است. او قبل از اين فيلم نيز در تجربه ديگري از هيچكاك به نام " اهل جزيره انسان " ( Manaxma-1928 )بازي كرده بود، فيلمي زيبا و ديدني كه چيزي از يك ملودرام واقعي كم ندارد
به خاطر لهجه غليظ Ondra، هيچكاك يك بازيگر به نام Joan Barry را استخدام كرده بود تا ديالوگهاي را كه كاراكتر بايد بگويد را زير دوربين بخواند و او فقط لب زني كند. شايد اين تكنيك با استانداردهاي امروز ضعيف و ناپخته به نظر برسد ولي ظاهرا بسياري از تماشاگران آن زمان را قانع كرده است. يك منتقد در مجله نيويورك تايمز نوشت : " Anny Ondra يك بازيگر لهستاني است كه با هيچ لهجه قابل توجه خارجي نمي تواند صحبت كند. او داراي شخصيت بسيار مثبتي است و در كار بسيار حرفه اي و آبرومند است و اگر خطايي در بازيگري او هست متوجه كارگردان است
در حقيقت نسخه صامت فيلم در كنار نسخه صدادار فيلم توليد شده بود" چارلز بار " در مقاله خودش به اين نكته اشاره مي كند كه در اين فيلم از 2 نسخه استفاده شده است كه به طور فرضي همه شات ها را به هم مربوط كرده است
او فرض مي كند كه هيچكاك انتظار داشته است كه هر دو نسخه صامت و صدادار را با هم بگيرد و به طور هوشمندانه اي حداقل 2 برداشت قابل قبول از هر شات گرفته است كه 2 نگاتيو مجزا براي نسخه هاي صامت و صدادار وجود داشته باشد. امروز بعضي از منتقدان نسخه صامت را ترجيح مي دهند و بعضي نيز به خاطر وجود صدا نسخه صدادار را تاثيرگذار تر مي دانند
امروزه " حق السكوت " به عنوان يكي از آثار قابل احترام هيچكاك است كه باعث توسعه كارگرداني نيز شده است. اين فيلم به اضافه فيلم مستاجر به تثبيت اعتبار هيچكاك به عنوان كارگردان فيلمهاي دلهره آور كمك كرد
در حاليكه ضبط صدا در فيلم ممكن است به مذاق بينندگان امروزي خوش نيايد ولي هيچكاك براي منظورهاي دراماتيك به نوعي از صدا استفاده كرده است كه هنوز جذاب و گيراست. هيچكاك مي گويد : " هميشه موقعيت هايي كه ما بخواهيم مناظر خيالي مربوط به ذهن را به گونه اي بصري به تصوير بكشيم وجود دارد. بنابراين ممكن است با اجازه دادن به شنيدن صداهايي بخواهيم موقعيت رواني كسي را نشان دهيم. شايد از صداي زنگهاي كليسا استفاده كنيم و شايد از صداي جيغ "
ما در اين فيلم شاهد آنيم كه در چند صحنه از فيلم از صدا به عنوان نمايان كننده موقعيت رواني بازيگر نقش اول استفاده شده است. مهمترين مثال زماني است كه همسايه آليس كه دائما مشغول سخن پراكني و بازگويي شايعات است ماجراي قتل را شرح مي دهد و كلمه " چاقو " بسيار با تاكيد و قوي ادا مي شود در حالي كه ساير كلمات سريعا به سوي محو شدن مي روند. مثال ديگر زماني است كه آليس در مغازه خانوادگي اش است و زنگ بالاي در به صدا در مي آيد و صدا مصرانه تكرار شده و فضا را تحت تاثير خود قرار مي دهد
ما در اين فيلم شاهد آنيم كه در چند صحنه از فيلم از صدا به عنوان نمايان كننده موقعيت رواني بازيگر نقش اول استفاده شده است. مهمترين مثال زماني است كه همسايه آليس كه دائما مشغول سخن پراكني و بازگويي شايعات است ماجراي قتل را شرح مي دهد و كلمه " چاقو " بسيار با تاكيد و قوي ادا مي شود در حالي كه ساير كلمات سريعا به سوي محو شدن مي روند. مثال ديگر زماني است كه آليس در مغازه خانوادگي اش است و زنگ بالاي در به صدا در مي آيد و صدا مصرانه تكرار شده و فضا را تحت تاثير خود قرار مي دهد
از نقطه نظر موضوعي " رابين وود " معتقد است كه " حق السكوت " موتيف " زن گناهكار " را معرفي مي كند. اين مفهوم در بعضي از ديگر فيلمهاي هيچكاك نيز عميقا به چشم مي ايد. مانند ، بدنام ، سرگيجه ، رواني ، پرندگان و مارني
منبع اصلي اين فيلم فيلمنامه چارلز بنت بود كه "تالولا بنكهد "نقش اول آن را به طور باور نكردني بر روي صحنه بازي كرد
هيچكاك واقعا مي خواست كه پايان فيلم با تحت تعقيب قرار گرفتن آليس به پايان برسد و با آوردن يك كارآگاه جوان و محترم به اخلاق و پيش كشيدن مفهوم " عشق در برابر وظيفه " باعث افزايش كشمكش در فيلم شود. و معتقد است كه اگر فيلم اينگونه تمام نشده است به خاطر فشار تهيه كنندگان براي دلايل تجاري بوده است

0 Comments:
Post a Comment
<< Home