<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811</id><updated>2011-08-15T04:13:49.416-07:00</updated><title type='text'>Live in iran</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>108</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114665153729048255</id><published>2006-05-03T03:09:00.000-07:00</published><updated>2006-05-03T03:18:57.300-07:00</updated><title type='text'>چرا جهانبگلو</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: courier new;"&gt;نه بابا، فكر نكنم، اينا اينقدر گوندن كه كسي نمي تونه دستگيرشون كنه، مگه با شاملو تونستن كاري كنن&lt;br /&gt;2 روز پيش وقتي خبر دستگيري رامين جهانبگلو را به يكي از دوستام كه تو سايت روز خونده بودم را دادم اين طوري بهم جواب داد. باورم نميشد. همش آرزو مي كردم كه خبر فرداش نفي بشه، ولي نشد. امروز گويا و بي بي سي هم نوشتن. ليلي پورزند هم در سايتش نوشته كه تلويزين كاناداد هم اعلام كرده. البته هنوز هيچ كس تاييدش نكرده&lt;br /&gt;نمي دونم چي بگم. من از جهانبگلو واقعا خوشم مياد و هميشه سعي كردم نظراتش را در كتابهاش و سخنرانيهاش ندبال كنم. آدم واقعا ارزشمنديه و آبروي مملكت ماست به نوعي. اگه الان تو دنيا قرار باشه يك نفر شخصيت برجسته در زمينه انديشه و فلسفه باشه كه سرس تو سرها داشته باشه و كسي بشناسدش به نظرم جهانبگلو. با مهمترين انديشمندان زنده جهان مصاحبه كرده و يه لحظه از تحقيق و كار فكري و فلسفي دست برنداشته. واقعا متاسفم و ناراحت.....دوست داشتم فحش مي دادم....ولي مي دونم كه فحش دادن خاليم نمي كنه. حوصله هم ندارم كه اين قضيه را تحليل كنم....از كوره دررفتم. ولي آرزو مي كنم كه زودتر آزاد بشه.&lt;br /&gt;ليلي پروزند مطلبي نوشته كه خوي هم نوشته ...يه چيزايي براي خود من درباره جهانبگلو روشن شد. اين هم لينكش&lt;br /&gt;http://www.mehrangizkar.com/lily/archive/000177.html&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114665153729048255?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114665153729048255/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114665153729048255' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114665153729048255'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114665153729048255'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/05/blog-post.html' title='چرا جهانبگلو'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114603761060349103</id><published>2006-04-26T00:25:00.000-07:00</published><updated>2006-04-26T00:46:51.390-07:00</updated><title type='text'>نقد کتاب، پیشنهاد چارچوبی جدید برای سیاست خارجی آمریکا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;فرید پویا- واشنگتن پریزم&lt;br /&gt;فرانسیس فوکویاما استاد دانشگاه جان ها پکینز، در سال ١۹۹۲ با نوشتن کتا ب "پایان تاریخ و انسان آخر"  به شهرت جهانی رسید.  فوکویاما  در این کتاب که اند کی پس از فروپاشی شوروی نوشته شده، لیبرال دمکراسی را مقصد نهایی تمام جوامع دانسته است. این متفکر سیاسی که سالها از شناخته شده ترین نومحافظه کاران بشمار می رفت، به تازگی کتاب دیگری به نام "پس از نومحافظه کاران" (١)  منتشر کرده و موضوع اصلی آن را سیاست خارجی امریکا پس از ١١ سپتامبر دانسته است. این فیلسوف سیاسی معروف در کتاب ۲۰۰ صفحه ای خود، ریشه های تاریخی و تحول اندیشه نومحافظه کاران را بررسی می نماید و توضیح می دهد که چرا خود را دیگر یک نومحافظه کار نمی داند. فوکویاما حمله به ایران برای توقف غنی سازی اورانیوم را، چندان عملی نمی داند. وی همچنین اروپا -و نه خاورمیانه- را مرکز پرورش جهادگران اسلامی دانسته است.  نویسنده که نگران نتیجه جنگ عراق و تاثیر آن بر آمریکا ست، سعی می کند چارچوبی جدید برای سیاست خارجی امریکا پیشنهاد  نماید.&lt;br /&gt;نو محافظه کاران: از چپ ضد استالین تا راست جمهوریخواه&lt;br /&gt;ریشه های تاریخی نومحافظه کاران به اواسط دهه ٣۰ میلادی در سیتی کالج نیویورک - یعنی محل گردهم آیی تعدادی از روشنفکران  چپ ضد استالین - برمی گردد ( ص ١۵).  نبرد فکری نومحافظه کاران با کمونیسم و سوسیالیسم موجود، تا به امروز تاثیر بسزایی بر عقاید و اصول آنان داشته است. در مجموع از نکا ت مهم عقیدتی نومحافظه کاران می توان چهار مورد را نامبرد. مورد نخست این است که سیاست خارجی یک کشور تحت تاثیر و منعکس کننده ساختار سیاسی  حاکمیت ان می باشد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;ایده تغییر رژیم های دیکتا توری در واقع بر این اصل استوار است. نومحافظه کاران نسبت به مشروعیت و کارایی  سازمانهای بین المللی - مانند سازمان ملل- برای دستیابی به عدالت و امنیت مشکوکنند. برای  نو محافظه کاران، امریکا به عنوان ابرقدرت باید در عرصه بین  المللی حضور فعال داشته باشد و- مانند عملکردش در برابرهیتلر- به اهدافی اخلاقی مانند ایجاد امنیت جامه عمل بپوشاند.&lt;br /&gt;نومحافظه کاران در مورد به اصطلاح مهندسی اجتماعی و خرج پول دولت برای عملی کردن طرحهای جاه طلبانه اجتماعی نظری منفی دارند( ص ۴۸).  در دوره رياست جمهوری رونالد ریگان، دیگر تفاوت چندانی بین محافظه کاران سنتی و نومحافظه کاران وجود نداشت. چرا که سیاست خارجی ریگان جنبه اخلاقی به خود گرفت و شوروی را امپراطوری شیطانی نامید و بر خلاف سیاست کسینجر- نیکسون در صدد تغییر رژیم کشورهای کمونیستی برآمد. &lt;br /&gt;پرزيدنت جرج بوش نیز زمانی که هدف جنگ با عراق را تغییر رژیم دانست و آزادی در آمریکا را در گرو آزادی در کشورهای دیگر برشمرد، قدم در چار چوب سیاستهای نومحافظه کاران گذاشت. به گفته فوکویاما در دهه ۸۰ میلادی، نومحافظه کاران با اندیشه سرما یه داری راست سنتی و در دهه ۹۰ میلادی با اندیشه فرهنگی و مذهبی آن کنار آمدند ( ص ٣۹).&lt;br /&gt;فوکویاما که از سیاست خارجی دولت آمریکا و مخصوصاً جنگ عراق دلسرد شده، می گوید در حال حاضر عقاید و اصول نومحافظه کاران معادل سیاست خارجی دولت رئیس جمهور بوش فرض می شود و هر تلاشی برای  جدا کردن این برچسب بیهوده است و باید راه دیگری را دنبال نمود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;او اصول  سیاست خارجی بوش در دوره اول ریاست جمهوری را حمله پیشگیرانه یا پیشدستانه، تغییر رژیم در کشورهای دیگر را سلطه خیرخواهانه  و یک جانبه عمل کردن در عرصه بین المللی بر می شمارد (ص٧).نومحافظه کاران نوشته چندانی در مورد اقتصاد و جهانی شدن ندارند و معلوم است این موارد برایشان چندان اهمیتی نداشته است. اگر چه نومحافظه کاران سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین المللی را فاقد کارایی می دانند، ولی هیچ جایگزینی برای آنها پیشنهاد نمی کنند.&lt;br /&gt;ا ز جنگ پیشدستانه تا جنگ پیشگیرانه(۲)&lt;br /&gt;جنگ پیشدستانه زمانی صورت می گیرد که کشوری در خطر حمله ای فوری قرار گیرد و قبل از آنکه مورد حمله واقع شود، پیشدستی کرده و حمله نماید. جنگ  پیشگیرانه زمانی اتفاق می افتد که کشوری به حدس و گمان کشور دیگری را در ماهها و یا سالیا ن آینده خطری برای خود احساس می کند و برای پیشگیری از به خطر افتادن احتمالی امنیت ملی خود، دست به حمله می زند که بهترین مثال آن جنگ عرا ق است.&lt;br /&gt;به نوشته فوکویاما، متن راهبرد (استراتژی) امنیت ملی ایالات متحده که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد، بنیادگرایان اسلامی و دستیابی آنان به تکنولوژی سلاحهای کشتار جمعی را، مهمترین خطر دانسته است. بر اساس این راهبرد، جنگ پیشگیرانه همان جنگ پیشدستانه محسوب می شود و آمریکا می تواند برای جلوگیری از توسعه تروریسم، در کشورها مداخله نظامی نماید ( ص ۸٣) و دیگر حاکمیت ملی کشورها چندان معنایی ندارد. فوکویاما می گوید اگر هند و یا هر کشور دیگری که درگیر تروریسم است، بخواهد دست به چنین کاری بزند، با مخالفت آمریکا روبرو می شود. در واقع ایالات متحده، خود را استثنا می داند( ص ١۰١).&lt;br /&gt;خواب طلایی جهانی شدن تجربه بلوک شرق&lt;br /&gt;با فروپاشی شوروی و بلوک کمونیست و روی آوردن این کشورها به دمکراسی، این امر به نومحافظه کاران مشتبه شد که این اتفاق می تواند در سایر نقاط دنیا نیز، بوقوع بپیوندد. ولی اولین اشتباهشان این بود که مسائل فرهنگی، سیاسی  و تاریخی خاص کشورهای اروپایی بلوک شرق را در نظر نگرفنتد. در این کشورها رژیمهای کمونیستی فاقد هرگونه مشروعیت بودند، در حالی که این امر الزاماً  در مورد سایر نقاط غیر دمکرا تیک صادق نیست. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;فوکویاما می گوید برخی از کشورهای بلوک شرق مانند استونی سریعاً به جنبش دمکراسی پیوستند و بعضی نیز مانند جمهوریهای آسیای میانه هنوز تحت فرمان حا کمیت های مستبدند. تصور نومحافظه کاران این بود که وقتی مردم آزاد باشند، حتما دمکراسی را برای حکومت انتخاب خواهند کرد ( ص ١١۶)، در حالی که از آزادی تا ایجاد دمکراسی راهی طولانی وجود دارد و دمکراتیزه کردن یک کشور، بدون داشتن نهادهای لازم چندان امکان پذیر نیست. آنچه تاریخ به ما آموخته، این است که برای ایجاد نهادهای مناسب، زمانی طولانی لازم است.&lt;br /&gt;اسلام گرایی رادیکا ل، زاده اروپا&lt;br /&gt;فوکویاما خطر اسلام گرایی رادیکال را برای اروپا بیش از خطر آن برای آمریکا می داند. وی با استناد به "اولیو روا" و "ژیل کپل" اسلام شناسا ن فرانسوی، جهادگران اسلامی را نسل دوم و یا سوم مهاجرین مسلمان در اروپا - و نه مومنین خاورمیانه- می داند ( ص٧۴). این جوانان ریشه های فرهنگی خود را از دست داده و از جامعه کشور میزبان نیز رانده شده اند. این پیکارجویان مسلمان می توانستند در سالهای پیشین به گروههای مارکسیست- لنینیست یا فاشیست بپیوندند. اسلامگرایی رادیکا ل و جهادگر محصول مدرنیزاسیون وجهانی شدن- و نه سنت- است. فوکویاما تاکید می نماید که  دنیای مسلمان را دشمن دانستن کاری بیهوده است. چرا که تنها اقلیتی بنیادگرا در حال جنگ با غرب است و اکثر مردم کشورهای مسلمان ترجیح می دهند در غرب زندگی کنند ص( ٧۵).&lt;br /&gt;ایران و غنی سازی اورانیوم&lt;br /&gt;اواخر دهه ۶۰ میلادی مساله ان پی تی- پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای- از مشغولیا ت فکری آلبرت وهل استیتر، استاد دانشگاه شیکاگو بود که بسیاری از نومحافظه کاران را تحت تاثیر اندیشه  خود قرار داد ( ص ٣١). برای او دستیابی به فناوری اتمی صلح آمیز در چارچوب ان پی تی ، می توانست مبدل به فناوری سلاحهای اتمی شود. چرا که  بخش اصلی  فناوری هسته ای، دارای هر دو کاربرد نظامی و صلح آمیز می باشد.&lt;br /&gt;فوکویاما اضافه می کند که این درست مسا له امروز با ایران است که در چارچوب ان پی تی، بدست آوردن فناوری هسته ای را حق خود می داند. او می افزاید در همین حال چنین فعالیتی می تواند بهترین پوشش برای دستیابی به سلاح اتمی باشد.&lt;br /&gt;فوکویاما می گوید عملیات نظامی برای تغییر رژیم ایران، می تواند نتیجه عکس دهد. چرا که، گرچه بخش قابل توجهی از ایرانیان، مخالف  رژیم کشورشانند، ولی در میان این مخالفان، ملی گرایانی نیز هستند که هوادار یک ایران لیبرال صاحب سلاح اتمی می باشند. در صورت حمله آمریکا، مخالفان خارج از کشور و اصلاح طلبان داخل، می توانند عقب گرد کنند( ص ۹١).&lt;br /&gt;فوکویاما می گوید پرزيدنت بوش در دوره دوم ریاست خود، از تغییر رژیم در ایران و کره شمالی سخن به میان نیاورده است. از نظر نویسنده، این امر نشانه عدم چاره دولت آمریکا در مقابل واقعیت- و نه چیزی دیگر- است. نیروهای آمریکا درگیر عراق هستند و از بین بردن تسهیلات هسته ای ایران و کره شمالی، کار چندان راحتی نیست. چرا که هزینه سیاسی حمله آمریکا به عراق بسیار زیاد بود و این کشور باید از این پس بیشتر به این مساله توجه کند( ص ١۸۲).&lt;br /&gt;آزادی همیشه یه دمکراسی ختم نمی شود&lt;br /&gt;فوکویاما که از هواداران تحت فشار دادن و تغییر رژیم در عراق بود، از اولین کسانی بشمار می رود که در مورد این مساله دچار تردید شد و سرانجام با آن به مخالفت پرداخت. او حتی دیگر خود را یک نومحافظه کار نمی داند. مجله نیو ستیتزمن (٣) در این مورد و در معرفی کتاب پس از نومحافظه کاران، می نویسد  که فوکویاما پیش و پس از ١١سپتامبر، خواستار فشار بر عراق بود ولی هر چه به حمله نهایی نزدیکتر شدیم، بیشتر در مورد موضع خود دچار تردید شد. این مجله می افزاید باید در نظر گرفت که نومحافظه کاران، تنها هواداران جنگ عراق نبودند، بلکه روشنفکرهای چپ امریکایی، بسیاری از دمکراتها و جمهوریخواهانی که جز نومحافظه کاران نبودند، طبل جنگ را بصدا در آوردند.&lt;br /&gt;پیروزی سریع آمریکاییها در پسگیری کویت، عملیات کوزوو و شکست دادن طالبان باعث شدند که نومحافظه کاران تغییر رژیم در عراق را نیز ساده بپندارند. فو کویاما می گوید در مورد مساله سلاحهای کشتار جمعی در عراق به شدت غلو شده بود( ص ۶). آمریکا در حمله به عراق، حتی به نظر هم پیمانانش اهمیت نداد و استثنا بودن خود را مطرح کرد.&lt;br /&gt;این امر بدان معنی بود که آمریکا حق دارد بدون در نظر گرفتن مساله حاکمیت ملی کشورهای دیگر، در امور آنها دخالت کند. فوکویاما می گوید پروژه چندانی برای باز سازی عراق وجود نداشت و حل مسایل پس از حمله بسیار ساده عنوان شده بود. چرا که رامسفلد وزیر دفاع امریکا، جنگی سریع با جنگ افزار سبک و متحرک، و با تعداد محدودی نظامی را طرح ریزی کرده بود.&lt;br /&gt;او در پی اثبات کارایی چنین عملیا تی بود که باعث گرفتاری آمریکاییها شد. این جنگ باعث محدودیت عمل نیروهای آمریکایی در جاهای دیگر دنیا شده است و ناکامی در آن می تواند باعث چرخش سیا ست خارجی آمریکا به سوی واقع گرایی وحتی منزوی شدن این کشور شود.  به عبارت دیگر سناریوی  پس از ویتنام  دوباره تکرار می شود. فوکویاما امیدوار است چنین وضعی پیش نیاید چون قوی ترین و ثروتمندترین کشور دنیا می تواند نقش مهمی در جهان ایفا کند.&lt;br /&gt;راه حل فوکویاما&lt;br /&gt;فوکویاما، محافظه کاران را تنها یکی از جریانهای تفکر سیاست خارجی آمریکا می داند که در حال  حاضر اندیشه حاکم است. واقع گرایانی مانند کسینجر - که نه کاری به حاکمیت کشورها دارند و نه علاقه ای به توسعه جهانی-، ناسیونالیستهای آمریکایی - که خواهان منزوی کردن کشورشان چه از نظر سیاست خارجی و چه از نظر اقتصادی هستند-، و بالاخره مداخله گرایان لیبرال - که خواهان ایجاد نظمی بین المللی بر پایه قانون و نهادها می باشند-، از دیگر جریانهای فکری تا ثیرگزار بر سیاست خارجی امریکا محسوب می شوند( ص ٧).&lt;br /&gt;به عقیده فوکویاما، نیروی آمریکا بیشتر در شکل دادن سازمانهای جهانی، و پیمانها و اتحادیه های بین المللی - و نه در قدرت نظامی این کشور- است. او حمله پیشگیرانه و تغییر رژیم را از آخرین راه حلها می داند و خواستار غیر نظامی شدن سیاست خارجی امریکاست (ص ١۸۴).&lt;br /&gt;آمریکا باید  در ترویج دمکراسی و تغییر ماهیت حکومتهای غیر دمکراتیک بکوشد. این امر می بایست در چارچوب همکاری بین المللی و از طریق کمک اقتصادی و یاری رساندن در ایجاد نهادهایی برای حفظ دستاوردهای اقتصادی و رشد پایدار آن  در این کشورها، صورت بگیرد. او این نظریه را ویلسونیسم واقع گرایانه می نامد(ص ۹).&lt;br /&gt;فوکویاما برای دوست یابی مجدد آمریکا در عرصه جها نی،  مدل بیسمارک صدراعظم قرن نوزدهم آلمان را، برای سیاست خارجی آن کشور پیشنهاد می کند(ص ١۸۸). بیسمارک به کشورهای همسایه اش اطمینان خاطر می داد که از موقعیت آلمان نهراسند و پیمانی بر ضد این کشور بوجود نیاورند.&lt;br /&gt;فوکویاما می گوید کشورهای مختلف از چاوز در ونزولا گرفته تا چین و روسیه در آسیای مرکزی، در حال هم پیمان شدند تا نفوذ آمریکا را کاهش دهند. ایالات متحده نمی تواند منزوی بماند. از نظر فوکویاما نهادهای بین المللی هم اکنون یا قدرت دارند ولی فاقد مشروعیت هستند، و یا مشروعیت دارند ولی بدون قدرت می باشند. ایجاد نهادهای جهانی مختلف که هر کدام با یک مساله سر و کار داشته باشند بخشی از راه حل جدید فوکویاما می باشد.&lt;br /&gt;تاملی بر نوشته فوکویاما:&lt;br /&gt;پایان تاریخ  فوکویاما و سیاست خارجی&lt;br /&gt;چارچوب و یا اصول پیشنهادی فوکویاما برای سیاست خارجی آمریکا، منعکس کننده نظرات وی در کتاب پایان تاریخ و پیروزی نهایی دمکراسی لیبرال است که در واقع سخن جدیدی نیست. در نظریه پایان تاریخ، فوکویاما معتقد است که همه مردم در پی دستاوردهای مدرن شدن از قبیل رفاه بیشتر و بهداشت بهتر و غیره هستند.  آنها پس از بالا رفتن سطح زندگی، به تدریج خواستار مشارکت در سیاست شده و در دراز مدت جامعه به سوی لیبرال دمکراسی سوق داده خواهد شد (ص ۵۴).در مورد سیاست خارجی پیشنهادی فوکویاما نیز، همین اندیشه به چشم می خورد. رشد اقتصادی و ایجاد نهادهایی حتی غیر دمکراتیک که قادر به نگهداری دستاوردهای اقتصادی بوده و به رشد ان کمک نمایند، بتدریج زمینه دمکراسی را فراهم می آورد.می توان به فوکویاما این ایراد را گرفت، که رشد اقتصادی و نهادهای کارآمد می توانند بیش از بیش به رژیمهای دیکتاتوری مشروعیت بخشند.&lt;br /&gt;مرزهای نامشخص مرزبندی نویسنده میان نومحافظه کاران و واقع گرایانی مانند هنری کسینجر قابل تامل است. فوکویاما می گوید که واقع گرایان - بر خلاف نومحافظه کاران که در پی تغییر رژیم می باشند - به حاکمیت سیاسی کشورها احترام می گذارند و چندان در پی ترویج دمکراسی نیستند.&lt;br /&gt;این مرز بندی تا حدود زیادی قا بل تا مل است. چرا که گر چه کسینجر وجود اتحاد شوروی و بلوک شرق را در روا بط بین المللی ثابت می دانست ( ص ٣٧)، اما بهیچوجه در مورد کشورهای کوچکتر چنین فکری نمی کرد. بهترین مثال تغییر حکومت آلنده در شیلی می باشد. بنابراین برای واقع گرایان نیز تغییر سیستم سیاسی با استفاده از زور، دور از واقعیت نبوده است.&lt;br /&gt;ویلسونیسم در واقع بیا نگر عقاید "وودرو ویلسون" رئیس جمهور آمریکا در سالهای ١۹١٣- ١۹۲١ تلقی می شود. این نکته قابل توجه است که رئیس جمهور ویلسون از سویی خواهان صلح جهانی، اقتدار نهادهای بین المللی و خلع سلاح عمومی بود، ولی از طرف دیگر نیز برای  سرنگونی دیکتاتورها تلاش می کرد. حمله آمریکا به مکزیک در زمان رياست جمهوری او انجام گرفت. در واقع واژه ویلسونیسم در سیاست خارجی هم می تواند به معنای باز و هم به معنی کبوتر باشد. بدون توضیح بیشتر درباره  ویلسونیسم و جنبه های مختلف ان سر درگم خواهیم شد.&lt;br /&gt;پانویس ها:&lt;br /&gt;1- Francis Fukuyama, After the NeoCons, Profile books, 2006&lt;br /&gt;۲- آقای داریوش آشوری فرهنگ نویس و پژوهشگر معروف چنین معادلهایی بر گزیده استPreventive پیشگیرانه Premitive پیشدستانه     3- Man who Changed His Mind, Anatol Lieven, NewStatesman 27 March 2006&lt;br /&gt;فرید پویا، پژوهشگر و روزنامه نگار مستقل از همکاران اين نشريه بوده و با نشرياتی ديگر از جمله انترناسیوناله و صداهای جهانی هاروارد همکاری می کند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114603761060349103?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114603761060349103/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114603761060349103' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114603761060349103'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114603761060349103'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/04/blog-post_26.html' title='نقد کتاب، پیشنهاد چارچوبی جدید برای سیاست خارجی آمریکا'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114596495081081023</id><published>2006-04-25T03:45:00.000-07:00</published><updated>2006-04-25T04:35:50.876-07:00</updated><title type='text'>گردش به راست، خ...مالي، اعلام وجود يا هر چيزي كه شما بگين</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;div align="right"&gt;در راستاي ديدارهاي اخير جبه مشاركت با شخصيتها و احزاب، كارشناسان سياسي و تحليلگران به اندازه كافي حرف زده اند و آن داستان را تحليل كرده اند ولي در خبرها آمده بود كه سعيد حجاريان اين ديدارها را اقداماتي استراتژيك ندانسته بود كه باعث اين سوال جدي مي شود كه جبهه مشاركت  كه اگر قرار باشد انتقادي به عملكردش وارد شود فقدان يك استراتژي واحد از لحظه شروع به كارش بوده است كه آخريد آن ( كه شايد صدها بار زيانبارتر از فرصت سوزيهاي زمان خاتمي بود ) فقداستراتژي براي انتخابات نهم بود، حال باز هم مشغول به انجام كارهايي است كه در راستاي استراتژيهايش نمي باشد. پس اين كارها را چرا انجام مي دهد. اصلا ديدار با ناطق نوري و حزب موتلفه چه سودي مي تواند براي حزب مشاركت داشته باشد. احوال پرسي كه در اين عالم معني ندارد و تازه اگر هم معنا داشته باشد مي شود تلفني يا شخصي باشد و احتياجي به پوشش خبري ندارد. اعلام مواضع در خصوص انرژي هسته اي هم احتياج به ديدار ندارد. چرا كه اين حزب مي تواند با اعلام بيانيه مواضع خود را به همه اعلام كند و مطمئن باشد كه ناطق و موتلفه هم آن را مي خواند و هزارتا مسئله ديگه كه واقعا باعث افزايش انتقادها به اين حزب مي شود. كه بي برنامه گي و همين جوري يه كاري كردن تا كي مي خواد از جانب سران اين حزب ادامه داشته باشه .همين&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;يكي ديگه اينكه حجاريان خوشحال شده كه آي نبوي و سحابي بعد از 24 سال با هم ديدار كردن. اين حزين مشاركت و حجاريان انگار بيشترين تاثيران را از مهرورزي آقا گرفتن و خيلي ديگه دارن رمانتيك ميشن&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;من مي خوام سوال كنم آخه اين دو اصلا تو اون ديدار به غير از تعارف چي گفتن. چون بحث بر سر مواضع كه ديدار حضوري نمي خواد. هر دو هميشه هر جا مي خواستن موضع گيري كردن و نبوي هم بر سر تشكيل جبهه دموكراسي خواهي ناز كزده و فعلا كه با آقايون سر يه سفره نشسته&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اينا را گفتم كه بگم اين حركت حزب مشاركت واقعا جفنگ و مسخره اس و مني كه غالبا سعي مي كردم يه توجيهي براي كاراشون پيدا كنم ديگه واثه اين يكي چيزي ندارم بگم و فقط مي تونم بگم كه مزخرف بود&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114596495081081023?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114596495081081023/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114596495081081023' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114596495081081023'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114596495081081023'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/04/blog-post_25.html' title='گردش به راست، خ...مالي، اعلام وجود يا هر چيزي كه شما بگين'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114596053975838658</id><published>2006-04-25T01:50:00.000-07:00</published><updated>2006-04-25T03:22:24.670-07:00</updated><title type='text'>آيا “موج سوم” تعريف جديدي از انسان ارائه خواهد داد؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;نويسنده مقاله زير الوين تافلر است. موضوع جالبي ايت به نظرم، از اونجايي كه به موضوعات متفاوت و گسترده اي مربوط ميشه و در ضمن تبعات خيلي زيادي هم داره كه مثلا خودش به تبعات مذهبي اون اشاره كرده كه احتمالا تندترين پاسخها خواهد بود. حالا اميدوارم بشه بيشر در اين مورد بدونم. منبع اين مطلب سايت آنيده نگر بود كه عينا مقاله را اينجا كپي مي كنم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;شايد بزرگترين پرسش قرن بيست ويكم اين باشد: "تعريف انسان چيست"؟ پاسخ اين پرسش، بنياديترين ارزشها و اصول اخلاقي ما را در معرض سوال قرار خواهد داد و بعيد نيست كه به تشديد درگيريهاي مذهبي و اخلاقي در سرتاسر جهان بيانجامد. در نيمه هاي دهه 1950، آمريكا اقتصاد جديدي را تجربه كرد كه بيش از آنكه بر نيروي بازو متكي باشد، بر پايه "دانش" استوار بود. اقتصاد دانش بينان بخشي از موج عظيم تغييرات فناورانه، اجتماعي و فرهنگي است. انقلاب كشاورزي در ده هزار سال پيش موج اول اين تغيير بود. پس از آن انقلاب صنعتي كه تقريبا 350 سال پيش به وقوع پيوست، موج دوم و سريعتر تغيير را به همراه آورد و اكنون ما با موج سوم روبرو هستيم؛ موجي به مراتب پر شتابتر كه دامنه جهاني پيدا كرده است. اين شيوه جديد زندگي، به راستي نشانگر پديداري تمدني نوين و شايد يك "ابرتمدن" super civilization)) است؛ موجي كه از آمريكا آغاز شد و در ساير نقاط جهان از ژاپن، سنگاپور و چين گرفته تا هند و برزيل به پيشروي خود ادامه ميدهد. نخستين مرحله اين تغيير بزرگ، "انقلاب ديجيتال" و پيامدهاي اجتماعي و فرهنگي آن است. مرحله بعد تركيب انقلاب ديجيتال با انقلاب ژنتيك و زيست شناسي خواهد بود. تعريف انسان چيست؟ تحولات پياپي در عرصه هاي گوناگون ما را به نوانديشي درباره تعريف انسان وادار خواهد كرد. بياييد از دانش ژنتيك آغاز كنيم. ظرف يك يا دو دهه آينده با دستكاري ژنها، "كودكان سفارشي"(pre-design babies) پا به عرصه گيتي خواهند گذاشت. در آن زمان احتمالا خواهيم توانست با به كارگيري دانش ژنتيك, ضريب هوشي فرزندان خود را بالا ببريم؛ ژنهاي انسان را به حيوان و بالعكس پيوند بزنيم؛ و با قرار دادن "ميكروتراشه ها" يا حتي كوچكتر از آن "نانوتراشه ها" در داخل بدن، كاركردهاي آسيب ديده بدن را ترميم كرده و يا توانمنديهاي جديدي در بدن ايجاد كنيم. هم اكنون قادر به ساخت تراشه هايي هستيم كه بخشي از آنها زنده و بخشي ديگر غير زنده است. در قرن بيست ويكم شواهدي مبني بر وجود حيات در فراسوي كره زمين كشف خواهد شد و شايد در آن زمان بتوانيم به اين پرسش مهم پاسخ بدهيم كه" منشا حيات كجاست؟".آيا حيات ريشه در فراسوي زمين دارد و از طريق شهاب سنگها به كره خاكي ما راه يافته است؟ يا به عكس، حيات از زمين آغاز شده و همراه با توده اي از گرد و غبارهاي ناشي از برخورد سياركها با سطح زمين, به ساير نقاط كيهان منتقل شده است؟ شايد هم حيات يا گونه هاي ابتدايي آن در بخشهاي مختلف كيهان وجود داشته و با تركيب آنها گونه هاي كاملتري از حيات پديد آمده است؟ اگر چنين است، پس ما متعلق به كجا هستيم؟ شايد تاكنون دليل چنداني براي انديشيدن به تعريف ماهيت انسان نداشته ايم. "به راستي انسان چيست؟" وقتي مي بينيم مردم آمريكا درباره سقط جنين چقدر جر و بحث ميكنند و حتي حاضرند براي تحميل نظراتشان ديگران را بكشند، اگر روزي نه تنها "زمان پيدايش"، بلكه تعريف "ماهيت انسان" بحث روز شود، چه روي خواهد داد؟تعريف كيستي يا چيستي انسان و پيامدهاي اخلاقي، قانوني و سياسي ناشي از اين تعريف چه خواهد بود؟ در آينده وقتي با انسان هايي روبرو شويم كه نيمي از بدنشان پروتوپلاسم و سلولهاي زنده و نيمي ديگر قطعات هوشمند است، چه خواهيم كرد؟ وقتي "كودكان سفارشي" را ببينيم كه اندامهاي ناآشنا در بدن آنها وجود دارد، واكنش ما چه خواهد بود؟ و سرانجام وقتي روباتهاي خودكاري كه قادر به توليد موجوداتي مشابه خود هستند، رفتارهاي شبه انساني بيشتر و بيشتري از خود نشان دهند, چه روي خواهد داد؟ در آن زمان مرز ميان انسان و "شبه انسان" (humanoid) كجا خواهد بود؟اختلافات مذهبي همگرايي چنين روندهايي اختلافهاي مذهبي را شعله ورتر خواهد كرد. پيروان هر مذهب تعريفي متفاوت از ماهيت انسان ارائه كرده و ديگران را به پذيرش باورهاي خود فراخوانده و سرانجام جنگهاي عقيدتي آغاز خواهد شد. به نظر ميرسد در آينده پيرامون مفاهيمي همچون زندگي و تعريف هويت انسان تفاهمي وجود نخواهد داشت. آنچه مرا نگران ميكند اين است كه دامنه اين بحثها از محافل روشنفكري به كوچه و بازار و بويژه افراد متعصب كشيده شود. من معتقدم كه در قرن جديد ما با يك نظام اخلاقي نو مواجهيم، كه با آنچه تاكنون و در طول تاريخ ديده ايم، متفاوت است &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114596053975838658?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114596053975838658/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114596053975838658' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114596053975838658'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114596053975838658'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/04/blog-post.html' title='آيا “موج سوم” تعريف جديدي از انسان ارائه خواهد داد؟'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114216777693498194</id><published>2006-03-12T04:24:00.000-08:00</published><updated>2006-03-12T04:49:36.970-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1899/544/1600/Picture%20050.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1899/544/320/Picture%20050.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114216777693498194?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114216777693498194/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114216777693498194' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114216777693498194'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114216777693498194'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/03/blog-post.html' title=''/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114111057718059380</id><published>2006-02-27T21:30:00.000-08:00</published><updated>2006-02-27T23:09:37.236-08:00</updated><title type='text'>يك دراكولاي دوست داشتني- مقاله درباره نوسفراتو</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;نوسفراتو، سمفوني وحشت بي شك از تثبيت شده ترين آثار سينمايي دهه بيست آلمان و از تاثير گذارترين فيلمهاي تاريخ سينماست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;وجه بصري فيلم، قصر دراكولا، جاده هاي كوهستاني كه سايه ابرها روي شان افتاده است، كشتي بادباني در نماي سر بالا و كوچه هاي دراز شهر برمن در نماي سر پايين و ... همچنان شكوه و جلوه خود را حفظ كرده و دليل ماندگاري فيلم " راز " ي است كه در جاي جاي فيلم به چشم ميخورد : درهايي كه خود به خود بسته مي شوند، كالسكه اي كه خود به خود راه مي افتد و&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;دراكولاي مورنا در عين حال هم ترسناك است و هم دوست داشتني و اين به دليل آن است كه دو شخصيت ديگر اصلي فيلم چندان جذاب نيستند. ( هاركر و دختر &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;1&lt;br /&gt;تمامي آثار مورنا، از فيلم هايي كه در آلمان ساخت تا طلوع، دختر شهري و واپسين كارش تابو كه چند روز پس از مرگ او نمايش داده شد، ريشه در فرهنگ اروپاي مركزي دارند. هراس از چيزي ناشناخته، دلهره، اضطراب، وانهادگي و حالت تعليق و ابهام مباني زيبايي شناسانه آنهاست. شايد اين نكته راز همانندي آثار او با حكايت هاي كافكا باشد. در عين حال طرح دلهره، همچون پايه فهم راز آميزي مناسبات انساني، آثار مورنا را به فيلم هاي دو &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شاگرد كيركه گارد يعني دراير و برگمان نزديك مي كند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;2&lt;br /&gt;مي توان با اطمينان گفت كه سينما هنوز نتوانسته دوباره آن خون آشام  تنها و غمگين مورنا را بازآفريند. كسي كه آفريننده ترس هست، اما خودش بيش از ديگران با دلهره و ماليخوليا آشناست. ( مقايسه كنيد با نوسفراتوي هرتسوگ )&lt;br /&gt;دلهره ( ترس از ناشناخته ) و ابهام مايه هاي اصلي در كار رمانتيك هاي آلماني بودند. خون آشامي را كه در قصري قديمي و نيمه ويران زندگي مي كند، رمانتيك ها يافتند هر چند در داستان هاي هراس آور گوتيك اين خون آشام يافتني بود، اما تاكيد بر دردهاي روحي و تنهايي ژرفش زاده ي انديشه رمانتيك است. ترس و ابهام دو گوهر همزاد و وجود اين خون آشام است. ترسي كه به گفته ي زيگفريد كراكائر در كتاب " از كاراكائر تا هيتلر " آلماني ها با آن بزرگ مي شوند و بدان نياز دارند و كراكائر معتقد بود كه نوسفراتوي خون آشام تجسم پليدي ها و اقتدار يك جبار است. كسي كه در قصه هاي كودكان ژرمن حضور داشته و آلماني ها در آينده اي از عشق و نفرت به آن نگريسته اند. با اين تعبير سياسي نوسفراتو بهترين سند در پيش بيني فاجعه اي است كه تاريخ آلمان بعد را رقم زد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما رازي كه در نوسفراتوي مورنا نهفته است و ما غير آلماني ها هم احساسي از ترس، ترحم و حتي دلبستگي داريم چيست؟ آدوكي رو در " سور رئاليسم در سينما " نوشته است كه نوسفراتو تجسم عشق و طغيان است. تعبير سياسي تازه اي كه در تقابل با برداشت كراكائر قرار دارد و به گمان من بارها درست تر است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نوسفراتو بر خلاف آثار لانگ، لوبيچ و فيلم هاي نمونه ي اكسپرسيونيسم در فضاي باز ساخته شده است. طبيعت نيز در اين فيلم بازي مي كند. تپه ها و برف و باد سازنده " عناصر فرا طبيعي " هستند. دكورهاي مصنوعي بر خلاف سنت اكسپرسيونيسم به گونه اي " طبيعي " ساخته شده. فيلمبردار بيشتر ترجيح مي داد هيجان ها و ترس از حركت هنر پيشه ها در برابر دوربين ايجاد شود ( به جاي حركت دوربين ). تدوين نماها بي اهميت است. نكته اصلي جاي درست دوربين و زاويه ديد صحيح است. نكته اي كه مشخصه سينماي استوار به نماست. هراس زاده ي حركت خون آشام به سمت دوربين است و نه نتيجه حركت دوربين. اهميت نورپردازي در اين فيلم ريشه در اين واقعيت دارد كه اشياي متحرك فيلم حركت خود را از بازي سايه ها بدست مي آورند. هر بار كه خون آشام از دل ظلمت ظاهر مي شود، حضورش هراس آور مي نمايد. اين تاكيد بر نور و سايه ها، موجد حال تعليق مي شود. حالتي كه از سوي ديگر زاده ي حركت هاي آرام و متناوب اشيا است. درهايي كه آرام باز و بسته مي شوند و لرزش هاي ناشي از باد درياي بالتيك&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلخيص از مقاله " سه نگين مورنا "&lt;br /&gt;نوشته بابك احمدي&lt;br /&gt;مجله فيلم شماره 86&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114111057718059380?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114111057718059380/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114111057718059380' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114111057718059380'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114111057718059380'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/02/blog-post_27.html' title='يك دراكولاي دوست داشتني- مقاله درباره نوسفراتو'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114095717969707592</id><published>2006-02-26T04:22:00.000-08:00</published><updated>2006-02-26T04:32:59.786-08:00</updated><title type='text'>تحليلي بر مصايب ژاندارك اثر كارل تئودور دراير</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;ساخت و پرداخت هنرمندانه دراير در اين فيلم باعث مي شود كه نتوانيم فيلمي را با استفاده از رويكردي صرفا تاريخي بخوانيم. آن چه شايد پيش از هر چيز در فيلم جلب توجه مي كند روانكاوي فرهنگ و مردم قرن 15 اروپاست. جنگي صد ساله بين فرانسه و انگليس و ادعاي دختر دهاتي و بي سوادي كه مدعي نجات فرانسه و رستگاري است، چرا كه از جانب خدا آمده است، شاكله اصلي داستان فيلم است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;غالب فيلم در دادگاه ( كه همان كليساست ) و زندان ژان مي گذرد و اين نمادي است از تسلط كليسا بر ذهن و  روان مردم آن روزگار . مرداني يا شايد مردماني كه در جريان محاكمه قرار دارند و دائما ادامه محاكمه را طلب مي كنند و هر از چند گاهي يكي شان برآشفته شده و بانگ بر مي دارد كه فلاني كفر مي گويد. نماي نزديك هاي بي شمار و گريم كم بازيگران انگار همه چيز را بسيار واقعي جلوه مي دهد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;نماي معرف در اين فيلم به سختي پيدا مي كنيم ولي شايد همان معرفي ژان در اولين نما برايمان كافي است تا هم به قضاوت دراير در خصوص ژان پي ببريم و هم به تم اصلي فكري دراير كه عميقا مذهبي است. ژان در يك نماي نزديك با زاويه دوربين از پايين، چشمهاي گشاد و حالت قديس گونه به ما معرفي مي شود. دادگاه سراسر مملو از مرداني است كه براي تماشاي محاكمه به آنجا آمده اند. ژان با موهاي كوتاه و لباسهاي مردانه و پاهاي زنجير زده وارد دادگاه مي شود. زنان در دادگاه حضور ندارند و خود ژان هم معتقد است كه لباس مردانه پوشيده كه ماموريت خدا را انجام دهد و هر آنگاه لباس خود را بر تن مي كند كه ماموريتش پايان پذيرفته باشد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;سوالات دادگاه شروع مي شود، قسم اول جنسي و شهواني و قسم دوم مذهبي و اعتقادي. باري انگار كه همواره مذهبيان و مبلغان خشك انديش عطش وصف نا پذير جنسي دارند كه هر كجا و در هر مكان سر برآورده و بيش از هر وقت فضاحت وجودي آنها را نمايان مي كند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;سوالات جنسي طبيعتا آغاز سوالات است : سن مايكل مرد است يا زن ؟ آيا او برهنه بود ؟ آيا موهاي بلندي داشت؟&lt;br /&gt;سوالات جنسي حاكمان را ارضا مي كند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در نمايي ديگر مي بينيم كه زير دستان به اتاق ژان رفته و سر به سر او مي گذارند و  خنده هاي زشتي سر مي دهند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;وجود سلسله مراتب چيزي است كه در نماهاي متفاوت قابل رويت است.  مثلا دقيقه  43:50 &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;سوالات اعتقادي آغاز مي شود، در فضايي كه سراسر خشونت و نظامي گري است، كتابي كه ژان بر آن دست مي گذارد و زنجيري كه بر روي آن است و نماهايي كه چندين بار از نگهبان چاق انگليسي با آن زنجيرهايي كه بر لباسش آويزان است همه حاكي از جو نظامي، گوش به زنگ و سركوبگر دادگاه است. در نمايي ديگر مي بينيم كه سربازان در حال خروج از در هستند ولي ما سربازي نمي بينيم فقط نيزه هاشان ديده مي شوند، گويي آنها ديگر انسان نيستند و به موضوع نظامي گري و جبر و زور تبديل شده اند. و در چنين فضايي است كه آتش حكم قاطع كليسا براي ژان است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;دراير با تقسيم بندي مذهب به 2 بخش، آنها را در اين فيلم در مقابل هم قرارداده است، مذهبي كه ژان به آن معتقد است و جنبه معنويت در آن پر رنگ است و مذهبي كه كليسا جهت حكومت كردن از آن سود مي جويد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در نمايي حقيقتا زيبا كه صندلي 3 پايه در هوا بلند مي شود و ما تنها سه پايه صندلي را مي بينيم حقيقتي نهفته است كه تداعي گر تثليث است و گويي خللي در انجام فرايض ديني از جانب كليسا وجود ندارد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;br /&gt;اميد به مذهب و رستگاري در فيلم نا اميد نشده است. تاكيد بر وجود سلسله مراتب و پيروي زير دستان از بزرگان در نماهاي متفاوت قابل مشاهده است، مشاور قاضي شخصيتي پارادوكسيكال دارد، جايي ژان را همچون شيطان فريب مي دهد و جايي براي او اشك مي ريزد &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در قسمتي كه سربازي قرار است ژان را براي مرگ آماده كند با او حرف مي زند و نه تنها از حرفهاي او همچون بزرگان برآشفته نمي شود بلكه تحت تاثير هم قرار مي گيرد ولي چه كند كه مامور است و معذور. در اينجاست كه مي فهميم اميدي به رهايي ژان نيست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;ژان بايد سوخته شود، اپراي شكوهمند آغازين فيلم حال تبديل به مرثيه شده است. ژان هر چه در دادگاه گفته است باعث اين مراسم شده. او اعتقاداتش را با صراحت تمام گفته است و گويي هر چه گفته است راست بوده – هر بار كه در حال بيان اعتقاداتش بود در يك نماي نزديك با نگاهي زاويه دار به بالا و چشمان گشاد شده انگار به منبع انرژي دهنده خود متصل مي شد و ديگر ابايي نداشت كه بگويد من فرستاده ام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در مكاني كه قرار است مراسم سوزانده شدن ژان برپا شود، مردم جمع شده اند. حالات آنها عجيب عادي است و شور و نشاطي فراتر از هميشه در جريان است. ژان با دعا و درخواست زجر كمتر در آتش مي سوزد و در همين حال با اعتراض مردي كه شما يك قديس را كشتيد سركوب آغاز مي شود. حركت دوربين در هنگام دست به دست شدن گرزها فوق العاده است و نشاني از اتحاد و همكاري گروهي سركوبگران است. به همان سان كه ژان مي سوزد مردم بي خبري كه آنجا بودند سركوب مي شوند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;آن بي خبران اول به تماشا آمده بودند، سپس شروع به گريه و زاري كرده و باز بدون اينكه بدانند چرا؟ سركوب مي شوند تا اتوريته كليسا حفظ شده و در عين حال قدرت سركوب و ايجاد اختناق از بين نرود و فيلم با نمايي از آتش و صليب تمام مي شود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114095717969707592?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114095717969707592/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114095717969707592' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114095717969707592'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114095717969707592'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/02/blog-post_26.html' title='تحليلي بر مصايب ژاندارك اثر كارل تئودور دراير'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114042579150084696</id><published>2006-02-19T23:48:00.000-08:00</published><updated>2006-02-20T00:56:32.366-08:00</updated><title type='text'>اقتصاد فمینیستی</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;div align="right"&gt;يك مطلبي بود تحت همين عنوان كه من تا به حال هم نشنيده بودم. مقاله جالبي بود و موضوعاتش هم جالب بود. هميشه فكر مي كنم با خودم كه بيشتر بايد از ديدگاههاي فمنيستها با خبر بشم چرا كه بعضي وقتها حس مي كنم مانند يك نيروي اپزسيون اجتماعي عمل مي كنند و قراردادهاي مرسوم را به نقد مي كشند، البته بعضي وقتها ديدم كه زياده روي هم مي كنند ولي همان هم به نظرم مفيده چرا كه تا وقتي درباره چيزي حرف زده نشه و موضوعي به حيطه نقد و گفتگو پاش باز نشه عملا چيزه زيادي نه مي شه دربارش دونست و نه چيز مفيدي عايد آدم ميشه. بگزريم از اينكه غالبا اينگونه انديشه ها ( اونايي كه به حوزه گفتگو وارد نميشن ) خطرناك هم هستند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تمام اين افاضات را مثلا به عنوان مقدمه نوشتم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اين مقاله در سايت كانون زنان ايرني بود كه من از فيلتر گذشتم و بهش رسيدم براي همين عينا همينجا مي آرمش&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;***&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ترجمه:سونیا غفاری۲۱ بهمن ۱۳۸۴ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اقتصاد به دلیل اینکه علمی حساب گرایانه و تجربی است، آخرین علم از علوم اجتماعی است که وارد تبادل نظر با انتقادهای فمینیستی شده است.حال سوال این است که در این مباحث مسئله بر سر چیست؟ در حوزه اقتصاد، چگونگی توزیع منابع کمیاب بین افراد ، بر پایه مشاهدات تجربی تدوین شده و تا بدان جا دارای اعتبار است که دست به توصیف دنیای واقعی می زند. اما نقدهای فمینیستی معتقدند که الگوهای جریان غالب اقتصاد به طور دقیق و صحیح تجربیات زنان را توصیف نکرده است . فمینیستها فرضیات جریان غالب اقتصاد نئو کلاسیک را مورد تردید قرار می دهند و شالوده مفهومی دانش متعارف اقتصاد را به چالش می کشند. ظهور اقتصاد فمینیستی به دلایل مختلفی به تاخیر افتاد. در درجه اول شاید این تاخیر به این دلیل بوده که زنان در حوزه اقتصاد کمتر از سایر علوم اجتماعی حضور داشتند.اگر چه به محض اینکه زنان بیشتری وارد حوزه مشاغل شدند، سازمانها وگروه هایی هایی پیرامون مساله زنان شکل گرفت. این گروهها اطمینان دادند که زنان اقتصاد دان را زیر چتر اقتصاد فمینیستی از طریق شبکه هایی که ادغام آنها را در دنیای آکادمیک تسهیل می کند ، حمایت خواهند کرد و افکارشان را اشاعه خواهند داد. مفهوم دیدگاه اقتصاد فمینیستی یک پیشرفت نسبتا جدید است که درست در همان زمانی رسمیت پیدا کرد که مساله جنسیت در علوم طبیعی مهم شد . در سال 1995، برای اولین بار کمیته ای در زمینه وضعیت زنان در نشست سالیانه انجمن اقتصاد آمریکا، تشکیل شد. در جلسه اول فرم های عضویت برای کسانیکه به حوزه اقتصاد فمینیستی علاقه مند بودند توزیع شد . انجمن بین المللی برای اقتصاد دانان فمینیست (IAFFE) که اولین رئیس آن خانم شکلفورد (Shackelford) بود ، توسط افرادی که به عضویت این انجمن در آمده بودند توسعه پیدا کرد . علاوه بر این سازمان رسمی، دایانا استراسمن (Strassmann) از بنیانگذاران انجمن پس از مدتی نیاز به یک نشریه در زمینه اندیشه اقتصاد فمینیستی را تشخیص داد و در سال 1995، اولین شماره نشریه اقتصاد فمینیستی منتشر شد . استراسمن که ویراستاری نشریه را بر عهده دارد می گوید : (( ما نشریه ای منتشر کردیم که باید جایی باشد برای انتشار مقاله هایی که به شکل متعارف توسط دیگر نشریات سنتی چاپ نمی شود )). هنگامیکه از او درباره علت علاقه مند شدن آنها به یک نگاه فمینیستی در اقتصاد سوال می شود ، او بر نارضایتی از فقدان چشم انداز زنان در مباحث اقتصادی و تدریس اقتصاد تاکید کرد . استراسمن تجربه ای را نقل می کند که در طول اولین ترم دانشجویی خود در دانشگاه هاروارد برای او رخ داد. زمانیکه استاد او در یک سمینار شدیدا استدلال می کرد که مالیات ازدواج هم منصفانه و هم سودمند است ، استراسمن با او مخالفت می کند .پس از آن استراسمن فکر می کند شاید دلیلی که معلم مرد او در باره نتیجه مدلش بسیار مصر بود به این دلیل بوده که همسر استاد که خود درجه دکترا در اقتصاد دارد ، در خانه در کنار فرزندانش مانده است. ربکا بلانک استاد اقتصاد در دانشگاه نورث وسترن ، خود را یک اقتصاد دان فمینیست نمی داند ، اما با نظر مساعدی به آنها می نگرد. بلانک با بازگو کردن نظرات بیان شده توسط استراسمن و دیگران تاکید می کند که خیلی سخت است که زن باشی و گاهی اوقات احساس انزوا نکنی، اقتصاد دان بودن من آگاهی فمینیستی مرا رشد داد . اقتصاد دانان فمینیست درباره چه چیزی می نویسند؟ مدل رفتاری جریان اصلی اقتصاد در اجتماعات روشنفکری فرض می کند که افراد ، طبیعتا منفعت طلب بوده و تلاش می کنند که منابع کمیاب را به خود اختصاص دهند تا خوشبختی خود را به حداکثر برسانند. اقتصاد دانان فمینیست بسیاری از ارزشها و اصول لازمه این مدل را به چالش کشیدند. کسانیکه اصول اعتقادی فمینیستی را پذیرفته اند می پرسند، آیا لزوما بالاترین حد بازدهی بیشترین خوشبختی را موجب می شود ؟ آیا توزیع نادرست منابع مساله بجاتری نسبت به کمیابی منابع نیست؟ اقتصاد دانان فمینیست این چنین سوالات پایه ای را بسط دادند برای اینکه مشخص کنند آیا واقعیت ها و فرضیات ارائه شده بوسیله غالب اقتصاد دانان که مرد بوده اند ، دنیا را، به طور صحیحی توصیف کرده یا نه؟ اقتصاد دانان فمینیست معتقدند که مفهوم اجتماع روشنفکری به عنوان مرکز کاملی که بهترین ایده ها از آن فوران می کند ، باید اصلاح شود . آنها معتقدند که تئوریهای برگزیده اقتصاد در حوزه بازار مدلهای خود را انعکاسی از واقعیت می دانند که گاهی غیر قابل تبدیل به موقعیتهای فردی است. اما اقتصاد دانان فمینیست معتقدند همان طور که هر حقیقت فردی منحصر به فرد است ، هیچ حقیقت اقتصادی وجود ندارد ، حقیقت می تواند در بهترین شکل بوسیله میانگین مجموع واقعیتهای فردی معرفی شود . فمینیستها ادعا می کنند که نئو کلاسیکها از ابزارهای توضیحی مانند کمیابی، خودخواهی و رقابت به جای فراوانی، همکاری و نوع دوستی استفاده می کنند و با این وصف به انگیزه های مهم رفتار اقتصادی انسان نمی پردازند .دو مثال این نقد را نشان می دهد : اول اینکه اقتصاد دانان جریان غالب فرض می کنند که عرضه و تقاضا به شکل مستقلی وجود داشته و باعث تعادل بازده می شوند اما این اندیشه پدیده اخیر نظام سرمایه داری یعنی تبلیغات را فراموش می کند، پدیده ای که می تواند تقاضا را مدیریت کند ، بنابراین کمیابی و تاکید بر آن برای مدلهای نئو کلاسیکی مناسب نیستند . برای مثال بازار مربوط به طراحان آرایشی که تولیدات خود را به گونه ای نشان می دهند که گویی برای سلامتی ، چهره و بدن شما ضروری هستند . دوم اینکه اقتصاد دانان فمینیست ادعا میکنند که اقتصاد نئوکلاسیک در این فرضیه خود در اشتباه است که همه افراد ، دائما به شکل خودخواهانه و رقابت جویانه ای عمل می کنند .موضع فمینیستی معتقد است که افراد به حد کافی هوشمند هستند که بدانند همکاری می تواند اغلب بهترین ترکیب ممکن از منابع را بوجود بیاورد و اینکه اقتصاد دانان باید دیدگاه خود را نسبت به عقلانیت انسان برای درک موقعیتهایی که اقدامات جمعی سود بیشتری نسبت به تلاش های فردی داشته است، توسعه دهند یا در مورد فعالیت مادران، که به نظر نمی رسد با مدل منفعت شخصی عقلانی سازگاری داشته باشد. مساله نوع دوستی در خانواده بوسیله اقتصاد دانان محافظه کار از جمله برنده جایزه نوبل گری بکر Gray Becker مورد توجه قرار گرفته است. گزارش بکر بر این فرض قرار دارد که هر خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی عمل می کند و فعالیت آن توسط یک عامل عقلانی تعیین می شود ( طبق معمول مردان نان آور) ، که به طرز مطلوبی منابع را به اعضای خانواده اختصاص می دهد . در واقع این مساله در تقابل با اصول دیگر اقتصاد نئو کلاسیک است چرا که کارگزار عقلانی خانواده در اینجا کاملا نوع دوستانه عمل می کند ( فرض بر این است تمام انسانها بر اساس خودخواهی و رقابت عمل می کنند) اگر چه تئوری بکر از خانواده یک نوع اندیشه بشر دوستانه به شمار می رود اما فمینیستها در درستی مدل او تردید دارند ، به دلیل اینکه این تئوری با تجارب جمعی زنان در انطباق نیست .این فمینیستهای منتقد به مطالعاتی اشاره می کنند که نشان می دهد زنان سراسر دنیا به شکل سیستماتیکی مغبون هستند . در مواقع قحطی زنان بیشتر از مردان از سوء تغذیه رنج می برند و به طور متوسط کمترین درآمد خانواده به زنان می رسد بدون اینکه آنها حتی اوقات فراغتی داشته باشند . فمینیستها این واقعیتهای ناگوار را گواهی می دانند براینکه نوع دوستی تمام عیار داخل خانواده هیچ، اما جهانی است .آنها به این عقیده که تنها یک بازیگر اقتصادی در خانواده وجود دارد انتقاد کرده و آن نوع مفهوم سازی از خانواده که به آن بعنوان یک واحد منفرد می نگرد زیر سوال بردند. فمینیستها در زمینه تخصیص منابع در خانواده، چیزی که تاکنون نوع دوستی مطلق نامیده می شد ، یک خودخواهی مطلق تعریف کرده و آن را نا معقول می دانند . به هر حال برای ارزیابی اعتبار نقدهای فمینیستی تنها کافی است به این نکته توجه کنیم که فرضیات جریان غالب اقتصاد برای زنان هیچ کاربردی ندارد . اقتصاد فمینیستی موضوعی است که باید به آن بسیار جدی تر پرداخته شود . با فهم این نکته که همه مدلها ناقص بوده و با تلاش برای وارد کردن تجربیات کسانیکه به حاشیه رانده شده اند شاید مدلهای اقتصادی بتوانند بیشتر رشد کرده و واقعیتهایی بیشتر از آنچه که مردان سفید ساخته و پرداخته اند منعکس کند . این مقاله ترجمه و تلخیصی است از &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; Feminist Economics:an introduction,by Emily Satterthwaite. http://www.yale.edu/ypq/articles/nov95c.html &lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114042579150084696?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114042579150084696/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114042579150084696' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114042579150084696'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114042579150084696'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/02/blog-post_114042579150084696.html' title='اقتصاد فمینیستی'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114035751609344611</id><published>2006-02-19T05:44:00.000-08:00</published><updated>2006-02-19T05:58:37.580-08:00</updated><title type='text'>پيرامون سور رئاليزم به بهانه سگ اندلسي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;br /&gt;"اعتقاد به واقعيت برتر برخي اشكال تاكنون مورد غفلت واقع شده ي تداعي، بر قدرت مطلق روياها و بر بازي آزادانه ي افكار " سخنگوي سوررئاليزم آندره برتون اينچنين مي گويد &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;سينماي سور رئاليست مستقيما به سوررئاليزم در ادبيات و نقاشي مربوط مي شد. هنر سوررئاليستي كه متاثر از روانشناسي فرويدي بود به دنبال اين بود كه جريانهاي پنهان ضمير ناخودآگاه را در غياب هر اعمال نفوذي از جانب عقل، و وراي هر دلمشغولي زيبايي شناختي و اخلاقي ثبت كند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;نگارش و نقاشي اتوماتيك، جستجوي تصاوير نامانوس  خاطره انگيز، رويگرداني سنجيده از فرم و سبك داراي توجيه عقلاني جزء ويژگي هاي سوررئاليزم در بيم سالهاي 29 – 1924 بود. نويسندگان و نقاشان سوررئال از همان ابتدا به سمت سينما گرايش پيدا كرده بودند و در همين حال بود كه بونوئل نيز به سمت سوررئاليزم كشيده مي شد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;سينماي سوررئال آشكارا ضد روايي است و عليت را به هم مي ريزد. اگر قرار است با منطق مبارزه شود، ارتباطهاي علي بين رويدادها بايد حذف شود. در سگ اندلسي ساخته دالي و بونوئل، قهرمان دو پيانو را در حالي كه جسد چند خر روي آنها قرار دارد، در طول يك اتاق پذيرايي مي كشد، متفكران اين سبك به ما مي گويند كه هيچ توقعي نبايد از ديدن اين صحنه داشته باشيم. ولي بعضي از منتقدين هم بوده اند كه معتقدند اين فيلم را بايد به عنوان يك فيلم ضد بورژوازي و ضد روحانيت بونوئلي خواند. و همين صحنه را به سان تمثيل مردي كه به سمت اهدافش هجوم مي برد و به واسطه وسايل زندگي ( كه همان قراردادهاي اجتماعي است ) عقب مي ماند تفسير كرده اند. باري همواره فيلم هاي سور رئاليستي ما را وسوسه مي كنند كه يك منطق روايي كه اصلا وجود خارجي ندارد براي فيلم بتراشيم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;دالي و بونوئل در سال 1929 گرد هم آمدند تا فيلمي خلق كنند. نام فيلم سگ اندلسي شد. اين فيلم تجربي، كوتاه و سياه و سفيد قصد داشت تا تماشاگر را شوكه كند، بترساند و گيج كند. آنها مي خواستند پاي سوررئاليزم را به سينما باز كنند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در حالي كه ابرها در آسمان گذر مي كنند و ماه كامل از پشت ابرها بيرون مي آيد، ما يكي از مهيب ترين صحنه هاي تاريخ سينما را مي بينيم. مردي در كمال خونسردي تيغ ريش تراش را تيز مي كند و در يك نماي نزديك چشم دختر جوان را باز و با تيغ چشم او را مي برد. هشدار از همين جا است كه آغاز مي گردد. هشداري به تماشاگران كه شما با يك فيلم غير معقول و نا خوشايند روبرو هستيد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;" لوركا " هنگام ديدن فيلم گفت : " آنها به من حمله مي كنند "&lt;br /&gt;بخت سينماي سور رئاليست در نتيجه تحولاتي كه اين جنبش هنري به طور كلي از سر گذراند رو به افول نهاد. در اواخر سال  1929 وقتي آندره برتون به حزب كمونيست پيوست، سور رئاليست ها درگير بحث داغي در ميان خود بودند بر سر اينكه آيا كمونيزم ما به ازاي سور رئاليست ها هست يا نه. و انگار كه نبود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;بونوئل فرانسه را براي يك اقامت كوتاه در هاليوود ترك كرد و پس از آن به اسپانيا برگشت. حاميان مالي ديگر از فيلمهاي آوانگارد حمايت نكردند و بدين ترتيب بود كه سينماي سور رئاليست فرانسه كه به افراد متكي بود به مثابه يك جنبش يكپارچه پس از 1930 ديگر قابل دوام نبود. با اين حال سوررئاليست ها به صورت منفرد به كار ادامه دادند كه مشهورترين آنها بونوئل بود كه مدت 50 سال در سبك سور رئاليستي خاص خود كار كرد. آخرين فيلم هاي او از قبيل بل دوژور و جذابيت پنهان بورژوازي ادامه دهندگان سنت سور رئاليستي به شمار مي آيند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;سور رئاليزم بر سر نگاه متفاوت به حقايق موجود تاكيد مي كند تا به كشف ابعاد نا شناخته نائل شود. سمبل تمناي حقيقت براي آنها نمايش " چشم " است كه در بسياري از نقاشي ها نيز قابل مشاهده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;چشم همچنين براي آنها نمادي كنايه آميز از ديد انسانها بود كه به كشف دنيايي جديد مي پرداخت. يا به عبارتي" يك چشم انداز نامريي در يك راز ابدي "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;توضيح&lt;br /&gt;قسمتهايي از اين نوشته از كتاب هنر سينما برداشته شده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114035751609344611?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114035751609344611/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114035751609344611' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114035751609344611'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114035751609344611'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/02/blog-post_19.html' title='پيرامون سور رئاليزم به بهانه سگ اندلسي'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-114025705844940232</id><published>2006-02-18T01:10:00.000-08:00</published><updated>2006-02-18T02:04:18.500-08:00</updated><title type='text'>The Princess and the Warrior</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;ديروز فيلم شاهزاده و دلاور به كارگرداني تام تيكور را ديدم. فيلم خيلي خوش ساختي بود. فيلم برداريش بعضي جاها واقعا حيرت انگيزه . موضوعش هم اي بد نسيت ولي خوب شخصيت پردازي خيلي خوب و خاصي داره. از تيكور فيلم بهشت را هم ديده بودم قبالا كه كيشلوفسكي نوشته. هر دو فيلم خوبند ولي از پايان جفتش خيلي خوشم نيومد. البته نه اينكه بد باشه ولي خوبه به نظرم متناسب با نوع درام نبود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;يكي نيست بگه اين چيه من دارم مي نوسيم. اين نقد، چيه؟ چه زهرماريه خودم هم نمي دونم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;همين جوري نوشتم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-114025705844940232?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/114025705844940232/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=114025705844940232' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114025705844940232'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/114025705844940232'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/02/princess-and-warrior.html' title='The Princess and the Warrior'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-113992816923714857</id><published>2006-02-14T06:20:00.000-08:00</published><updated>2006-02-14T07:05:40.100-08:00</updated><title type='text'>فقر را به تاريخ بسپاريم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;مقاله ي زير به قلم باب گلداف - خواننده راك و بازيگر نقش پينك در فيلم بياد ماندني ديوار - است. كنسرت بزرگ لايو 8 در سال گذشته به همت او برگزار و در حال حاضر هماهنگ كننده كمكهاي اساسي براي پيشرفت در آفريقا است . مقاله اي بسيار جالب است كه من از سايت آينده نگر برداشتم و اگه اشتباه نكنم ديروز يا پريروز در روزنامه شرق هم چاپ شده بود ما هم دوباره چاپش مي كنيم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;آفريقا همچنان در ميان دولت هاى غيرفعال اين قاره در سال ۲۰۰۶ با مشكلات مختلف درگير است و اين بديهى است كه دولت هاى كارناآزموده در كشورهاى مختلف چون اوگاندا با مجلسى غيرفعال و زيمبابوه كه توانسته به شهرت اين قاره بيشترين آسيب را بزند، مجبور به عقب نشينى خواهند شد. زيمبابوه را به واقع مى توان همانند كره شمالى كه نماينده آسيا است، نماينده آفريقا ناميد. رابرت موگابه به طور كامل اين كشور را ترك كرده اما همه چيز را پشت سر به نابودى كشيده است. البته بسيارى از رهبران آفريقايى از زمانى كه كار را شروع كرده اند، دائماً به دليل گستردگى مشكلات كه هم اكنون وضعيت بغرنج آن بر همه جهانيان آشكار است آشنا بوده اند. موگابه با تمام ظلمى كه در اين مدت روا داشته به عنوان يك شخصيت موفق در موزامبيك، تانزانيا و بخشى از آفريقاى جنوبى شناخته مى شود. شايد بتوان سخت گيرى هاى سياسى و بسته بودن فضا را از عوامل رشد اقتصادى اين دوره كشورهاى آفريقايى دانست. سال آفريقا در سال ۲۰۰۵ زمانى آغاز شد كه تونى بلر فرمان بالا بردن ظرفيت ها و ساختار دولت ها در آفريقا را اعلام كرد. اين برنامه توسط گروه AID20 ، كنسرت كشورهاى گروه ۸ براى به تاريخ سپردن فقر آغاز به كار كرد و در ادامه آن بانك جهانى در ديدارى در ماه سپتامبر با بخشيدن قرض هاى كشورهاى آفريقايى موافقت كرد. آفريقا در سال ۲۰۰۶ توانست معناى احسان را درك كند زمانى كه ۱۴ كشور آفريقايى توانستند از زير بار قرض هاى كشورهاى G8 نجات پيدا كنند. براساس برآوردهاى انجام شده تا پايان سال ۲۰۰۶ كمك هاى ارسالى به آفريقا حدود نه ميليارد دلار شده است كه بيشتر از سال ۲۰۰۴ است. و براساس تمهيدات به عمل آمده تا سال ۲۰۱۰ به ۲۵ ميليارد دلار افزايش مى يابد. تمامى  اينها توافقاتى است كه كشورهاى G8 بر سر آفريقا به آن دست يافته اند. اما بايد نگران باشيم كه كشورهاى عضو G8از وعده خود طفره نروند به ويژه دو كشور آلمان و ايتاليا. بسيارى از اين وعده ها نيز به خوش اقبالى دولت هاى افريقايى براى استفاده از منابع جديدى مورد مصرف در اين قاره بستگى دارد. جامعه شهروندى در آفريقا ضمن آنكه بايد گسترده شود بايد تاثيرات دموكراسى نيز در آن ملاحظه شده و جوابگوى نيازها باشد، اين موضوع در كشورهاى آفريقاى جنوبى، موزامبيك، تانزانيا، سنگال، بنين، رواندا، غنا و سومالى بايد ديده شود. آمريكا ديگر كشورى است كه در پيمان G8 اعلام همكارى كرده و مسئوليت مقابله با اچ آى وى - ايدز را برعهده گرفته است. قرار است اين كشور با پيروى از عقيده توماس مالتوس براى از بين بردن و ريشه كنى اين بيمارى و بيمارى هاى ديگر چون مالاريا، وبا و... كه هر ساله هزاران نفر را از بين مى برد تلاش كند. (كشيش انگليسى كه از سال ۱۷۶۶ تا ۱۸۳۴ مى زيسته و معتقد بود افزايش جمعيت جهان به صورت تصاعد هندسى است در صورتى كه افزايش آذوقه به صورت تصاعد عددى است و اگر از ازدياد روز افزون جهان جلوگيرى نشود دنيا گرفتار فقر و نيستى خواهد شد) جورج بوش نيز تقبل كرده كه تا سال ۲۰۱۰ آمار مرگ و مير نوزادان را در اين كشور كاهش دهد. با تلاش هاى انجام شده در آفريقا با توجه به تلاش براى رشد اقتصادى خانواده، ما شاهد حضور دختران و پسران در مدارس هستيم و همچنين آنها مى توانند از مدرسه رايگان و غذاى رايگان نيز بهره مند شوند. هيچ كدام از اين برنامه هاى وعده داده شده از قبيل توسعه دولتى، آموزشى و بهداشتى بدون بالا بردن ظرفيت شهروندى و پايبندى به وعده ها محقق نخواهد شد. استفاده از سيستم موبايل و تكنولوژى بى سيم در اين قاره در حال توسعه است و در ميان جوامع آفريقايى رسوخ كرده است. سياست و آموزش و توسعه اقتصادى از عوامل اين انقلاب است كه سال ۲۰۰۶ آفريقا را رقم زده و سبب شده تغييرات آن جوامع روستايى و شهرى را به تحرك وادارد. البته گفتنى است هيچ كدام از شهرهاى آفريقا هنوز توانايى ارتباط با اين تغييرات را ندارند. شايد بتوان گفت چين در اين زمينه تصوير بهترى از اين قاره ارائه كرده است كه «بسيارى از مسئولان در اين قاره براى به دست آوردن قدرت اقتصادى و ملزومات آن اشتهاى زيادى دارند.» از آنجايى كه چينى ها بسيار دورانديشند مى گويند مشكلى كه در توگو به  وقوع پيوست با توجه به فاصله اش با موزامبيك ريشه در يك موضوع دارد. به همين منظور نبايد آفريقا را جدا از يكديگر ديد. تمام كشورهاى آن به نوعى با هم زنجيروار متصلند و ۲۳ كشور آن كه در حال فعاليت هاى تجارى هستند از سه تا ۱۰ درصد رشد دارند. آفريقا مى داند كه تنها دو درصد از تجارت جهانى در اختيار اين قاره قرار دارد و بايد تلاش كند كه بازارهاى جهانى را با توجه به توسعه در زمينه هاى مختلف و استفاده از استراتژى هاى مدرن به سوى خود جلب كند. همچنان آفريقا بايد به ماليات ها و خطوط رفت و آمد براى تجارت فرامنطقه اى توجه ويژه اى نشان دهد. اتحاديه آفريقا بايد به برنامه اى براى درآمدزايى در سال ۲۰۰۶ بينديشد. با اين حال در سال ۲۰۰۶ گرسنگى بيش از بيمارى هاى ايدز، مالاريا، وبا، جنگ و... در اين قاره ۹۰۰ ميليونى زيبا قربانى مى گيرد كه نيمى  از اين قربانيان زير ۱۶ سال هستند و بسيارى از كودكان آفريقايى در سال ۲۰۰۶ هر شب سر گرسنه بر بالين مى گذارند &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-113992816923714857?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/113992816923714857/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=113992816923714857' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113992816923714857'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113992816923714857'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/02/blog-post.html' title='فقر را به تاريخ بسپاريم'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-113921159453608248</id><published>2006-02-05T23:28:00.000-08:00</published><updated>2006-02-05T23:39:54.583-08:00</updated><title type='text'>در مذمت يك اثر بزرگ سينمايي Battleship Potemkin</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;باري انگار موضوع اساسي آن است كه موقعيت يك اثر هنري را در وهله اول هنري بودن آن تعيين مي كند. به عبارتي، يك اثر هنري پيش از آنكه چيز ديگري باشد يك اثر هنري است نه يك اعلاميه سياسي يا نظريه اجتماعي اگرچه ممكن است چنين مقولاتي در محتواي آن جاي داشته باشد و شايد همين مضمونها باشد كه باعث ماندگاري اثر مي شود.&lt;br /&gt;هنر هم براي هنر هست، هم نيست: براي هنر است، زيرا كه در غير اين صورت هنر نيست؛ براي هنر نيست، زيرا كه شناخت هنر نياز به مخاطب دارد و مخاطبين هستند كه هنر را هنر مي كنند. بر همين قياس هنر هم براي اجتماع هست، هم نيست : براي اجتماع هست، زيرا كه نه فقط مخاطب دارد، بلكه از نظريات و مقولات و پديده هاي اجتماعي ( ولو از طريق ذهنيات آفريننده خود ) متاثر است؛ براي اجتماع نيست، زيرا كه ويژگي هاي آن با صرف روزنامه نگاري، تبليغات سياسي، تاريخ نويسي، جامعه شناسي و جز آن تفاوت دارد.&lt;br /&gt;رزمناو پوتمكين اثر معروف و پرآوازه كارگردان روسي سرگي آيزنشتاين در سال 1925 به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب شكست خورده 1905 پخش مي شود و قرار است كه تجليلي باشد از مبارزات مردم روسيه در سراسر كشور. اما بر حسب يك تصادف ( ظاهرا نامساعد بودن هوا براي فيلم برداري ) ايزنشتاين تصميم مي گيرد شورش در رزمناو و مقاومت مردم " ادسا " در مقابل نيروهاي تزار را نمونه انقلاب قرار دهد. اما بر خلاف آنچه كه در نظر اول به چشم مي آيد، در رزمناو پوتمكين با آوردن مراسم غير واقعي _ مثل كشتار روي پلكان ادسا يا راه گشايي كشتي ها براي رزمناو ) در تجليل وقايعي از گذشته انقلاب، فيلم سازي به خدمت قانوني كردن سيستم جديد در مي آيد.&lt;br /&gt;چقدر شبيه است، تحريف واقعيت و سوء استفاده ابزاري در تمام حكومتهاي توتاليتر و ديكتاتور و چه ظريف از روي كلمات و وقايع عبور مي كنيم. به راستي نامساعد بودن هوا بوده است يا امر لنين. يك فيلم سفارشي و تبليغاتي براي القا حس انقلابي در مردم، براي توجيه تمام كمبودها و تحريف ذهن مردم به جرياني كه به مخالفت نمي انجامد ساخته شده است و پايه گذار يك تكنيك خاص در سينماست و مكتبي به اين نام و بر اثر همين جريان پيش آمده است.&lt;br /&gt;به راستي مونتاژ در فيلم براي چيست؟ اصلا خود فيلم براي چه بوده است؟ آيا غير از يك اثر هنري است كه قطعا شامل تم ها و مضاميني هم هست و آيا مونتاژ غير از يك تكنيك توليد و نمايش فيلم است كه در خدمت اثر هنري و قوام و زيبايي آن اثر است.&lt;br /&gt;آيا ما با يك اثر هنري سروكار داريم؟ مگر نه آن است كه استقلال اولين مشخصه يك اثر هنري است. كجاي اين اثر مستقل است؟ اين كه ما ساعت ها در باره تكنيك هاي مورد استفاده در فيلم صحبت كنيم مثل آن است كه ساعت ها درباره آلات قتاله و ابزار شكنجه، و مگر نه آن است كه شكنجه محكوم است، پس چرا ذهن ما به دنبال جريان، ادوات و ابزار آلات انجام آن باشد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;حالت ساخت فيلم چنان دروغين است كه احساس من مخاطب را بر مي انگيزد و به ياد عفونت پاك ناشدني آن عصر تاريك مي اندازد، به راستي چرا اين مونتاژ اين همه مهم است؟ مگر يكي از هم كلاسي هاي همين استاد نبوده است كه با مونتاژ تصاوير و فيلم هاي خبري مختلف، فيلمهاي جهت دار و با معاني مورد انتظار مي ساخته است، عين آنچه كه امروز بعضا در سيماي ملي! خود مي بينيم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;پس به عقيده من اين فيلم نه تنها هيچ ارزش هنري ندارد ( به دلايل فوق ) بلكه فكر مي كنم صرفا بايد در تاريخ بيايد........كه البته آمده است&lt;br /&gt;****&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;چند ساعتي بعد از نگارش اين مقاله انتقاداتي جدي بر آن واحد شد. كه البته بعضي بر حق هم بود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;البته كماكان سفارشي نبودن اثر را قبول ندارم و دوستي كه انتقاد كرد دلايلش قانع كننده نبود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;ولي پذيرفتم كه : من به خاطر سفارشي بودن فيلم ارزشهاي فرماليستي فيلم را هم زير سوال برده بودم كه درست نبود. و نمي توان ارزشهاي فرماليستي فيلم را ناديده گرفت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;شايد به عنوان يك اثر غير اخلاقي از لحاظ استقلال و ساخت بتوان انتقادات زيادي بر اين فيلم وارد كرد ( همچون مقاله اينجانب ) ولي نبايد ارزشهاي فرماليستي فيلم را ناديده بگيريم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;تمام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-113921159453608248?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/113921159453608248/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=113921159453608248' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113921159453608248'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113921159453608248'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2006/02/battleship-potemkin.html' title='در مذمت يك اثر بزرگ سينمايي Battleship Potemkin'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-113577123623591222</id><published>2005-12-27T23:38:00.000-08:00</published><updated>2005-12-28T05:46:21.226-08:00</updated><title type='text'>دري از سخنان بزرگي ريخت و ما جمع كرديم</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;div align="right"&gt;جناب مهدي كلهر كه از مشاوران و مبلغان معظم و دانشمن جنا رييس جمهور منتخب مي باشند و در حال حاضر نيز نماينده رييس جمهور در شوراي نظارت صدا و سيما مي باشند نكاتي را ذكر كرده بودند كه بسيار مفيد بود. چرا اهل طرب چون من حقير بعضا در تنهايي خويش فكر مي كنيم كه چرا از تئوري هاي اين رشته غافليم و اي كاش كمي از آن مي دانستيم. حال اين دانشمند فاضل كه در زماني آمد و گفت كه جفنگ خوانان لس آنجلسي خيلي هم خوب مي خوانند و پخش صداي خوبشان اشكالي هم ندارد كه هيچ خوب هم است، حال آمده است در راستاي ابلاغ دستورهاي مديريتي خويش بخش مبهمي از موسيقي كه همان تقسيم بندي شاخه ها و گونه هاي مختلف آن است را بيان كرده است تا شايد خلق الله كه من هم جزوشان باشم بهره بريم و گامي در مسير كمال قرار گيريم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خلاصه كلام كه عينا از سخنان منعكس شده اين بزرگ در سايت خبري استعمار پير همون انگليس زهرماري را مي گم خوانده ام را در زير مي آورم خواه ياد بگيري و خواه نگيريد - جهنم-......وخواه از ته دل بخنديد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;***&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مهدی کلهر در گفتگو با خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا ضمن موافقت خود با بند مربوط به ممنوعيت پخش آثار موسيقی غربی اين ابلاغيه و آنچه موسيقی "مبتذل" خوانده می شود، انواع موسيقی موجود در ايران را به ده گروه تقسيم بندی کرد: 1- موسيقی علمی ( کلاسيک) 2- موسيقی علمی (لايت) 3&lt;br /&gt;موسيقی فيلم (غير ايرانی) 4- موسيقی توصيفی (افکتيو) 5- موسيقی غربی (پاپ غربی) 6- موسيقی سمفونيک (ايرانی) 7- موسيقی سنتی 8- موسيقی ايرانی (ملی) 9- موسيقی مقامی (نواحی) 10- موسيقی (پاپ ايرانی)&lt;br /&gt;آقای کلهر از بين ده مورد فوق، موسيقی پاپ غربی را ابزار "تهاجم فرهنگی" خوانده و افزود که اين موسيقی هميشه با خودش موضوع و معنا و مفهومی "استثماری و استعماری" را به همراه دارد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;او گفت: "آيا در کشورهای غربی موسيقی ايرانی پخش می شود که بعضی خودباخته توقع می کنند که ترانه های روز غربی از صدای ملی پخش شود؟&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-113577123623591222?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/113577123623591222/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=113577123623591222' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113577123623591222'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113577123623591222'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/12/blog-post_27.html' title='دري از سخنان بزرگي ريخت و ما جمع كرديم'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-113559036491458059</id><published>2005-12-26T00:19:00.000-08:00</published><updated>2005-12-26T01:46:04.936-08:00</updated><title type='text'>انتخاب بوليوي و حكومت توده گراها</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;div align="right"&gt;خبر اتخاب بوليوي را در ساي بي بي سي فكر كنم ديروز بود كه خوندم. جالب بود و بي بي سي هم اين طور تحليل كرده بود كه ايا امريكاي جنوبي به شكلي واحدي داره به سمت حكومتهاي سوسياليستي مي رود يا خير ؟ مي خواستم بيم و چيزي بنويسم، ولي خوب ديدم كه يه آدم با سواد كه خيلي از من هم بهتره مي نوسه چيزي نوشته كه عينا در اينجا مي آرمش&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;***&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مقاله در سرمقاله ديروز شرق چاپ شد به قلم دكتر حسين دهشيار با نام&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شكست توده ها  پيروزي بورژوازي&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پيروزى اوو مورالس در بوليوى، به عنوان اولين سرخپوست بومى كه به مقام رياست جمهورى دست يافته است، از منظر بسيارى به منزله بهروزى توده ها قلمداد شده است. كشورى كه از نظر داشتن ذخاير گاز طبيعى با بيش از ۵۳ ميليارد فوت مكعب بعد از ونزوئلا دومين در آمريكاى جنوبى است، توليد ناخالص ملى برابر با كشور افغانستان يعنى ۲۳ ميليارد دلار دارد.برخلاف نگرش مقبول، صعود مورالس به اوج قدرت بعد از گذشت نزديك به دو قرن از استقلال بوليوى از اسپانيا را بايد شكستى فاحش براى عوام و توفيقى براى بورژوازى وابسته تصوير كرد. صاحبان سنتى قدرت كه عمدتاً زمين داران بزرگ بوده اند در طول سده ها از طريق استثمار توده ها به تقويت جايگاه خود و انباشت ثروت روى آوردند.اما با كشف ذخاير انرژى به ضرورت اقتصاد بوليوى در چرخه سيستم سرمايه دارى جهانى قرار گرفت. بورژوازى نوپا و به شدت شكننده  حيات يافت. به خاطر ماهيت وابسته طبقه متوسط ارتقاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى در بوليوى فرصت تبلور نيافته است. برخلاف طبقه متوسط در اروپا كه وظيفه تاريخى و در عين حال ضرورت عقلانى براى خود ديد كه جامعه را متحول كند در بوليوى اين مهم حادث نشد. در بوليوى طبقه متوسط به جهت خصلت وابسته آن به نفع خود ديد كه توده ها را به مانند سده هاى گذشته در باورهاى سنتى غيرپويا غوطه ور نگاه دارد. نيازهاى اقتصادى طبقه متوسط حكم مى كرد كه بنيان هاى كهن و روابط اقتدارگرايانه در جامعه همچنان تداوم يابد. به توده ها اين فرصت اعطا نشد كه به بازبينى نحوه زندگى و انديشه هاى خود بپردازند. منافع صاحبان قدرت كه ائتلافى از ثروتمندان سنتى و ثروتمندان جديد هستند، تيرگى فكرى و فقدان انديشه ورزى را مطلوب ترين طريقه براى حفظ ساختار قدرت تشخيص دادند. اما به تدريج با دگرگونى شديد در فضاى بين المللى بعد از فروپاشى نظام ايدئولوژيك دوقطبى، طبقه متوسط در بوليوى به مانند بسيارى از كشورهاى جهان سوم به اين نتيجه رسيد كه عقلانى ترين روش براى تداوم استثمار منابع و توده ها در جامعه نياز به بخشيدن جلوه مردمى به حكومت دارد. هدف همچنان حقير نگه داشتن توده ها و جلوگيرى از منورالفكر شدن آنها است. اما اين كار مى بايستى با روشى دموكراتيك به لحاظ شرايط زمانى انجام گيرد. بورژوازى وابسته در بوليوى به مانند كثيرى از كشورهاى جهان سوم براى حفظ موقعيت اقتصادى خود كه مبتنى بر استثمار منابع جامعه است سياست تقويت هيجان توده اى و ممانعت از ارتقاى ارزشى توده ها را كم هزينه ترين و در عين حال بهينه ترين روش در راستاى حفظ منافع خود تشخيص داده است. در بطن اين ارزيابى منفعت طلبانه طبقه متوسط وابسته بود كه دموكراسى در خدمت تداوم عقل ستيزى درآمده و اوو مورالس فرصت ابراز وجود پيدا كرد تا توده ها همچنان به مانند گذشته فكر كنند و ثروتمندان به مانند هميشه زندگى راحت و مرفه  خود را دنبال كنند. امثال مورالس به توده ها مى گويند كه نيازى به پالودگى انديشه ها و ضرورتى براى كمك گرفتن از نوآورى هاى فكرى براى ارتقاى حيات اجتماعى نيست. اين همان چيزى است كه حاكميت طبقه متوسط وابسته را بر حيات اقتصادى تداوم خواهد داد. مورالس اعلام كرده است كه او احتمالاً در آپارتمان يك اتاق خوابه استيجارى خود زندگى خواهد كرد و در كاخ رياست جمهورى اقامت نخواهد كرد. مورالس و توده ها فكر مى كنند مسئولان اگر ظاهر معمولى را حفظ كنند، توزيع عادلانه ثروت ايجاد مى شود. درحالى كه تجربه تاريخى نشان داده است كه توزيع عادلانه ثروت تنها در جوامعى امكان بارورشدن دارد كه مردم درك كنند كه داراى حقوق هستند و تصميم گيرندگان فهم كنند كه وظيفه آنها ارتقاى خردمندى و انديشه ورزى در جامعه است. امثال مورالس راحت ترين سياست را دنبال مى كنند چرا كه آنها توده ها را متوجه نمى كنند كه آنها فقير و محروم هستند چون كه همچنان اعتقاد دارند بعضى داراى حقوق تاريخى هستند. اينكه آنها بى بضاعت و تحقير شده هستند چون كه به بازبينى انديشه هاى خود نمى پردازند. مورالس مى گويد كه برگ كوكا درخت فقرا است چون كه توده ها آن را به ضرورت تاريخ و فرهنگ طبيعى مى يابند. او نمى آيد بگويد كه اصولاً نبايد برگ كوكا در سبد غذايى جامعه باشد چون كه با ثروتى كه زير زمين نهفته است مى توان سفره اى رنگين را براى توده ها فراهم كرد. توده گرايان بهترين ابداع صاحبان سرمايه در كشورهاى جهان سوم هستند. رهبران توده گرا گذشته را طلايى جلوه مى دهند و در نتيجه اين تلنگر را به ذهن توده ها وارد نمى آورند كه از خود بپرسند چرا براى قرن  ها است كه آنها همچنان محروم و حقير هستند. رهبرانى عشق و شوق مردم را در دل و باور دارند كه آنها را به سوى مرغزار پرتلالوى انسانيت كه در آن عقل حاكميت و رفاه گستردگى دارد سوق دهند. صعود رهبران توده گرا به قدرت در كشورهايى از قبيل بوليوى به معناى تداوم رويت ناپذيرى عصر روشنگرى است. بيشترين منفعت را از توده گرايان، ثروتمندان و فزون ترين حزن را توده ها خواهند برد. هرچند كه توده ها يكى از نوع خود را در قدرت مى يابند اما در واقع چيزى جز تداوم فقر مادى و كسرى خردورزى را تجربه نخواهند كرد. اوج گيرى رهبران توده گرا كه در بوليوى آن را نظاره گر هستيم بازتاب وابستگى وسيع طبقه متوسط به جهان غرب، ناتوانى طبقه روشنفكر از ايفاى نقش تذهيب گر ارزشى به لحاظ فساد شديد مالى او و در نهايت ياس فراگير در بين توده ها از اين است كه به مانند شهروند زندگى كنند. امثال مورالس تجلى فراگير بيگانگى با توسعه اقتصادى، ناآشنايى با دگرديسى فكرى و فربه تر شدن صاحبان ثروت در جامعه هستند. به دنبال چند سال حكومت مورالس آنچه در بوليوى شاهد خواهيم بود با توجه به تجارب تاريخى، تداوم فقر مادى، تداوم عقل ستيزى در رفتارها و روابط اجتماعى، تداوم انباشت ثروت به وسيله صاحبان مكنت و تداوم محروميت مادى و ارزشى توده ها خواهد بود. حكومت هاى توده گرا تجلى بالاترين ظلم در حق توده ها هستند. چرا كه فرصت ارتقاى انسانى را از آنها با تهييج هيجانات دريغ مى كنند. صعود مورالس به قدرت شكست مدنيت در بطن تقويت موضع استثمارگرايانه ثروتمندان در جامعه است&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-113559036491458059?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/113559036491458059/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=113559036491458059' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113559036491458059'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113559036491458059'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/12/blog-post_26.html' title='انتخاب بوليوي و حكومت توده گراها'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-113497392230115055</id><published>2005-12-18T22:22:00.000-08:00</published><updated>2005-12-18T22:32:02.313-08:00</updated><title type='text'>آگاهي مان فوران كرده است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;سرويس فرهنگ و نهر خبرگذاري دانشجويان ايران در روز جمعه 23 آذر 1384 خبي منتشر كرد مبني بر آنكه " محسن وزيري مقدم " نقاش و مجسمه ساز 82 ساله ايراني جايزه شخصيت اروپا در سال 2005 را كسب كرد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;من كه متاسفانه اين بزرگ را نمي شناختم ولي واقعا از شنيدن چنين خبري خوشحال شدم، حداقلش اينه كه با شنيدن اين خبرا آدم به اين نتيجه مي رسه كه از ايران فقط نكبت و كثافت در دنيا منتشر نميشه، گرچه انگار تمام افتخارورزان اون ور آب هستند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;يادم نمي ره پارسال بود فكر كنم كه مصاحبه اي بود با دكتر ضياء موحد بزرگي كه در محنت تحقير و گمنامي و نمك نشناسي را تحمل كرده و در ايران سكونت گزيده....مي گفت در آن مدت كه اگلستان بودم يك روزش با زماني كه مثلا در ايران مي خونم و مطالعه مي كنم برابر نيست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;هابرمارس از فلاكت انسان مدرن در عصر رسانه هاي هولناك و قدرتمند و استعمارگر حرف مي زنه و اينكه انسان اگر آگاهي نداشته باشه خودش نمي فهمه كه چه بلايي داره سرش مي آد ....ما هم تو ايران بعضي وقتها كه اگر مجالي باشه فكر مي كنيم نمي بينيم چه بلايي سرمون مي آد، ادم نميدونه بنويسه يا سه نقطه بذاره&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-113497392230115055?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/113497392230115055/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=113497392230115055' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113497392230115055'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113497392230115055'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/12/blog-post_18.html' title='آگاهي مان فوران كرده است'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-113455148109406233</id><published>2005-12-14T00:31:00.000-08:00</published><updated>2005-12-14T01:11:21.143-08:00</updated><title type='text'>كاليگاري، زاويه، هنر معنوي و از اين چيزا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;اتاق دكتر كاليگاري فيلم اكسپرسيونيستي سينماي آلمان كه جزو برجسته ترين آثار تاريخ سينما مي باشد در سال 1920 توسط رابرت وينه ساخته شد.&lt;br /&gt;اين فيلم اولين و بدون هيچ شكي آخرين اثر هنري سينمايي است كه از 80 سال پيش تا امروز باعث برانگيختن احساس منتقدان، تحليل گران و مشتاقان هنر شده است. واضح است كه اين فيلم باعث توسعه و گسترش رفتار هنرمندانه و سمبليك در سينما شد و ساختار سينمايي آن در بسياري از آثار امروزي قابل مشاهده است.&lt;br /&gt;طرح اصلي داستان بسيار ساده و گول زننده است. كاليگاري يك هيبنوتيزم كننده است كه با راه انداري بازارهاي مكاره و حرفهاي جذابش مردم را به خود جذب مي كند و يك خوابگرد كه سزار نام دارد هم كوركورانه از او اطاعت مي كند. در زماني كه شب فرا مي رسد، سزار تابوت محافظش را ترك كرده و به قصد سرخوشي هاي مرگبارش به سمت دهكده مي رود.&lt;br /&gt;اولين وجه فيلم وجه بسيار هنرمندانه است و اتاق دكتر كاليگاري به واقع يك اثر تكامل يافته هنري است. با نگاهي به متن فيلم در مي يابيم كه ، كاليگاري در قلب هياهوي هنر مدرن متولد مي شود به خصوص در اكسپرسيونيست آلماني. در واكنشي به سينماي تجاري هاليوود، سينماي آلماني كه موقعيت هاي هنر مندانه را انتخاب مي كند. اي جنبش با پدري دو اثر بزرگ سينمايي ديگر ادامه پيدا مي كند : متروپليس اثر لانگ و نوسفراتو اثر مورنا، علاوه بر اين شباهتي زيبا است ميان سزار كه در تابوت مي خوابد و شب ها به قتل آدمها مي رود و خون آشام نوسفراتو.&lt;br /&gt;رابرت وينه به گروه طراح دكور در خصوص طراحي دكور صحنه ها و چيدمان آنها گفته بود كه با الهام از جريانات رايج اكسپرسيونيستي و استفاده از نقاشي و معماري صحنه هايي شبيه به تاتر بسازيد و به واقع همه چيز در اين فيلم از يك چشم اكسپرسيونيستي ديده مي شود. هر صحنه يك اثر هنري است و كل فيلم نيز حاصل طراحي نقاشي هايي به صورت يك كل واحد است. واضح است كه هر صحنه فيلم را مي توان با نگاهي خاص تماشا و تحليل كرد، يكي به زيبايي نقاشي ها نگاه مي كند و ديگري به دنبال رمز گاشش نمادهاست و ... . نمادها در اين فيلم فراوانند و در هر قطعه قابل تحليل و بررسي.&lt;br /&gt;اين فيلم داراي وجهي سياسي نيز هست. آنچه در اين فيلم مي بينيم تصور پايه اي فيلم نامه نويس است از نگاهي انتقادي به قدرت كوري كه مسبب جنگ جهاني اول بوده است. و در اين راستا كاليگاري را سمبل قدرت پروس و سزار را سمبل مردم مسخ شده و همچون عروسكهاي خيمه شب بازي پديد آورده است.&lt;br /&gt;اكسپرسيونسيم به سان يك هنر مدرن خود را به صورت يك تناقض در واقعيت جلوه مي دهد و از هنر به عنوان معني تجلي حالات به جاي تعابير پيش پا افتاده واقعي استفاده مي كند. اين جنبش مدرن مستقيما بر عليه گرايش طلوع نازيسم كه قصد پوزه بند زدن به هنر را داشت برخاست. كتاب از كاليگاري تا هيتلر شامل تحليل هاي روانشناختي بسياري است كه روشن مي سازد كه چرا در اين فيلم ارجاع به هيتلر و نازيسم و مقابله با آن وجود دارد.&lt;br /&gt;در نهايت، در مورد اين فيلم بايد گفت كه اعتبار بي چون و چراي سينماست.&lt;br /&gt;اين فيلم از سه بخش كلي تشكيل شده است :&lt;br /&gt;اول، پيروزي تماشاگر از ميان فرم روايي فيلم بر اين دعا كه هر آنچه مي بينيد واقعي است، هنگامي كه درك ما از فيلم مبهم و رمز آلود است و با وجود آنكه ديگر شاخصهاي آشكار فيلم از چشم ما پنهان مي شود.&lt;br /&gt;دوم، فيلم به مبارزه با هر آنچه كهنه است مي پردازد و به طعنه تماشاگر را همچون يك ديوانه گول مي زند ( ايده اي كه تهيه كننده فيلم ( اريك پامر ) داشت )&lt;br /&gt;علاوه بر اين فيلم يكي از اولين نمودهاي اعتراضي در فيلم است به روشي كه تمام فيلم ها مملو از تبليغات سياسي نازي ها شده بود.&lt;br /&gt;در اينجاست كه مي توان فهميد اهميت دكتر كاليگاري آن است كه انفجار چه فيلمهايي اعم از عمومي و اورژينال را بي اثر كرد. فيلمهايي چون مظنوني هميشگي، حس ششم، غريزه اصلي و &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين مقاله ترجمه است و شامل افاضات خودم نيست، متاسفانه منبع و نويسنده را گم كرده ام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-113455148109406233?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/113455148109406233/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=113455148109406233' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113455148109406233'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113455148109406233'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/12/blog-post_14.html' title='كاليگاري، زاويه، هنر معنوي و از اين چيزا'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-113428847592400993</id><published>2005-12-10T23:42:00.000-08:00</published><updated>2005-12-11T00:07:55.963-08:00</updated><title type='text'>عجب موبايل باحالي، ببينم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;اصلا بعضي وقتها آدم هنگ مي كنه كه چه جوري شروع كنه، مثلا بگه امان از اين موبايلهاي دوربين دار، بعد مي بينه خوب اينكه حرف نشد يه عده اي جديد ترين تكنولوژي ها و مدرن ترين و دقيق ترين سيستم هاي مديريتي را به كار مي بندند كه اين موبايلها را درست كنند حالا خلق الله بهش احتياج داشتن يا نه و اينكه واقعا نياز وجود  چنين دستگاههايي بوده يا نه ، بماند. بهرحال توليد مي كنن و مثلا مي فرستن ايران، بعد چي ميشه مي يفته دست اين ملت گوسفند ما، حالا چرا گوسفند، اينو نمي دونم ولي بهرحال از اونجايي كه گوسفند يه حيووانه و فحش نيست نمي گن چرا فحش ميدي گرچه اينجا ماله خودمه به هر كي بخوام مي تونم فحش بدم. در ضمن احتياجي هم نمي بنم كه اصولا بعضي وقتها بحث را باز كنم سوء تفاهم ميشه كه بشه. خيلي اهميتي نداره&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;حالا شان نزول اين جملات گهربار فوق چي بود؟ بعد از مدتها ما يه 2 هفته پيش رفتيم كنسرت شجريان كه خوب كلهر نازنين و عليزاده و پسرش هم بودند و كنسرت خوبي بود، البته ما بليط گيرمان نيومده بود و يك دوستي لطف كرد به ما بليط داد در صورتيكه مي تونست 2 تا بليطه پانزده هزار تومني را دويست هزار بفروشه. ديشب هم رفته بوديم كنسرت موزارت............اصلا مي خواستم از اين 2 تا بنويسم كه كلا پشيمون شدم....ولي مهمترين مسئله كه بيشتر از تمام بي كلاس بازي ها، دهاتي بازي و بيشعوري در انواع مختلف آدم در اين كنسرتها از خالق الله مي بينه اين عكس گرفتن با اين موبايلهاي ...يشونه. من هر چه فكر كردم نفهميدم كه مثلا با يه موبايل كه در بهترين حالت فاصله و نور مي خواد يه عكس مردني بگيره كه نه رنگ داره نه رو، اين ملت اين چه عكسي بود كه در تاريكي و حداقل با فاصله سي چهل متري مي گرفتن. چون كه احتمالا ملتي كه جلو مي شينن اوصولا با كلاس تر و انتلكتوئل تر هستن. مثلا ديشب آخر كنسرت كه ركوييم تموم شد يه عمله اي از او بالا سوت مي زد و اين رديف اولي ها بالا را نگاه مي كردن و ايشششش مي گفتن. مي گم كه كارشون درسته اونا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;خلاصه همين را گفتم كه نگفته از اين دنيا نرفته باشم. اين هوا هم كه مرا كشت. مي گن چرا سيگار مي گشين. والا ما سيگاريا از اونجايي كه ريه درست و درموني نداريم الان اوضامون بهتر از غير سيگاري ها است.-البته واقعا تو اين هوا سيگار نمي شه كشيد- از قرار بي بي سي فرموده سالانه پنج هزار نفر در ايران در اثر همين آلودگي هاي نفله مي شن. عجب بدبختي ها. بعد ما ميگيم مواظب باشين ايدز نگيرين. خوب بالاخره هر كي يه جوري مي ميره ديگه. احتمالا يواش يواش مثل كشور آخرين هاي پل استر ميشيم كه يه مراكزي ميان و بهمون كمك مي كنن كه بميريم، احتمالا ارتش و سازمان هواپيمايي جزو اولين مراكز باشن چون كه تا حالا نشون دادن استعدادشون خوبه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-113428847592400993?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/113428847592400993/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=113428847592400993' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113428847592400993'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113428847592400993'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/12/blog-post.html' title='عجب موبايل باحالي، ببينم'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-113333339705134063</id><published>2005-11-29T22:22:00.000-08:00</published><updated>2005-11-29T22:49:57.106-08:00</updated><title type='text'>حق السكوت و نقش صدا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حق السكوت&lt;/strong&gt;  يكى از مهمترين و خلاقانه ترين فيلم هاى سال هاى نخست سينماى ناطق است. اين فيلم در سال ۱۹۲۹ به فروش بى سابقه اى دست يافت، اين فيلم به عنوان يك فيلم كليدي و مهم نقطه عطفي در تاريخ سينماي انگلستان محسوب مي شود. آنچه در آن روزگار و خصوصا در نيمه دوم دهه 1920 وجود داشت ضعف فيلمهاي انگليسي در تقابل با فيلم هاي آمريكايي بود و " حق السكوت " جزو رقيبان فيلمهاي امريكايي شد.&lt;br /&gt;در اين فيلم صداي بازيگر اصلي فيلم ( Anny Ondra )در نقش اصلي Alice دوبله شده است. Ondra بازيگري لهستاني بود كه قبل از عزيمت به انگلستان در كشورهاي چكسلواكي، آلمان و اتريش به بازيگري مشغول بوده است. او قبل از اين فيلم نيز در تجربه ديگري از هيچكاك به نام " اهل جزيره انسان " ( Manaxma-1928 )بازي كرده بود، فيلمي زيبا و ديدني كه چيزي از يك ملودرام واقعي كم ندارد&lt;br /&gt;به خاطر لهجه غليظ Ondra، هيچكاك يك بازيگر به نام Joan Barry را استخدام كرده بود تا ديالوگهاي را كه كاراكتر بايد بگويد را زير دوربين بخواند و او فقط لب زني كند. شايد اين تكنيك با استانداردهاي امروز ضعيف و ناپخته به نظر برسد ولي ظاهرا بسياري از تماشاگران آن زمان را قانع كرده است. يك منتقد در مجله نيويورك تايمز نوشت : " Anny Ondra يك بازيگر لهستاني است كه با هيچ لهجه قابل توجه خارجي نمي تواند صحبت كند. او داراي شخصيت بسيار مثبتي است و در كار بسيار حرفه اي و آبرومند است و اگر خطايي در بازيگري او هست متوجه كارگردان است&lt;br /&gt;در حقيقت نسخه صامت فيلم در كنار نسخه صدادار فيلم توليد شده بود" چارلز بار " در مقاله خودش  به اين نكته اشاره مي كند كه در اين فيلم از 2 نسخه استفاده شده است كه به طور فرضي همه شات ها را به هم مربوط كرده است&lt;br /&gt;او فرض مي كند كه هيچكاك انتظار داشته است كه هر دو نسخه صامت و صدادار را با هم بگيرد و به طور هوشمندانه اي حداقل 2 برداشت قابل قبول از هر شات گرفته است كه 2 نگاتيو مجزا براي نسخه هاي صامت و صدادار وجود داشته باشد. امروز بعضي از منتقدان نسخه صامت را ترجيح مي دهند و بعضي نيز به خاطر وجود صدا نسخه صدادار را تاثيرگذار تر مي دانند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;امروزه " حق السكوت " به عنوان يكي از آثار قابل احترام هيچكاك است كه باعث توسعه كارگرداني نيز شده است. اين فيلم به اضافه فيلم  مستاجر   به تثبيت اعتبار هيچكاك به عنوان كارگردان فيلمهاي دلهره آور كمك كرد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در حاليكه ضبط صدا در فيلم ممكن است به مذاق بينندگان امروزي خوش نيايد ولي هيچكاك براي منظورهاي دراماتيك به نوعي از صدا استفاده كرده است كه هنوز جذاب و گيراست. هيچكاك مي گويد : " هميشه موقعيت هايي كه ما بخواهيم مناظر خيالي مربوط به ذهن را به گونه اي بصري به تصوير بكشيم وجود دارد. بنابراين ممكن است با اجازه دادن  به شنيدن صداهايي بخواهيم موقعيت رواني كسي را نشان دهيم. شايد از صداي زنگهاي كليسا استفاده كنيم و شايد از صداي جيغ  "&lt;br /&gt;ما در اين فيلم شاهد آنيم كه در چند صحنه از فيلم از صدا به عنوان نمايان كننده موقعيت رواني بازيگر نقش اول استفاده شده است. مهمترين مثال زماني است كه همسايه آليس  كه دائما مشغول سخن پراكني و بازگويي شايعات است ماجراي قتل را شرح مي دهد و كلمه " چاقو " بسيار با تاكيد و قوي ادا مي شود در حالي كه ساير كلمات سريعا به سوي محو شدن مي روند. مثال ديگر زماني است كه آليس در مغازه خانوادگي اش است و زنگ بالاي در به صدا در مي آيد و صدا مصرانه تكرار شده و فضا را تحت تاثير خود قرار مي دهد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;از نقطه نظر موضوعي " رابين وود " معتقد است كه " حق السكوت " موتيف " زن گناهكار " را معرفي مي كند. اين مفهوم در بعضي از ديگر فيلمهاي هيچكاك نيز عميقا به چشم مي ايد. مانند ، بدنام ، سرگيجه ، رواني ، پرندگان  و مارني &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;منبع اصلي اين فيلم فيلمنامه چارلز بنت بود كه "تالولا بنكهد "نقش اول آن را به طور باور نكردني بر روي صحنه بازي كرد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;هيچكاك واقعا مي خواست كه پايان فيلم با تحت تعقيب قرار گرفتن آليس به پايان برسد و با آوردن يك كارآگاه جوان و محترم به اخلاق و پيش كشيدن مفهوم " عشق در برابر وظيفه " باعث افزايش كشمكش در فيلم شود. و معتقد است كه اگر فيلم اينگونه تمام نشده است به خاطر فشار تهيه كنندگان براي دلايل تجاري بوده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-113333339705134063?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/113333339705134063/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=113333339705134063' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113333339705134063'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/113333339705134063'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/11/blog-post.html' title='حق السكوت و نقش صدا'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-112487949953745592</id><published>2005-08-24T03:29:00.000-07:00</published><updated>2005-08-24T03:31:39.543-07:00</updated><title type='text'>نامه اي از فرهاد در سالروز مرگ او</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;div align="right"&gt;نامه اي به سردبير روزنامه جامعه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سلام آقاي سردبير&lt;br /&gt;موفق باشيد و عاقبتتان بخير،با توجه به سوء تفاهم تصوير چاپ شده در صفحه اول روزنامه شما از طرف وزير محترم فرهنگ، و علي الخصوص پاسخ شما،مايلم نكته اي را مطرح كنم كه البته چهار سال و اندي ديرتر گفته مي شود چون نمي دانستم به كه بايد گفت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آن وقتها دوستي كتاب “آخرين سفر شاه“ را لطفا به من داد ،در اواخر كتاب آمده است كه: دوستان اشرف پهلوي او را سايپا مي خواندند،بله،درست است،SAIPA!، كه ظاهرا نام شركت و ماشين “رنو“ است و البته اين نام، يعني سايپا، مخفف كلمات زير است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;Son Altess Imperial Princess Ashraf.!!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;همانطور كه توجه فرموديد كلمات بالا به زبان فرانسوي ميشودچ&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;والاحضرت همايون شاهدخت اشرف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;و اين نام و عنوان همچنان زينت بخش هزاران ماشين رنو و...است و حال يك سئوال:در طول اين نوزده سال ،يك مسئول امر ،يك سياستمدار و ... متوجه اين نكته نشده است؟&lt;br /&gt;با آرزوي سلامتي و حسن عاقبت ان شاالله &lt;br /&gt;فرهاد مهراد&lt;br /&gt;1377/3/15&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-112487949953745592?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/112487949953745592/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=112487949953745592' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112487949953745592'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112487949953745592'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/08/blog-post_24.html' title='نامه اي از فرهاد در سالروز مرگ او'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-112487710092691118</id><published>2005-08-24T02:22:00.000-07:00</published><updated>2005-08-24T02:51:40.970-07:00</updated><title type='text'>دو درصد از مردم ايران با كمتر از يك دلار در روز زندگي مي‌كنند</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;براساس آخرين آمار منتشره از سوي بانك جهاني يك ميليون و سيصد هزار نفر در ايران( دو درصد از جمعيت اين كشور) با كمتر از يك دلار در روز زندگي مي‌كنند. به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس بانك جهاني در آخرين گزارش خود در مورد وضعيت فقر در جهان اعلام كرد 21 درصد از مردم جهان معادل يك ميليارد و هشتاد و نه ميليون نفر با درآمدي كمتر از يك دلار در روز روزگار مي‌گذرانند. براساس اين گزارش در ميان مناطق مختلف جهان صحراي آفريقا از اين نظر در رتبه اول قرار داشته، 4/46 درصد از مردم اين منطقه با درآمدي كمتر از يك دلار در روز زندگي مي‌كنند. چين با 6/16 درصد پس از اين منطقه، جنوب آسيا با 3/31 درصد، چين با 6/16 درصد,آسياي جنوب شرقي و اقيانوسيه با 9/14 درصد، آمريكاي لاتين با 5/9 درصد، اروپا و آسياي مركزي با 6/3 درصد، و خاورميانه با 4/2 درصد به ترتيب در مراتب بعدي قرار دارند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;براساس اين گزارش در جمهوري اسلامي ايران نيز بيش از دو درصد مردم معادل يك ميليون و سيصد هزار نفر با درآمدي كمتر از يك دلار در روز زندگي مي‌كنند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;گويا &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-112487710092691118?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/112487710092691118/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=112487710092691118' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112487710092691118'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112487710092691118'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/08/blog-post.html' title='دو درصد از مردم ايران با كمتر از يك دلار در روز زندگي مي‌كنند'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-112157351232343431</id><published>2005-07-16T21:10:00.000-07:00</published><updated>2005-07-16T21:11:52.330-07:00</updated><title type='text'>از امروز تا بعد اكبر گنجي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;محسن سازگارا فعال سياسی که خود سال گذشته با وضعيتی مشابه درگير بود و درست در زمانی که به علت اعتصاب عذا از هوش رفت، از زندان آزاد شد با توجه به تجربه شخصی خود به "روز" می گويد :&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;از روز شنبه که سی ام پنجمين روزست چون بدنش چربی ها را سوزانده ، به سوزاندن پروتئین ها می پردازد. تمام بافت های حساس بدنش صدمه می خورد. لثه هایش تحلیل می رود و چشم و قلب و سایر بافت های حساس آسیب می بینند. اکنون الکترولیت های بدن مثل پتاسیم، منیزیم و سدیم دچار عدم تعادل شده و با مرگ دست و پنجه نرم می کند. دچار تنگی نفس شده و خطر سکته های مغزی افزایش می یابد."&lt;br /&gt;سازگارا که خود در يک سال گذشته، برای مقابله با عوارضی که اعتصاب عذای طولانی برای او ايجاد کرده دو بار عمل جراحی کرده و هنوز تحت مداوا قرار دارد، به "روز" گفت تمام کسانی که به سرنوشت آينده کشور علاقه مندند بايد دست به کار شده و امکان ندهند که گروه های اقتدارگرا به نيات خود دست يابند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-112157351232343431?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/112157351232343431/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=112157351232343431' title='7 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112157351232343431'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112157351232343431'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/07/blog-post_16.html' title='از امروز تا بعد اكبر گنجي'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-112115264070914140</id><published>2005-07-12T00:07:00.000-07:00</published><updated>2005-07-12T00:17:20.716-07:00</updated><title type='text'>موضع شرم‌آور- مطلبي از فرخ كريمي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt; تیر ۱۳۸۴&lt;br /&gt;در هفته پيش، نشست "ايران پس از انتخابات" که به کوشش پارلمان اروپا برنامه ريزي شده بود، برگزار گرديد. موضوع اين نشست، تجزيه و تحليل انتخابات ايران و به ويژه، دورنماي وضعيت دموکراسي و حقوق بشر در ايران پس از انتخابات بود&lt;br /&gt;لازم به يادآوري است که پارلمان اروپا، در کنار شوراي وزيران کشورهاي عضو اتحاديه اروپا وکميسيون اروپا، سه مرجع مشترک تصميم گيري اتحاديه اروپا را در زمينه سياست خارجي مشترک تشکيل مي دهند. اين پارلمان، همان طور که از نام آن پيداست، دربرگيرنده نمايندگان پارلمان هاي کشورهاي مختلف اتحاديه است و مواضع جامعه مدني اروپا و احزاب مختلف [اعم از حاکم و اپوزيسيون] را منعکس مي کند. همچنين، شوراي وزيران شامل وزراي امور خارجه اتحاديه اروپاست و مواضع دولت هاي عضو اتحاديه را بازتاب مي دهد. کميسيون اروپا نيز، شامل مسوولان اجرايي معرفي شده از سوي کشورهاي اتحاديه اروپا است و در واقع، مسوول "اجراي" سياست هاي واحد اتحاديه اروپا [به ويژه در زمينه هاي اقتصادي و تجاري] محسوب مي شوددر نشست بروکسل، نمايندگان پارلمان اروپا و نيز کميسيون اروپا حضور داشتند و به شنيدن ديدگاه هاي ايرانيان حاضر در جلسه و در مقابل، بيان ديدگاه هاي خود پرداختند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;يکي از موضوعاتي که در بروکسل، به طور مشخص مورد بحث قرار گرفت، نقش و مسووليت اتحاديه اروپا در انتخابات اخير ايران و نحوه برگزاري آن بود. اين بحث، عمدتاً از اين زاويه مطرح شد که کشورهاي اتحاديه اروپا، با رفتار بي تفاوت خود در قبال نقض دموکراسي و حقوق بشر در ايران، در عمل جناح تندروي حکومت را به برگزاري مخدوش، غير آزاد و ناعادلانه انتخابات رياست جمهوري ترغيب کرده اند و در نتيجه، بايستي اکنون مسووليت رفتارهاي بعدي دولت تندروي جديد را بپذيرند&lt;br /&gt;در چنين فضايي، موضع نمايندگان پارلمان اروپا، حاضر در نشست بروکسل، عمدتاً بر لزوم حساسيت بيشتر اتحاديه در خصوص وضعيت حقوق بشر و دموکراسي در ايران در شرايط جديد متکي بود. اما نکته جالب در اين نشست، موضع کميسيون اروپا بود که مسووليت روابط اقتصادي و تجاري با ايران را بر عهده دارد. نماينده اين کميسيون در بروکسل، تأکيد داشت که براي اين نهاد فرق نمي‌کند در ايران چه کساني با انتخابات اخير روي کار آمده‌اند؛ و آنان حاضرند در شرايط جديد نيز مذاکرات خود را با نمايندگان دولت، براي دستيابي به توافقات اقتصادي - تجاري ادامه دهند. به عبارت ديگر، ظاهراً کميسيون اروپا، همچنان بر روي ايده مشروط نکردن روابط تجاري و اقتصادي به مسائل انساني [چون دموکراسي و حقوق بشر] پا فشاري مي‌کند&lt;br /&gt;موضوع، روشن تر از آن است که احتياج به تفسير داشته باشد: در اروپا، معمولاً ملاحظات تجاري و انساني، در دو جهت معکوس عمل مي کنند و رابطه با ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;اما اين وضعيت، قابل تغيير است، اگر که نمايندگان جامعه مدني اروپا حساسيت خود را بر روی مقولات انساني تشديد کنند. در اين ميان، به ويژه مسووليت نمايندگان پارلمان اروپا بيش از پيش برجسته مي شود که بايستي با اعمال فشار بر روي دولت هاي اروپايي، خواستار نقش آفريني آنها در تصحيح سياست هاي کميسيون اروپا در قبال ايران شوندکشور هاي اتحاديه اروپا، البته حق دارند که به دنبال تأمين منافع اقتصادي و تجاري خود باشند. ولي بايد به آنها گوشزد کرد که اگر قرار باشد تأمين اين منافع، به بهاي تداوم و تشديد نقض حقوق انساني در ايران باشد، اين موضع به عنوان "لکه اي شرم آور" در کارنامه اتحاديه اروپا باقي خواهد ماند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;روز آن لاين&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-112115264070914140?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/112115264070914140/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=112115264070914140' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112115264070914140'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112115264070914140'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/07/blog-post_12.html' title='موضع شرم‌آور- مطلبي از فرخ كريمي'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-112114975596445329</id><published>2005-07-11T23:16:00.000-07:00</published><updated>2005-07-11T23:29:15.976-07:00</updated><title type='text'>تخلف‌های مالی در شهرداری تهران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;شهرداري تهران علاوه بر پرداخت هزینه‌هایی چون افطار‌دادن در چهار‌راه‌هاي پر‌ترافيك شهر، تجليل از "روزه كله‌گنجشكي" و اجراي طرح "قرآن بخوان جايزه بگير"، از سال۸۲ تاكنون نزدیک به ۲۰۰ ميليارد تومان بيش‌تر از بودجه مصوب شورای شهر هزينه کرده است.&lt;br /&gt;براساس گزارش وزارت كشور در سال ۸۲ جمع كل درآمد شهرداري در حدود ۸۰۰ ميليارد تومان بوده در حالي كه درآمد قطعي اين نهاد در همان سال بدون هيچ‌گونه اصلاحيه بودجه بیشتر از ۹۵۰ ميليارد تومان بوده است.این آمار در کنار درآمد شهرداری تهران از محل فروش تراکم، کارشناسان را مجاب کرده است که تهران از محل تخلف اداره مي‌شود.&lt;br /&gt;از سوی دیگر بررسی عملکرد بودجه ای شهرداری تهران نشان می دهد برخلاف اظهارات مسئولان که بودجه شهرداري را تا ۵۰ درصد به درآمدهای حاصل از فروش تراکم وابسته می دانند ۸۰ درصد از بودجه شهر تهران از فروش تراکم تامین شده است. عوارض ساختمان‌ها در سال ۸۰ حدود ۹۲ ميليارد، در سال ۸۳، ۱۶ ميليارد تومان بوده و در سال ۸۴، بيش از ۳۵ ميليارد تومان پیش بینی شده است. بر اساس ماده ۱۰۰ قانون شهرداری ها، جرایم متخلفان با پرداخت جریمه حل و فصل می شود.&lt;br /&gt;از سوی دیگر برنامه جنجالی شهردار تهران [منوريل] بر اساس اسناد موجود در هیچ یک از مراجع قانونی نه در شوراي عالي ترافيك و نه در شوراي عالي شهرسازي تصویب نشده بود. یکی از مسوولان وزارت مسکن و شهرسازی در این مورد می گوید:" شما چهار برگ مطالعه در مورد منوريل نمي‌بينيد. شعار دادند كه منوريل را با ۲۰ ميليارد تومان اجرا مي‌كنيم. تا الان برآوردشان ۲۰۰ ميليارد تومان است. اصلاً مسير منوريل، مسير غلطي است. چه كسي گفته، پيك (مركز پر تردد) مسافر تهران از صادقيه تا فرودگاه مهرآباد است. فرودگاه مهرآباد كه همين الان در حال تخليه شدن است."&lt;br /&gt;به گفته همین شخص : "شهرداري در زمينه ترافيك بي‌تدبيري‌هاي روشي دارد. بزرگترين اشتباه های شهرداري تهران در حوزه ترافيك است."&lt;br /&gt;او به مدیریت ترافیک در شهر تهران ، مونوريل و ایجاد دوربرگردان در اتوبان هایی که موجب وخیم تر شدن اوضاع ترافیک تهران شده اشاره می کند. به گفته او دوربرگردان‌ها براي ترافيك كمتر از ۱۸۰۰ ماشين در ساعت مناسب است. وقتي تعداد خودروها از ۱۸۰۰ دستگاه بیشتر مي‌شود، ديگر دوربرگردان مشكل را حل نمی کند. شوراي‌عالي شهرسازي بارها به مديريت شهري تهران هشدار داده که وابستگي خود را به منابع ناپايدار قطع کند و در جهت اهداف مطالعات مجموعه‌ شهري تهران كه هم در شوراي‌عالي شهرسازي و هم در هيات وزيران به تصويب رسيده، حركت کند.&lt;br /&gt;«كارنامه درخشان» شهرداري تهران نيز که در زمان انتخابات به عنوان تبليغ بيشتر در پايتخت توزيع شده است در برگیرنده چند مورد از تخلفات است، چنان که به نظر کارشناسان حقوقی كمك مالی و جنسی به هشت هزار هيات مذهبي ،بخشايش بدهی مردم به شهرداری، در آستانه انتخابات رياست جمهوری و به قصد جلب نظر آن ها از جمله مواردی است که می تواند تخلف از قانون به حساب ايد.&lt;br /&gt;افتتاح ۱۳۶ آبخوري در مناطق مختلف تهران، نصب ۲۰۰ ساعت شهري و ۱۱۰ تابلو فرهنگي هم جزء کارنامه شهرداری به حساب آمده است.احداث صد دستگاه سرويس بهداشتی، نورپردازي و معماري نور ۷۰ مسجد، هم جزء وظايف بديهي شهرداري است. صدور كارت‌ براي استفاده رايگان سالمندان از فضاهاي عمومي كار قابل تقديري است. البته رايگان بودن اين مورد هم خلاف سياست‌‌‌هاي شهري است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;ليلا خدابخشي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;روز آن لاين&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;شانزده تير هزار و سيصد و هشتاد و چهار&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-112114975596445329?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/112114975596445329/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=112114975596445329' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112114975596445329'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112114975596445329'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/07/blog-post_11.html' title='تخلف‌های مالی در شهرداری تهران'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-112028681215773047</id><published>2005-07-01T23:39:00.000-07:00</published><updated>2005-07-01T23:46:52.166-07:00</updated><title type='text'>توقيف دارايی چهار شرکت و سازمان ايرانی در آمريکا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;کاخ سفيد، نهاد رياست جمهوری آمريکا اعلام کرد که در پی صدور دستور جورج بوش، رئيس جمهور اين کشور در زمينه مقابله با گسترش سلاحهای کشتارجمعی، دارايی هشت شرکت مؤسسه خارجی در آمريکا توقيف می شود؛ چهار تا از اين شرکتها و مؤسسات به ايران تعلق دارند، سه تا به کره شمالی و يک مؤسسه به سوريه&lt;br /&gt;آن گونه که در بيانيه کاخ سفيد آمده، شرکتها و مؤسسات ايرانی که دارايی شان در آمريکا توقيف شده عبارتند از: &lt;strong&gt;&lt;em&gt;گروه صنعتی شهيد همت، گروه صنعتی شهيد باکری، سازمان انرژی اتمی و سازمان صنايع هواوفضا&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;هدف از توقيف دارايی اين شرکتها و مؤسسات، مبارزه با قاچاق سلاحهای کشتارجمعی و مواد و تجهيزات مربوط به آنها از طريق قطع منابع مالی آنها اعلام شده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;جان اسنو، وزير دارايی آمريکا که مسئوليت اجرای فرمان رئيس جمهور در زمينه قطع منابع مالی شرکتها و مؤسسات مظنون به قاچاق سلاحهای کشتارجمعی و مواد و تجهيزات مربوط به آنها را دارد گفته است که احتمالاً با مؤسسات و شرکتهای بيشتری برخورد صورت خواهد گرفت&lt;br /&gt;سازمانهای انرژی اتمی و صنايع هواوفضای ايران به ترتيب زير نظر رئيس جمهور و وزير دفاع اين کشور فعاليت می کننداز گروه صنعتی شهيد باکری در گزارشها به عنوان شرکتی وابسته به سازمان صنايع دفاع ايران ياد شده که در زمينه ساخت موشکهای کوتاه برد کروز فعاليت می کند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;گزارشی در روزنامه آمريکايی واشنگتن تايمز که در 26 ژانويه 2001 منتشر شد نيز از گروه صنعتی شهيد باکری به عنوان شرکتی نام برده بود که از شرکت صنايع شمال چين (نورينکو) مواد و تجهيزات مربوط به ساخت موشک خريداری کرده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;از گروه صنعتی شهيد همت نيز به عنوان يکی ديگر از شرکتهای وابسته به سازمان صنايع دفاع ايران نام برده شده که توليد کننده موشکهای بالستيک ميانبرد است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;دولت بريتانيا در سال 1998 اين شرکت را فعال در زمينه توليد سلاحهای کشتارجمعی تشخيص داد و دولت آمريکا نيز در سال 2000 اين شرکت را بر اساس گزارشهايی که از دادوستدهای آن با شرکت تسليحاتی موسوم به صنايع شمال چين (نورينکو) حکايت می کرد از فعاليت در آمريکا محروم ساخت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-112028681215773047?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/112028681215773047/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=112028681215773047' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112028681215773047'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/112028681215773047'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/07/blog-post.html' title='توقيف دارايی چهار شرکت و سازمان ايرانی در آمريکا'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-111630412682026582</id><published>2005-05-16T21:07:00.000-07:00</published><updated>2005-05-16T21:28:46.886-07:00</updated><title type='text'>عذرخواهی نيوزويک از گزارش اسائه ادب به قرآن</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;از اتفاقات جالب و تواما خنده دار و گريه دار در اين روزگار غريب كه آدمها ديگه يواش يواش در حال كف كردن مي باشند و هيچ چيز و هيچ كس هم آنها را از كسلي و بي حوصلگي نمي تونه نجات بده، آن بود كه مجله نيوزويك مادر....... گزارش داده بود که در بازداشتگاه گوانتانامو که زندانيان مسلمان از زمان جنگ با طالبان و القاعده در آن نگهداری می شوند، در جريان يک بازجويی نسخه ای از قرآن به داخل توالت انداخته شده است. و شماری از بازداشتيان آزاد شده از گوانتانامو نيز ادعای بی احترامی به قرآن در اين بازداشتگاه را مطرح کرده اند.&lt;br /&gt;حال در جريان اين خبر امت مسلمان كه جزو با غيرت ترين و كله خر ترين امتهاي جهان هستند به طرز فجيعي خونشان به جوش آمد و خلاصه قصد جهاد كرده و درگير شدند حال براي چه و با چه كسي در گير شدند معلوم نيست چرا كه در جريان همين درگيريها 15 فقره از آنها به رحمت ايزدي شتافتند و هم جوار حوريان سكسي در بهشت شدند. ( البته دوستي مي گفت كه آن زمان به بانواني سكسي گفته مي شده كه بر اساس سلايق عرب آن موقع بوده اند و حالا كه تو مي گويي حوريان چنان اند و چنان، شايد يه بدبختي با توجه به استانداردهاي روز حرفت را متوجه شود و به سوي بهشت بشتابد و آنگاه ضايع شده و با حوريان.........برخورد نمايد). البته من در اينجا به اين مسلمانان شهادت طلب تبريك مي گويم و از خداوندشان طلب رحمت و آمرزش مي كنم چرا كه همواره تلاش كرده اند كه به عنوان احمق ترين و خرفت ترين امت جهان خود را اثبات كنند كه بسيار با اهميت است.....ضمن آنكه بالاخره هر چه باشد اين مجله نيوزويك مادر..........محصول اون آمريكاي بي شرف پدر سوخته بي ناموسه كه خوب مرگ بر هر دوي آنها....ضمن آنكه قرآن را حالا در توالت انداختند يا نه به تو چه ربطي داره گزارش مي كني تو مجله ات مي نويسي، مگه آزار داري.....ولي خوب حالا كه عذرخواهي كردي قابل بخشش هستي.&lt;br /&gt;در نهايت من اين عيد سعيد غير باستاني را به امت غيور و شهيد پرور مسلمان جهان تبريك مي گويم....چرا كه هر روز كه كار صوابي در راه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه انجام شود عيد است و مبارك&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-111630412682026582?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/111630412682026582/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=111630412682026582' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111630412682026582'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111630412682026582'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/05/blog-post.html' title='عذرخواهی نيوزويک از گزارش اسائه ادب به قرآن'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-111397902800332442</id><published>2005-04-19T23:17:00.000-07:00</published><updated>2005-04-19T23:37:08.003-07:00</updated><title type='text'>دو نقل قول نغز و خواندني</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;هيتلر كبير! در آخرين روزهای زندگی، در عربده های جنون آميزش فرياد می زد: "اگر ملت آلمان لياقت پيروی از ايده های مرا ندارد، پس همان بهتر که نابود شود....به اين ميگن يه مرد بزرگ و با لياقت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;همچنين گوبلز وزير تبليغات رژيم نازی اين ملت گرايی بدون ملت را روشن تر، و البته ابلهانه تر، بيان می کند: در راه رسيدن به افتخارات ملی می توان کل ملت را قربانی کرد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;ايول....اين يكي از اون يكي با حال تره...هه هه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-111397902800332442?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/111397902800332442/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=111397902800332442' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111397902800332442'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111397902800332442'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/04/blog-post_19.html' title='دو نقل قول نغز و خواندني'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-111279475811822154</id><published>2005-04-06T06:36:00.000-07:00</published><updated>2005-04-06T06:39:18.120-07:00</updated><title type='text'>افزايش شديد شمار موارد اعدام در جهان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;گروه عفو بين الملل می گويد که در سال 2004 نزديک به چهار هزار نفر در سراسر جهان اعدام شدند که طی تقريبا يک دهه گذشته بی سابقه بوده است.&lt;br /&gt;اين گروه نظارت بر حقوق بشر می گويد که تعداد افرادی که در سال 2004 در چين اعدام شدند (3400 نفر) از مجموع کسانی که در باقی کشورهای جهان اعدام شدند بيشتر است.&lt;br /&gt;ايران در مقام دوم فهرست قرار دارد که، به گفته عفو بين الملل، دست کم 159 نفر در آن اعدام شده اند. پس از ايران، ويتنام و سپس آمريکاست که با 59 مورد اعدام در رده چهارم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;کيت الن، مدير شاخه عفو بين الملل در بريتانيا افزايش موارد اعدام در سطح جهان را "هشداردهنده" خواند و ارقام مربوط به چين را "واقعا هراس انگيز" توصيف کرد.&lt;br /&gt;چين می گويد شرايطی را که حکم اعدام براساس آن صادر می شود محدودتر خواهد کرد. آمريکا قبلا چنين کرده است.&lt;br /&gt;عفو بين الملل می گويد که سال 2004 با 3797 مورد اعدام، به لحاظ تعداد در 25 سال اخير در جای دوم قرار می گيرد.&lt;br /&gt;اين گروه به علاوه يادآور شد که اين رقم، معرف حداقل مواردی است که تاييد آنها برايش ممکن بوده است.&lt;br /&gt;خانم الن گفت: "بسياری از کشورها همچنان به صورت مخفيانه افراد را اعدام می کنند&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بحث منصفانه بودن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;به گزارش شينهوا، خبرگزاری رسمی چين، ون جيابائو، نخست وزير اين کشور ماه گذشته گفت که پکن نظام جزايی خود را بهبود خواهد بخشيد تا مجازات مرگ "به دقت و به طور منصفانه" اعمال شود.&lt;br /&gt;سارا گرين، از سخنگويان گروه عفو بين الملل در لندن از اعلام اين مطلب استقبال کرد اما گفت که اين گروه خواستار اقدامات عملی است نه حرف.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;وی به بی بی سی گفت که اين گروه به دو دليل به مجازات اعدام اعتراض دارد: يکی اينکه اعدام ناقض حقوق بنيادی است و ديگر اينکه به صورتی غيرمنصفانه اعمال می شود.&lt;br /&gt;وی گفت: "شواهد زيادی هست که نشان می دهد اعدام، مجازاتی بی عيب و نقص نيست."&lt;br /&gt;وی افزود: "احتمال صدور حکم اعدام برای کسانی که استطاعت استخدام وکيل را ندارند يا قادر نيستند کسی را راضی کنند به نفع آنها شهادت دهد بيشتر است."&lt;br /&gt;وی افزود: "تبعيض هم بلافاصله در اين معادله وارد می شود، به خصوص برای زنان. اين وضع خيلی نگران کننده است."&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تغييرات آمريکا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آمريکا- يکی از معدود کشورهای دموکراتيک که در فهرست عفو بين الملل جای گرفته است- ماه گذشته حکم اعدام را برای جرايمی که افراد زير 18 سال مرتکب می شوند لغو کرد.&lt;br /&gt;به گزارش نيويورک تايمز شمار موارد صدور حکم اعدام در آمريکا درحال کاهش است.&lt;br /&gt;به گزارش اين روزنامه در سال 2003 در مجموع 144 نفر به اعدام محکوم شدند که از سال 1997 تاکنون کمترين رقم سالانه به حساب می آيد.&lt;br /&gt;خانم گرين از اين کاهش استقبال کرد اما گفت آمريکا بايد از اين نيز پيشتر رفته و مجازات اعدام را به کل ممنوع کند.&lt;br /&gt;وی نظرسنجی هايی را که نشان می دهد اکثريت مردم آمريکا از حکم اعدام حمايت می کنند زير سوال برد.&lt;br /&gt;وی گفت اگر مجازات حبس ابد بدون امکان عفو يک گزينه بود، در آن صورت تعداد آمريکايی هايی که با حکم اعدام مخالفند کمی از حاميان آن بيشتر می شد.&lt;br /&gt;وی گفت در حدود 100 نفر در آمريکا پس از لغو محکوميت های خود از اعدام رهايی يافته اند.&lt;br /&gt;خانم گرين گفت: "شواهد زيادی هست که نشان می دهد حکم اعدام به صورتی غيرمنصفانه اعمال می شود و همين مساله که ممکن است يک آدم بيگناه اعدام شود دليلی کافی برای کنار گذاشتن آن است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-111279475811822154?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/111279475811822154/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=111279475811822154' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111279475811822154'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111279475811822154'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/04/blog-post.html' title='افزايش شديد شمار موارد اعدام در جهان'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-111209824055456851</id><published>2005-03-29T03:22:00.000-08:00</published><updated>2005-03-29T04:10:40.556-08:00</updated><title type='text'>بابا همش 6 نفر مردن...چه خبره حالا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در خبرها آمده بودند كه بعد از بازي گرامي و كوبنده ايران كه وصفش تا مريخ هم رسيد و مافيا هاشميان را تهديد به مرگ كردند و گل محمدي به خاطر آنكه نتوانست به خودمان گل بزند...ببخشيد به حريف گل بزند، تهديد كرد كه خود را دار خواهد زد و خلاصه مليونها انسان ساده دل در ايران و مليونها تروريست را خوشحال كرد ....از قضا در موقع خروج يه 6 نفر انسان نامسلمون و ترياكي كه واجبات را درست به جا نمي آوردن و شنيده شده كه در دوران جواني هم گاها مقداري زهرماري مي نوشيدند...لاي دست و پاي مسلمانان قدرتمند و شهادت طلب اين مرز و بوم  افتادند و دار فاني را وداع گفتند....حال دلسوزان مردم و حافظان جان و مال و ناموس اين مردم كه البته لازم به ذكر است كه ناموس ،آن هم ناموس جوان از همه مهمتر است، در ضمن هيكل خوبي هم داشت باز بهتر است و محافظت از آن واجب تر و متراژ بيشتري خلاصه در آن دنيا نصيب مان مي شود) از اين قضيه شديدا ناراحت شده اند....البته من هر چه فكر كردم نفهميدم كه چرا....زيرا اين 6 نفر كه معلوم الحال بودند و تازه يك منبع آگاه گفت كه گويا يك رگشان به بم مربوط مي شد كه ديگه وا ويلا....زيرا خداوند باري تعالي خيلي سعي كرد كه جان اين مردم بي دين و ايمان را يك جا بگيرد ولي  به دليل كهولت سن نتوانست......خلاصه كلام آنكه من در همين جا اعلام مي كنم كه اصلا مهم نيست....مگه اين همه آدم فله اي در بم نفله شدند چيزي شد....مگه اين همه آدم هر روز تو خيابونا مي ميرن چيزي ميشه...اينا حقشونه...اگه حقشون نبود...اگه به جاي...گشادي 2 ركعت نماز مي خوندن اين همه مصيبت و بلا سر خودشون و اين مردم دل سوخته نمي آوردن&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;خودتان را ناراحت نكنيد و به امور مهم مملكتي بپردازي كه خدا با شماست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-111209824055456851?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/111209824055456851/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=111209824055456851' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111209824055456851'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111209824055456851'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/03/6.html' title='بابا همش 6 نفر مردن...چه خبره حالا'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-111191322157489576</id><published>2005-03-27T00:44:00.000-08:00</published><updated>2005-03-27T00:47:01.580-08:00</updated><title type='text'>افول قدرتمندترین زن دنیای تجارت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;شرکت هيولت پاکارد (اچ پی) سرانجام مدیر اجرایی نیرومندش، کارلی فیورینا را عزل کرد و حالا باید تصمیم بگیرد که گام بعدی اش چیست.&lt;br /&gt;این سرنوشت کسانی است که در زمره صاحبان قدرت و ثروت جهان قرار دارند. اوجگیری سریع خانم فیورینا در دوره 6 ساله حضورش در اچ پی با افولی پرشتابتر دنبال شد.&lt;br /&gt;این مدیر 50 ساله که از دیرباز نیرومندترین و برجسته ترین زن در جهان تجارت شناخته شده، رقیبی توانمند برای بسیاری از همتایان مرد خود و مغز متفکر خرید شرکت کامپک بوده است. اما هیات مدیره اچ پی سه شنبه تصمیم گرفت که وی را عزل کند.&lt;br /&gt;رئیس جدید، پاتریشا دان، می گوید که علت سقوط خانم فیورینا، ناتوانی وی در اداره عملیاتهای روزمره فروش رایانه بوده است. اگرچه این شرکت در سال گذشته 79 میلیارد و 900 میلیون دلار درآمد داشت، ولی منتقدان رئییس معزول می گویند که آن عمدتاَ مرهون فروش جوهر چاپگر بوده است.&lt;br /&gt;رقابت شدید&lt;br /&gt;خانم فیورینا چهارشنبه اعلام کرد که اختلاف وی با هیات مدیره بر سر استراتژی آینده به استعفای اجباری اش انجامیده است.&lt;br /&gt;هنگامی که وی در آغاز ریاستش پیشنهاد ادغام اچ پی با کامپک را داد، گفته می شد این حرکت می تواند اچ پی را قادر سازد با آی بی ام از لحاظ درآمد رقابت کند و تنها نصف آن کارمند داشته باشد. اما حالا این شرکت در رقابت شدید با آی بی ام و دل به تکاپو افتاده است.&lt;br /&gt;ارزش سهام آن نیز در اکثر ایام ریاست خانم فیورینا به حد نگران کننده ای پایین مانده و در واقع 63 درصد کاهش یافته است.&lt;br /&gt;وی در سال 2002 گفته بود: "فکر می کنم موفقیت اچ پی میراث من خواهد بود. شکست شرکت و تمام عواقب قابل پیش بینی آن نیز شکست من خواهد بود."&lt;br /&gt;یقیناَ دوره گذار برای اچ پی و رابرت وایمن، جانشین موقت خانم فیورینا، دشوار خواهد بود. انتظار می رفت این شرکت از تصمیم آی بی ام برای فروش واحد لپ تاپ خود به شرکت چینی لنوو سود ببرد، ولی سمیر باناوانی، تحلیلگر پژوهشکده کرنت آنالیز، می گوید که اکنون مشتریان ریسک گریز به دل پایبند خواهند ماند.&lt;br /&gt;گامهای بی پروا&lt;br /&gt;خانم فیورینا که در سال 1999 از شرکت لوسنت به اچ پی آمد، عملاَ ازاولین روز جنجالی بود. این بازاریاب زیرک ابایی از زیرپا نهادن "اسلوب اچ پی" نداشت، اصولی که روزگاری برای این شرکت تقریباَ مقدس بود.&lt;br /&gt;این تحولات به اچ پی جان تازه ای بخشید. در سال 2001 ، خانم فیورینا بی باکترین گامش را با پذیرش معامله خرید شرکت کامپک کامپیوتر برداشت. این قرارداد 18 میلیارد دلاری اعتراض سهامداران را برانگیخت، زیرا آنها معتقد بودند کامپک موجب تضیعف اچ پی خواهد شد.&lt;br /&gt;والتر هولت، از اعضای هیات مدیره و پسر بنیانگذار مشترک شرکت، رهبری اعتراض را بر عهده داشت. این جنگ قدرت 8 ماه طول کشید و به طرفین میلیونها دلار زیان وارد آورد.&lt;br /&gt;آقای هولت نتوانست در دادگاه مانع از این معامله شود و این ادغام سرانجام در سال 2002 تکمیل شد. خانم فیورینا نیز بخاطر سرعت و مهارتش در همسو سازی هر دو شرکت مورد تمجید قرار گرفت.&lt;br /&gt;درون اچ پی، دو دیدگاه درباره وی وجود دارد. برخی می گویند که او با حذف رقبا بر اریکه قدرت تکیه زد. در 6 سال گذشته بسیاری از مدیران ارشد اچ پی و کامپک ناگزیر به استعفا یا اخراج شدند.&lt;br /&gt;سایرین این ادعا را رد می کنند. جیم میلتون، مدیر فروش این شرکت می گوید: "من هرگز شاهد نبودم کسانی که در حال اوجگیری بودند، حذف شوند."&lt;br /&gt;او برای رئیس سابقش احترام قراوانی قایل است و می افزاید: " خانم فیورینا ابهتی داشت که با رونالد ریگان و بیل کلینتون قابل قیاس است. او بسیار با جذبه است."&lt;br /&gt;دشوار می توان گفت که مدیر اجرایی آینده آچ پی چه کسی خواهد بود. خانم فیورینا هیچ جانشین نیرومندی نداشت. نامزد اصلی داخلی، وایومش جوشی، رئیس بخش چاپگرها و رایانه های شخصی است. اما تحلیلگران می گویند که وی تجربه کافی در زمینه رایانه ندارد.&lt;br /&gt;کوین رالینز، مدیر اجرایی دل، می داند چگونه مشکلات داخلی اچ پی را حل کند، ولی بعید است که حاضر شود سمتش را رها کند &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;به نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-111191322157489576?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/111191322157489576/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=111191322157489576' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111191322157489576'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111191322157489576'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/03/blog-post_27.html' title='افول قدرتمندترین زن دنیای تجارت'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-111191217643471575</id><published>2005-03-26T22:32:00.000-08:00</published><updated>2005-03-27T00:29:36.443-08:00</updated><title type='text'>تحقيقات رسمی فيفا درباره ازدحام مرگبار ورزشگاه آزادی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;فدراسيون جهانی فوتبال، فيفا روز شنبه 26 مارس، تحقيقات رسمی خود را درباره ازدحام جمعيت در ورزشگاه آزادی تهران که بر اساس گزارشها دست کم پنج کشته برجای گذاشت، آغاز کرده است.&lt;br /&gt;اين ورزشگاه صدهزار نفری عصر جمعه، 25 مارس (پنجم فروردين) محل بازی تيمهای ايران و ژاپن در چارچوب مسابقات مقدماتی جام جهانی بوده است. پس از اين ديدار که با نتيجه دو بر يک به سود ايران به پايان رسيد، به گفته منابع رسمی دست کم پنج نفر در ازدحامی که برای خروج از ورزشگاه ايجاد شده بود، زير دست و پا درگذشتند.&lt;br /&gt;برخی منابع خبری تعداد کشته شدگان را شش نفر اعلام کرده اند اما سازمان تربيت بدنی ايران در اطلاعيه ای که به اين مناسبت صادر کرده، تعداد کشته شدگان را پنج نفر ذکر کرده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;تلويزيون ايران گزارش داده است که چهل نفر ديگر نيز بر اثر ازدحامی که با خروج جمعيت از ورزشگاه يکصد هزار نفری آزادی ايجاد شد، مجروح شده اند.&lt;br /&gt;مسئولان فيفا روز شنبه با ارسال نمابری به فدراسيون فوتبال ايران، خواستار اطلاعات بيشتر درباره اين "حادثه حزن انگيز" شدند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ازدحام مرگبار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;هرچند ديدار تيمهای ايران و ژاپن با تعطيلات سال نوی ايرانی همزمان شده بود اما استقبال هواداران تيم ايران از اين مسابقه چنان گسترده بود که چهار ساعت پيش از برگزاری بازی، ظرفيت ورزشگاه صدهزار نفری تکميل شد و درهای ورودی بسته شدند. رئيس فدراسيون فوتبال ايران، اين حضور و حمايت را "بی سابقه" توصيف کرد.&lt;br /&gt;رقابت نزديک برای راهيابی به جام جهانی آلمان و هيجان انباشته هواداران ايرانی که چهار سال پيش از صعود به مرحله نهايی جام جهانی بازماندند، سبب شد تا تماشاگران با چشمپوشی از تعطيلات سالانه به ورزشگاه بيايند.&lt;br /&gt;حدود سه هزار هوادار ژاپنی هم از قبل بليتهای بازی را رزرو کرده بودند که گروهی از آنها در قالب تورهای مسافرتی به ايران سفر کرده اند.&lt;br /&gt;اما پس از پايان ديدار تيم‌های ملی ايران و ژاپن، به دلايلی که هنوز رسما اعلام نشده است، ازدحام جمعيت برای خروج از ورزشگاه به حدی رسيد که چندين تن از هواداران تيم ملی زير دست و پا ماندند.&lt;br /&gt;به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، هادی ربيعی و مجتبی ابراهيم زاده، دو هوادار تيم ملی فوتبال ايران که نسبت فاميلی نيز با هم داشتند از کشته ‌شدگان اين حادثه اند و يکی ديگر از کشته شدگان نيز جوانی است که هويت او هنوز مشخص نشده است.&lt;br /&gt;نام جوان بيست و دو ساله ای به نامه اميد چوبدار خوشخوی نيز به عنوان يکی ديگر از كشته شدگان حادثه اعلام شده است.&lt;br /&gt;برادر همسر او در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی، علت کشته شدن وی را بسته بودن درهاي اصلي خروجی و فشار وارده از سوی جمعيت عنوان کرده و گفته که پس‌ از پايان مسابقه فوتبال موقعي كه تماشاگران استاديوم را ترك مي‌ كردند با بسته بودن در اصلي خروجي مواجه شدند كه متأسفانه براثر فشار جمعيت تعدادی از تماشاگران كشته و تعدادی نيز زخمي شدند.&lt;br /&gt;بر اساس گزارش اين خبرگزاری، حال برخی از مجروحان از جمله دختری ‪ يازده‬ساله به نام بهناز اسکندری نيز وخيم اعلام شده است.&lt;br /&gt;اين دختر به همراه پدر، عمو و پسر عموی خود برای تماشای ديدار تيم های ملی ايران و ژاپن به ورزشگاه آزادی رفته بود.&lt;br /&gt;اين خبرگزاری گزارش داده که از ميان مجروحان حادثه، پسر ‪ نه‬ساله ای به نام حميد ميری نيز در مجتمع درماني حضرت الرسول بستری است که از ناحيه سر دچار ضربه شده بوده و ابتدا با استفاده از دستگاه تنفس مي ‌كرده اما اکنون به هوش آمده و بدون نياز به دستگاه تنفس كند اما سطح هوشياری اش پايين است.&lt;br /&gt;علت بروز حادثه رسماً اعلام نشده اما به گفته معاون فرهنگی فدراسيون فوتبال، ستادی برای رسيدگی به وضعيت حادثه ديدگان تشکيل شده و از ابتدای بروز حادثه، نماينده دادستان تهران در محل حضور يافته و تحقيقات در اين زمينه آغاز شده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;به نقل از بي بي سي&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-111191217643471575?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/111191217643471575/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=111191217643471575' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111191217643471575'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111191217643471575'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/03/blog-post_26.html' title='تحقيقات رسمی فيفا درباره ازدحام مرگبار ورزشگاه آزادی'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-111002060382254991</id><published>2005-03-04T22:54:00.000-08:00</published><updated>2005-03-05T03:03:23.823-08:00</updated><title type='text'>خيام تنظيم تقويم خورشيدي را تكميل كرد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;تقويم هجري خورشيدي كه مورد استفاده ما ايرانيان است ، 6 مارس 1079 ميلادي (پانزدهم اسفندماه ) توسط حكيم عمر خيام نيشابوري تكميل شد كه به تقويم جلالي معروف گرديده است ، زيرا كه در زمان حكومت جلال الدين ملكشاه سلجوقي تنظيم شده بود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;لازم به ذكر است كه اين تقويم دقيق تر از تقويم ميلادي است ، زيرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال يك روز است و تقويم ميلادي هر3330 سال&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;&lt;a href="http://www.iranianshistoryonthisday.com/"&gt;http://www.iranianshistoryonthisday.com&lt;/a&gt;نقل از&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-111002060382254991?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/111002060382254991/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=111002060382254991' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111002060382254991'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111002060382254991'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/03/blog-post_111002060382254991.html' title='خيام تنظيم تقويم خورشيدي را تكميل كرد'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-111000534977422199</id><published>2005-03-04T21:58:00.000-08:00</published><updated>2005-03-04T22:49:09.776-08:00</updated><title type='text'>ما ايرانيها به خدا آخرشيم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;دادگاه مايکل جکسون و انعکاس آن در ايران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;هفت روز از محاکمه مايکل جکسون در دادگاه سانتا ماريا در کاليفرنيا می گذره. مايکل جکسون به اتهام آزار جنسی بچه ها به اين دادگاه احضار شده و از لحظه ای که اين جريان شروع شد، اخبارش لحظه به لحظه در روزنامه ها، اخبار و وب سايت های مختلف منعکس شده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;خلاصه انقدر ماجرای دادگاه سلطان پاپ سر و صدا کرده که در ايران هم يک سری از جوونای طرفدارش غيرتی شدن.&lt;br /&gt;مايکل جکسون متهم است که دو سال پيش يک پسر بچه سيزده ساله رو فريب داده تا با اون همبستر بشه.&lt;br /&gt;اما داخل ساختمان دادگاه چی ميگذره؟ قاضی "رادنی ملويل" با قرائت اتهامات مايکل جکسون دادگاه رو شروع کرد و متقابلا وکلای مدافع، خانواده شاکی رو متهم به باجگيری از مايکل جکسون کردن&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;دادستان به هيات منصفه توضيح داد که دنيای مايکل جکسون از پارسال يعنی زمان پخش يک فيلم مستند درباره زندگی او، زير و رو شد.&lt;br /&gt;در اين فيلم مايکل جکسون می گه من عاشق بچه هام و حتی اقرار می کنه که بارها با بچه ها روی يک تخت خوابيده. مايکل می گه از نظر اون اشکالی نداره که مردی به سن او با بچه های غريبه روی يک تخت بخوابن.&lt;br /&gt;سازنده اين فيلم، مارتين بشير خبرنگار بريتانيايی، روز چهارشنبه برای شهادت به دادگاه احضار شد اما به هيچ سوالی پاسخ نداد و گفت فيلم من گويای همه چيز هست.&lt;br /&gt;اما اون طرف دنيا در ايران طرفدارهای مايکل جکسون بيکار ننشستن و همين دو سه روز پيش حدود ۶۰ نفرشون، پلاکارد به دست رفتن تو خيابون تا حمايت خودشونو اعلام کنن&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;حميد يکی از طرفدارای پروپا قرص مايکل که خودش در اين تظاهرات شرکت کرده و يک سايت هم در اين رابطه به راه انداخته گفت تظاهر کنندگان از بابل، اهواز، اصفهان، شيراز و غيره در تهران جمع شده بودن و با شعار دادن از مايکل جکسون حمايت می کردن.&lt;br /&gt;اما در حاليکه حميد و بقيه طرفدارای مايکل جکسون حمايت بی دريغشون رو نشون ميدن، دادستان هم مدارکی رو به دادگاه ارائه داده مبنی بر اينکه مايکل صدها مجله سکسی به بچه هايی که به خونش دعوت می کرده نشون می داده. تا جايی که حتی اثر انگشت اونها روی اين مجله ها پيدا شده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;دادستان همچنين از قول اون پسر بچه شاکی تعريف می کنه که چطور مايکل جکسون اون رو روی تخت خودش در نورلند مورد تجاوز جنسی قرارداده.&lt;br /&gt;به هر حال اين پرونده وحشتناک تا به حال ۱۵۰۰ خبرنگار رو به سانتا باربرای کاليفرنيا کشونده و يک جوری زندگی مردم اونجا رو هم به ريخته. بيرون دادگاه شده پر از دکه های اغذيه فروشی و نوشابه فروشی. تمام کازينو ها و هتل ها پر شدن از مردمی که برای تماشای اين سيرک به اونجا اومدن. به نظر گری کل من يکی از همين خبرنگارايی که رفتن سانتا باربارا پوشش ديوانه وار خبری اين پرونده همه چيز رو در اين شهر مختل کرده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-111000534977422199?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/111000534977422199/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=111000534977422199' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111000534977422199'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/111000534977422199'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/03/blog-post_04.html' title='ما ايرانيها به خدا آخرشيم'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110984136237872631</id><published>2005-03-03T01:02:00.000-08:00</published><updated>2005-03-03T01:16:02.383-08:00</updated><title type='text'>سم خوب</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;سم خوب&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مگر آنكه ديوار ديگري بشكند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تا كسي وارد شود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;همه در حال فرارند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بر عليه قضاوتي كه مي دانيم بهتر است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تصورات خاممان كل زندگي را تشكيل داده و اطرافمان را سخت فراگرفته است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;راه را بشكن و راه بيفت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به جايي كه هيچ كس تا به حال نرفته است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;راه را بشكن و راه بيفت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به جايي كه هيچ كس تا به حال نرفته است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هيچ كس نرفته است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;با آرمان خواهي فراوان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گرفتار افكار راديكال خود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آمالهايمان تغيير كرده است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;الان زمان پنهان بودن است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ترس در تو رسوخ كرده است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آدم ترسو&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;راه را بشكن و راه بيفت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به جايي كه هيچ كس تا به حال نرفته است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;راه را بشكن و راه بيفت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به جايي كه هيچ كس تا به حال نرفته است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هيچ كس نرفته است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تفكري كه آلوده ات كرده است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;و ايده هايي كه كاملت مي كند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سمي خوب&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خشكش مي كنم&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;The Poison well from Exposures - In Retrospect And Denial (2004)[DARK TRANQUILLITY]ترجمه از خودم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آنجا كه گرفتار انفعال مي شويم و با افكاري كه معلوم نيست از كدام گورستاني تا به حال حملش كرده ايم زندگي خودمان و روابط با اطرافيمانمان را شكل مي دهيم...جايي است كه در آنجا آسوده ايم...و ترس داريم از ورود به راهي كه شايد اباطيل ذهنيمان را نابود مي كند &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110984136237872631?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110984136237872631/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110984136237872631' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110984136237872631'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110984136237872631'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/03/blog-post.html' title='سم خوب'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110959820646422969</id><published>2005-02-27T23:47:00.000-08:00</published><updated>2005-02-28T05:43:26.470-08:00</updated><title type='text'>نامه چاپلين به دخترش</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند .&lt;br /&gt;چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ژرالدين دخترم:&lt;br /&gt;اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند.نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از تو دورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.&lt;br /&gt;تصوير تو آنجا روی ميز هست . تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصی . اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بينم.&lt;br /&gt;شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .من در رويای دختر خفته ام . رويا می ديدم ژرالدين٬ رويا....... رويای فردای تو ، رويای امروز تو، دختری می ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می ديدم به روی آسمان٬ که می رقصيد و می شنيدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بينی؟ اين دختر همان دلقک پيره .&lt;br /&gt; اسمش يادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص .من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کنزندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربان قلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟&lt;br /&gt;...........تو مرا نمی شناسی ژرالدين . در آن شبهایدور٬ بس قصه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستانی شنيدنی است‌:&lt;br /&gt;داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترين محلات لندن آواز می خواند و می رقصيد و صدقه جمع می کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگی را چشيده ام . من درد بی خانمانی را چشيده ام . و از اينها بيشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام.&lt;br /&gt;با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفی زد . داستان من به کار تو نمی آيد ٬ از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روی زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ٬ خود گريستم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ژرالدين در دنيايی که تو زندگی می کنی ٬ تنها رقص و موسيقی نيست .نيمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايی ٬ آن تحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ٬ اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند ٬ بپرس ٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خريدن لباس بچه اش نداشت ٬ چک بکش و پنهانی توی جيب شوهرش بگذار . به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام ٬ فقط اين نوع خرجهای تو را٬ بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای ديگرت بايد صورتحساب بفرستی .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنان هستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند .&lt;br /&gt;و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگران رقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوب می شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است. در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟&lt;br /&gt; اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد . همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که در خانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد . من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مال من نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد ."&lt;br /&gt;جستجويی لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ٬ اگر بخواهی ٬ همه جا خواهی يافت .اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ٬ سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است .شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوط می کنند .&lt;br /&gt;دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد .......&lt;br /&gt;.......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم . به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند .برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم .&lt;br /&gt;اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.....&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110959820646422969?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110959820646422969/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110959820646422969' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110959820646422969'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110959820646422969'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/02/blog-post_110959820646422969.html' title='نامه چاپلين به دخترش'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110957682347234372</id><published>2005-02-27T23:41:00.000-08:00</published><updated>2005-02-27T23:47:03.476-08:00</updated><title type='text'>كوتاه از هايدگر</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;كارل ياسپرس:&lt;/strong&gt; حالت روحى من در برابر هايدگر، ترديدهاى مكرر من درباره او و شيوه فكر او، آمادگيم براى چشم پوشى از لغزش هاى او، كاهلى من كه سبب مى شد از انتقاد واقعى از او خوددارى كنم و هر بار چنين انتقادى را به تعويق اندازم. ديگر ممكن نبود ادامه يابد هنگامى كه زندگى و موجوديت ما در سال ۱۹۳۳ از بن دگرگون گرديد [و وضعى پيش آمد] كه تا امروز از هر فردى پاسخ مى طلبد كه براى چه چيز مى خواهد بينديشد و اثر ببخشد.آخرين بارى كه هايدگر مدتى نسبتاً دراز مهمان ما شد، در پايان ماه مارس ۱۹۳۳ بود. با وجود موفقيت حزب ناسيونال سوسياليست در انتخابات ماه مارس، گفت وگوى ما فرقى با گذشته نداشت. او صفحه گرامافونى با موسيقى كليسايى گرگورى براى من خريد و صفحه را با هم شنيديم. هايدگر زودتر از موعدى كه خود معين كرده بود از خانه ما رفت؛ و با توجه به تحول سريع رژيم ناسيونال سوسياليستى گفت: «بايد دست به كار شد.» از سخنش تعجب كردم و پاسخى ندادم.در ماه مه يك بار ديگر ولى مدتى كوتاه، باز هايدگر مهمان ما بود. آمده بود در مقام رئيس دانشگاه فرايبورگ براى دانشجويان و استادان دانشگاه هايدلبرگ سخنرانى كند. شل، رئيس انجمن دانشجويان ضمن عرض خيرمقدم او را رفيق «هايدگر» خطاب كرد. محتواى سخنرانى اش كه استادانه تنظيم شده بود، برنامه نوسازى دانشگاه مطابق شيوه فكر ناسيونال سوسياليستى بود. به اصرار و تاكيد مى خواست كه نحوه تفكر موجود از بن دگرگون شود و مى گفت بيشتر استادان فعلى توانايى لازم را براى انجام وظايف تازه ندارند؛ در طى ده سال آينده نسلى جديد از استادان توانا به عرصه خواهند رسيد و آنگاه ما مقام خود را به آنان واگذار خواهيم كرد؛ تا آن زمان دوره انتقال خواهد بود. از بسيارى از پديدارهاى دانشگاهى و حقوق هاى هنگفت اظهار ناخرسندى مى كرد. دانشجويان به شدت دست زدند و تنها چند تن از استادان به آنان تاسى كردند. من در صف مقدم، در كنار صف، نشسته و پاهايم را دراز كرده بودم. دست هايم در جيب هايم بود و حركتى نكردم.پس از سخنرانى گفت وگويم با او صميمانه نبود، گفتم انتظار ما اين بود كه شما نيروى خود را صرف دانشگاه ما و سنت بزرگ آن كنيد. پاسخى نداد. درباره مسئله يهوديان و سخنان بى معنايى كه درباره دانايان يهود گفته مى شد، سخن گفتم. پاسخ داد: «مگر در وجود اتحاديه بين المللى خطرناك يهوديان ترديد هست؟» سر ميز ناهار با لحنى خشم آلود گفت وجود اين همه استاد فلسفه بى معناست؛ در سراسر آلمان بايد دو يا سه استاد نگاه داشت. پرسيدم: «كدام ها را؟» پاسخ نداد. پرسيدم «مرد بى فرهنگى مثل هيتلر چگونه مى خواهد آلمان را اداره كند؟» گفت: «فرهنگ و تربيت مهم نيست. به دست هاى جذابش نگاه كنيد.»چنين مى نمود كه هايدگر به كلى دگرگون شده است. در همان لحظه رسيدنش حالتى پديد آمد كه ما را از همديگر جدا كرد. براى گفتن خيرمقدم به اتاقش در طبقه بالاتر رفتم. گفتم: «عيناً مثل سال ۱۹۱۴ ...» مى خواستم در ادامه سخن بگويم: «باز شور و هيجان گمراه كننده همه را فرا گرفته است.» ولى هايدگر با شنيدن نخستين كلماتم چنان نشاطى پيدا كرد كه بقيه سخن در گلويم ماند. اين گسيختگى بنيادى به كلى گيجم كرد. با هيچ كس چنين تجربه  اى پيدا نكرده بودم. بدتر اينكه چنين مى نمود كه هايدگر متوجه اين گسيختگى نيست، ولى او آگاهى خود را از اين امر از اين طريق نشان داد كه از ۱۹۳۳ ديگر هيچ گاه به ديدن من نيامد و وقتى هم كه مرا در سال ۱۹۳۷ از مقامم منفصل كردند، كلمه اى به زبان نياورد. ولى در سال ۱۹۳۵ شنيدم كه در اثناى درس، سخن از «دوستم ياسپرس» گفته است. ترديد دارم در اينكه او امروز هم آن گسيختگى را درست فهميده باشد.درمانده بودم. هايدگر پيش از ۱۹۳۳ از گرايشش به حزب ناسيونال سوسياليست سخنى نگفته بود. كاش من خود در اين باره با او گفت وگو كرده بودم. در آخرين سال هاى پيش از ۱۹۳۳ كمتر به ديدن من مى آ مد اكنون ديگر دير شده بود. من در برابر شور و هيجانى كه هايدگر را فرا گرفته بود از عهده وظيفه خود برنيامدم، به او نگفتم كه در راه غلط افتاده است. چنان تغيير ماهيت داده بود كه ديگر اعتمادى به او نداشتم احساس مى كردم كه حكومت زور كه هايدگر هم در آن شركت جسته است، تهديدم مى كند و مانند بعضى موارد كه در زندگى ام پيش آمده است. به ياد «احتياط كن» اسپينوزا مى افتادم.منبع: زندگى نامه فلسفى من، كارل ياسپرس، ترجمه عزت الله فولادوند، نشر فرزان روز، صص ۱۷۰ _ ۱۶۸&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از روزنامه شرق&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110957682347234372?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110957682347234372/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110957682347234372' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110957682347234372'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110957682347234372'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/02/blog-post_110957682347234372.html' title='كوتاه از هايدگر'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110957628873334401</id><published>2005-02-27T23:35:00.000-08:00</published><updated>2005-02-27T23:38:08.736-08:00</updated><title type='text'>چرا به فلسفه پرداختم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;برتراند راسل:&lt;/strong&gt; گمان مى كنم نخستين چيزى كه مرا به فلسفه راهبرى كرد (هر چند در آن هنگام كلمه «فلسفه» براى من ناشناس بود) در يازده سالگى برايم پيش آمد. كودكى من بيشتر در تنهايى گذشت، چون كه يگانه برادرم هفت سال از من بزرگتر بود. بى شك به سبب تنهايى ممتد، من قدرى در خود فرو رفتم و وقت زيادى براى انديشيدن داشتم، بى آنكه معلومات زيادى داشته باشم تا انديشه ام را با آن ورزش دهم. هرچند هنوز از اين نكته آگاه نبودم، از استدلال لذت مى بردم _ كه از مشخصات ذهن رياضى است. پس از آنكه بزرگ شدم اشخاص ديگرى را هم شناختم كه از اين حيث مانند من بودند. يكى از دوستانم، جى. اچ. هاردى G.H.Hardy كه استاد رياضيات محض بود، اين لذت را خيلى دوست مى داشت. يك بار به من مى گفت كه اگر بتواند دليلى پيدا كند كه من پنج دقيقه ديگر خواهم مرد، البته از مرگ من متاسف خواهد شد، ولى لذت پيدا كردن دليل بر تاسفش چربيد. من در اين خصوص كاملاً با او همدل بودم و هيچ نرنجيدم. پيش از آنكه به تحصيل هندسه بپردازم شخصى به من گفته بود كه هندسه چيزها را ثابت مى كند و وقتى كه برادرم به من گفت حاضر است هندسه به من درس بدهد همين نكته باعث شد كه من خيلى خوشحال بشوم. هندسه در آن زمان هنوز همان هندسه اقليدس بود. برادرم ابتدا با تعاريف شروع كرد. من تعاريف را راحت پذيرفتم. اما بعد نوبت به اصول رسيد. برادرم گفت كه «اينها قابل اثبات نيستند، اما بايد آنها را فرض گرفت تا باقى قضايا را بتوان اثبات كرد.» با شنيدن اين كلمات اميدهاى من فرو ريختند. من پيش خودم فكر كرده بودم كه چقدر عالى است كه آدم چيزى را پيدا كند كه بتوان آن را ثابت كرد و معلوم شد كه اين كار را فقط به كمك فرضياتى مى توان كرد كه خودشان دليلى ندارند. به من برخورد. به برادرم نگاه كردم و گفتم «اگر اين چيزها قابل اثبات نيستند، پس من چرا بايد قبولشان كنم؟» برادرم گفت «خب، اگر اينها را قبول نكنى نمى توانيم ادامه بدهيم.» من با خودم انديشيدم كه «بد نيست باقى داستان را هم بشنوم» و بنابراين اصول را عجالتاً قبول كردم. اما در زمينه اى كه در آن انتظار روشنى بى چون و چرا داشتم، شك و سرگشتگى در دلم بر جا ماند.اما با وجود اين شك ها كه بيشتر اوقات فراموششان مى كردم و غالباً با خود مى گفتم لابد جوابى دارند كه هنوز پيدا نشده است، از رياضيات لذت فراوانى مى بردم. در حقيقت از اين رشته خيلى بيش از هر رشته ديگر لذت مى بردم. خوشم مى آمد كه درباره انطباق رياضيات با عالم مادى فكر كنم و اميدوار بودم كه يك روز رياضيات رفتار انسان نيز به دقت رياضيات علم مكانيك به وجود آيد. اين اميد را از آن جهت داشتم كه از استدلال خوشم مى آمد و غالب اوقات اين انگيزه بر تمايل به اختيار يا اراده آزاد _ كه آن را هم در دل مى پروراندم _ مى چربيد. با اين همه، هرگز نتوانستم بر شك هاى اساسى خود درباره اعتبار رياضيات چيره شوم.وقتى كه شروع به آموختن رياضيات عالى كردم اشكالات تازه اى به من حمله ور شدند. استادان من برهان هايى به من ارائه مى كردند كه به نظر من غلط مى آمد و بعدها دانستم كه غلط بودن اين برهان پيش از آن معلوم شده است. من در آن هنگام، يا تا مدتى بعد از رفتن به دانشگاه كمبريج، نمى دانستم كه رياضيدان هاى آلمانى براهين بهترى پيدا كرده اند. بدين جهت براى پذيرفتن اقدامات قهرمانى فلسفه كانت آمادگى داشتم. اين فلسفه ديدگاه پهناور تازه اى را نشان مى داد كه از آن جا اشكالاتى كه مرا ناراحت كرده بود ناچيز و بى اهميت به نظر مى رسيد بعدها به اين نتيجه رسيدم كه اينها همه غلط است، اما اين نتيجه فقط وقتى به دست آمد كه در منجلاب مابعدالطبيعه خوب غوطه خوردم. در انتقال به فلسفه يك چيز مرا يارى داد و آن نوعى دلزدگى از رياضيات بود كه بر اثر زياد باريك شدن در مسائل رياضى و زياد جذب شدن در آن نوع مهارتى كه براى قبول شدن در امتحانات لازم است به من دست داده بود. كوشش براى به دست آوردن فوت و فن امتحانات باعث شده بود كه رياضيات به صورت نوعى بازى ماهرانه و تمهيد زيركانه و خلاصه چيزى شبيه به جدول كلمات متقاطع در نظرم جلوه كند. در پايان سه سال اول دانشگاه كمبريج، وقتى كه آخرين امتحانات رياضى را گذراندم، سوگند خوردم كه ديگر به رياضيات نگاه نكنم و همه كتاب هاى رياضى را فروختم. در اين حال، مطالعه فلسفه مثل ديدن يك افق تازه پس از سر برآوردن از يك دره برايم لذت بخش بود.منبع: عرفان و منطق، برتراند راسل، ترجمه نجف دريابندرى، انتشارات ناهيد، صص ۱۸ _ ۱۶&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110957628873334401?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110957628873334401/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110957628873334401' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110957628873334401'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110957628873334401'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/02/blog-post_110957628873334401.html' title='چرا به فلسفه پرداختم'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110950879270646533</id><published>2005-02-27T04:46:00.000-08:00</published><updated>2005-02-27T04:53:12.710-08:00</updated><title type='text'>براي هدايت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;گه دهري و گه ملحد و كافر باشد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;بايد بچشد عذاب تنهايي را&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;مردي كه زعصر خود فراتر باشد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;شفيعي كدكني&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110950879270646533?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110950879270646533/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110950879270646533' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110950879270646533'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110950879270646533'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/02/blog-post_110950879270646533.html' title='براي هدايت'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110950840808899682</id><published>2005-02-27T04:40:00.000-08:00</published><updated>2005-02-27T04:46:48.090-08:00</updated><title type='text'>خارپيچ  سوزان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;فرانتس  كافكا&lt;br /&gt;ترجمه ی  احمد شاملو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; يكهو ديدم  وسط خاربوته  در هم  پيچيده اي  به  تله  افتاده ام . نگهبان  باغ را با نعره اي  صدا زدم . به  دو آمد، اما با هيچ  تمهيدي  نتوانست  خودش  را به  من  برساند. داد زد: چه  جوري  توانسته ايد خودتان  را بچپانيد آن  تو ؟ از همان  راه  هم  برگرديد ديگر.&lt;br /&gt;گفتم: ممكن  نيست . راه  ندارد. من  داشتم  غرق  خيالات  خودم ، آهسته  قدم  مي  زدم  كه  ناگهان ديدم  اين  توام . درست  مثل  اين  كه  بته  يكهو دور و برم  سبز شده  باشد... ديگر از اين  تو بيرون  بيا نيستم  : كارم  ساخته  است نگهبان  گفت  : عجبا! مي  رويد تو خياباني  كه  ممنوع است  مي چپيد لاي  اين  خارپيچ وحشتناك  و تازه  يك  چيزي  هم  طلب  كاريد... در هر صورت  تو يك  جنگل  بكر گير نكرده ايد كه ، اين  جا يك  گردشگاه  عمومي  است . هر جور باشد درتان  مي آرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; گردشگاه  عمومي  ! اما يك  همچين  بته  تيغ  پيچ  هولناكي ، جاش  تو هيچ  گردشگاه-   عمومي  نيست ... تازه  وقتي  تنابنده اي  قادر نيست  به  اين  نزديك  بشود، چه  جوري  ممكن است  مرا از توش  درآورد؟... ضمنا اگر هم  قرار است  كوششي  بشود بايد فوري  فوري دست  به  كار شد: هوا تاريك  شده  و من  محال  است  شب  تو همچين  وضعي  خوابم  ببرد.&lt;br /&gt;سر تا پام  خراشيده  شده ، عينكم  هم  از چشمم  افتاده  و بدون  آن  هم  پيدا كردن اش  از آن حرف هاست . من  بي  عينك  كورم&lt;br /&gt;نگهبان  گفت: همه  اين  حرف  ها درست ، اما شما ناچار بايد دندان  رو جگر بگذاريد. يك  خرده  طاقت بياريد. يكي  اين  كه  اول  بايد چند تا كارگر گير بيارم  كه  واسه  رسيدن  به  شما راهي  وا كنند تازه  پيش  از آن  هم  بايد به  فكر گرفتن  مجوز كار از مقام  مديريت  باشم  . پس  يك  ذره حوصله  و يك  جو همت  لطفا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;يك  خرده  فكر كردن  خيلي خيلي  از ورزش  صبح گاهي  مفيدتر است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110950840808899682?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110950840808899682/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110950840808899682' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110950840808899682'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110950840808899682'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/02/blog-post_27.html' title='خارپيچ  سوزان'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110950799246881522</id><published>2005-02-27T04:34:00.000-08:00</published><updated>2005-02-27T04:39:52.473-08:00</updated><title type='text'>به بهانه فيلم رويابين ها</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;برخي از دوستان هنگام صحبت در باره فيلم رويابينان برتولوچي با بکارگيري واژگاني مانند کثيف و جنسي از آن ياد مي‌کردند. وقتي فيلم را ديدم با خودم گفتم اتفاقا هرگز نبايد بر روي اين فيلم نوشت که ديدن آن براي اشخاص زير 13، 16 يا 18 سال ممنوع است بلکه بايد نوشت هر کس جنبش 1968 فرانسه را نمي‌شناسد نبايد اين فيلم را ببيند. به نظر مي‌رسد آشنايي با وضعيت آن زمان فرانسه و اروپا براي ديدن فيلم الزامي باشد. اروپاي بعد از جنگ مستعد رشد و همدردي از يک سو و نيازمند ساخت ضربتي امکانات از سوي ديگر بود. اروپاييان بايد ويرانه‌هاي جنگ را درست مي‌کردند و در نتيجه يک تلاش جمعي و همه‌جانبه براي بازسازي خرابي‌ها آغاز شد. نسل‌هاي جنگ‌ديده اروپايي مي‌توانستند درک کنند که ارزش نظم در کجاست. اما نسل جوان اروپا اين وضعيت را درک نمي‌کرد و اروپاي در حال بازسازي فراموش کرده بود که انسان‌ها علاوه بر بازسازي منابع مادي بايد به نيازهاي ديگر انساني نيز پاسخ دهند. وقتي به جنبش 1968 فرانسه نگاه مي‌کنيم متوجه مي‌شويم که آغازگر جنبش نه کارگران ناراضي کارخانه‌ها و نه فقراي حاشيه‌نشين اطراف پاريس و نه مهاجران رنگارنگ فرانسه که دانشجويان نسل جديد فرانسه بودند. دانشجوياني که جنگ را نديده بودند ولي اتفاقات جنگ به شکل خاطرات تلخ و گزنده از والدينشان به آنها رسيده بود. جواناني که خانواده‌هاي خود را در حال کار شديد و ساخت اروپاي نوين ديده بودند؛ اما امکاناتي که به نسبت آنها داشتند بسيار کمتر از حد انتظار آنها بود. آنان بايد اعلام مي‌کردند که وضعيت جديد مطابق ميل آنها نيست، آنها ديگر به کم راضي نبودند، قيم نمي‌خواستند و آزادي آنها را به خود فرا مي‌خواند. به همين دليل بيش از آنکه خواسته‌هاي آنها به گروه‌هاي سوسياليستي و کمونيستي نزديک باشد به گروه‌هاي آنارشيستي نزديک بود. در همين‌جاست که نقطه آغاز بحث فيلم رويابينان است جواناني که فيلم مي‌بينند و به سينما عشق مي‌ورزند و تابوهاي بسياري را در جامعه شکسته‌اند. تئو با پدر خود در مورد خدا بحث مي‌کند و آن را رد مي‌کند يا يکي از شديدترين تابوهاي جنسي را با خواهرش مي‌شکنند – زناي با محارم. دانيل کوهن بنديت (Daniel Cohn Bendit) مشهورترين شورشي سال 1968 فرانسه و تنها اخراجي جريان بود. او از پدر و مادري آلماني متولد شده بود و در آن زمان مشغول تحصيل در رشته جامعه‌شناسي بود (بايد مواظب اميرعماد و امير پويان باشيم!!). ژان پل سارتر ترتيب مصاحبه‌اي را با اين جوان 23 ساله مي‌دهد تا در هفته‌نامه چپگراي ناول ابزرور چاپ شود. کوهن بنديت که يک آنارشيست کمونيست بود هرگز اجازه نداد او را به عنوان رهبر جنبش بشناسند و خود را سخنگوي جنبش مي‌دانست؛ او دلايل انقلاب را چنين بيان مي‌کند: "کوچکترين بحثي در براندازي و به زير کشيدن جامعه و دولت بورژوازي نبود. ايجاد يک سري شوک‌هاي ناگهاني در بعضي قسمت‌ها که باعث اصلاحات برگشت‌ناپذير مي‌شود، تاکتيک کار بود. اين قبيل اقدامات بايد توسط عده‌اي اندک اما فعال که تئوري‌هاي انقلابي را خوب فرا گرفته بودند، صورت مي‌پذيرفت. نقش اين عده چون يک جرقه بود که نقش و تلاشي براي کنترل فرآيندها و اتفاقات بعدي نداشتند و جالب آنکه تمام قدرت اين جنبش بر عدم قابل کنترل بودن آن است و بس. دانشجويان بايد براي کارگران الگو و نمونه‌اي نشان مي‌دادند و پيوند و همکاري بين دانشجو و کارگر به جز در نزاع و درگيري مشترک امکان‌پذير نبود – البته چنين انقلابي زياد نمي‌تواند پايدار بماند، اما حداقل چشم‌انداز کوچکي از آنچه امکان‌پذير است و مي‌تواند وجود داشته باشد، عرضه خواهد کرد." (سيل، پاتريک و مک‌کانويل، مورين. انقلاب 1968 فرانسه. ترجمه حسين بخشنده. تهران: سرايي. 1381. صفحات 20-21) اما آنچه پيشتر از کوهن بنديت يک قهرمان ساخته بود رفتار او هنگام بازديد فرانکو ميسوفه – وزير جونان – از دانشگاه به منظور افتتاح يک پروژه بود. پروژه استخر شناي بزرگ از يک مجتمع ورزشي عظيم به ارزش نيم ميليون پوند بود. هنگام بازديد گروه‌هاي دانشجويي (و در رأس آنها گروه موسوم به خشمگين‌ها) انواع تراکت‌ها و پلاکاردهاي خصمانه را عليه وزير در دست گرفته بودند. در زماني که وزير قصد ترک محل را داشت يک جوان موبور و سرزنده در حالي که راه خود را باز مي‌کرد و جلو مي‌آمد با صداي بلند گفت: "آقاي وزير شما در گزارش 600 صفحه‌اي که درباره جوانان تهيه کرده‌ايد کوچکترين اشاره‌اي به به مشکلات و مسائل جنسي ما نکرديد. چرا؟" وزير عصباني پاسخ داد: "من ترجيح مي‌دهم در اين مورد با مسؤولين صحبت کنم و شما مطمئنا يکي از آنها نيستيد. من شخصا ورزش را بر مسائل جنسي ترجيح مي‌دهم و اگر شما در اين‌باره دچار مشکل هستيد پيشنهاد من اين است که لخت شويد و به استخر بپريد" کوهن بنديت در جواب گفت: "اين جوابي است که معمولا هيتلر به کار مي‌برد" (همان. ص35) و دانيل يک قهرمان شده بود. پيش از همه اين جريانات بحث بر سر خوابگاه‌هاي دانشجويي بسيار حاد شده بود. برخي مسؤولان به آزادي رفت و آمد دانشجويان پسر به خوابگاه‌هاي دختران و عکس آن اعتراض داشتند و دانشجويان هم به جدايي خوابگاه‌هاي دختران و پسران. چند مورد از مشهورترين اين اعتراضات عبارت بودند از غائله 1967 نانتري که اعتراض والدين موجب شد تا پسران از خوابگاه دختران اخرج شوند؛ در روز والنتين سال 1968 دانشجويان دختر و پسر در اعتراض به طرح تفکيک تجمع کردند. در نانت برخي دانشجويان دختر دانشگاه را تسخير کردند. در سال 1965 در يکي از دانشگاه‌ها 1700 دانشجو جلوي کار کارگراني را که قصد نصب کيوسک نگهباني در خوابگاه دختران را داشتند گرفتند. شايد چنين وضعيتي نشانگر نياز اين جوانان به آزادي و رسيدن به وضعيت عدم اقتدار بود و مبارزه در يکي از مهمترين جلوه‌ها يعني مباحث جنسي تبلور يافته بود. اين دانشجويان احتمالا مي‌توانستند به رابطه‌هاي عاشقانه مخفيانه خود ادامه دهند اما اعتراض آنها به همين مخفي‌کاري بود چرا بايد مخفي بماند. چه چيزي باعث مي‌شود که آنها مجبور باشند به دور از اغيار در خلوت رابطه داشته باشند و آنها شورش کردند. برتولوچي هم از شورش آغاز مي‌کند جواناني که در پي خواسته‌هاي خود هستند و هر يک عاشق کاري است. يکي به سينما عشق مي‌ورزد و ديگري به سياست. يکي در پي تحصيل در رشته ادبيات است و ديگري پزشکي. اما يک چيز آنها را به يکديگر پيوند مي‌دهد: اعتراض. آنها معترضند و مي‌خواهند فلک را سقف بشکافند و طرحي نو دراندازند بنابراين نقطه پيوند محکمي دارند. شرايط عيني نيز فراهم است؛ امکانات دانشگاه‌ها بسيار ضعيف شده است در طول 10 سال ظرفيت دانشگاه‌ها 6 برابر شده است بدون آنکه تغييري در تجهيزات به وجود آمده باشد. در نگاه مسؤولان دانشگاه تعدادي کلاس درس با تعدادي دانشجوست که درس مي‌خوانند همين. اما آنها نيازهاي جوانان و دنياي مدرن را در نظر نگرفته‌اند. جواناني که از خانواده‌هاي خود فاصله گرفته‌اند و گسست حاصل شده است. خانواده‌ها تسلط پيشين را بر جوانان ندارند و از آن مهمتر آنها را درک نمي‌کنند. اين عدم تفاهم متقابل است، جوانان هم والدين خود را قبول ندارند (بحث تئو و پدرش، بحث‌هاي پدر براي جوانان کسل‌کننده است). اينجاست که نيازهاي نو سر بر مي‌آورد بدون آنکه بزرگترها درک کنند. دانشجويان نقش سرمايه‌داري در استثمار انساني را ديده بودند و در پي ساخت دنيايي بودند بدون استثمار و قابليت آزادسازي انساني. آنها نمي‌خواستند به قدرت برسند تنها مي‌خواستند آغازگر جنبشي باشند که ديگران ادامه مي‌دهند در اصل آنها آزادي مي‌خواستند براي آنها قابل پذيرش نبود که بايد همه يکسان و يکشکل در کنار هم دنيايي جديد بسازند آنها مي‌خواستند دنياي بدون جنگ داشته باشند جايي که آمريکا در ويتنام نيرو نداشته باشد و پليس وارد دانشگاه نشود. جالب اينجاست که اعتراض‌ها در سوربون که معمولا به عنوان مرکز روشنفکري فرانسه شناخته مي‌شود آغاز نمي‌گردد و نانتري در 20 کيلومتري پاريس آغازگر جنبش است. دانشجويان اين دانشگاه که در ميان محله‌هاي کارگري قرار دارد در 22 مارس دانشگاه را به اشغال خود در آوردند. اين گروه که با نام گروه 22 مارس شناخته مي‌شود به سرعت براي خود تشکيلاتي به وجود مي‌آورد و چند نفر را به عنوان نمايندگان خود انتخاب مي‌کند. شايد دليل اصلي آن شرايط عيني حاکم بر محله‌هاي فقيرنشين اطراف دانشگاه است. اما در نگاه برتولوچي اين وضعيت و شرايط براي همه شورشيان پيش نمي‌آيد و همه آنها از ديدن شرايط فقر اطراف خود طغيان نمي‌کنند. اين شورشيان آرمان‌هايي متفاوت دارند در پي تغيير شيوه توليد نيستند در پي انقلابند (بخشي از فيلم که تئو مشغول مطالعه نظريه انقلاب است). آنها شورش مي‌کنند همين، ضد همه ساختارهايي که به آنها مي‌گويد چه کنند و چه نکنند. نکته جالب اينجاست که ايران نيز در سال‌هاي آينده مهياي جنبشي شبه آنارشيستي است. تعداد زيادي از نسل آينده دانشجويان ايران هم مانند دانشجويان 1968 فرانسه در پي بهبود وضعيت اجتماعي خود به دانشگاه نمي‌رود. ارزش‌هايي به اين نسل جوان تحميل مي‌شود که بر آمده از نيازهاي واقعي او نيست. به جاي آنکه دغدغه‌ها از دل مسائل جوانان برآيد بيشتر به او القا مي‌شود. اين نسل به شدت با ذهنيات والدين خود فاصله گرفته و شبه مدرنيزاسيون ايران نيز اين گسست را شديدتر کرده است. بنابراين نسل آينده دانشجويان ايراني شورش خواهند کرد و از آنجايي که خواسته‌هاي آنها بيشتر جنبه عيني دارد آنارشيستي عمل خواهند کرد. اما يک اشکال بزرگ در مورد جامعه عقلاني نشده ايران پيش خواهد آمد و آن هم نبود عنصر تجميع کننده حرکت آنارشيستي - اخلاق مشترک – است. آنچه جوانان در پي آن هستند آزادي مطلق فردي است و اين آزادي فردي قطعا نه در يک اجتماع کلي که در ذهنيت فردي شکل مي‌گيرد. چنين وضعيتي اجازه حرکت مداوم را به آنها نخواهد داد و در بهترين شکل ما شاهد شکل‌گيري گروه‌هاي آنارشيستي خواهيم بود که احتمالا از گفتمان بر سر خواسته‌هاي خود اجتناب مي‌کنند. نبود گفتمان امکان رسيدن به اشتراک و حتي نقد را از آنها خواهد گرفت و ما به سرعت شاهد فروپاشي اين گروه‌ها خواهيم بود. به هر حال اين راهي است که جامعه کاملا سودمحور ايران به سوي آن خواهد رفت و سرمايه‌داري در شکل بي‌هويت آن در ايران نمي‌تواند پاسخگوي نيازهاي جديد ايجادشده در اين جامعه باشد. همان طور که ذکر شد اين حرکت در بنيان خود ليبرتارين خواهد بود و رنگ شورش کور به خود خواهد گرفت اما چه باک که اولين شورش‌هاي کارگري قرن نوزدهم هم شورش‌هاي کوري بود که تنها به تخريب کارخانه‌ها مي‌پرداخت و در نهايت به شورش‌هاي آگاهانه تبديل شد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;تمام مطلب به نقل از سايت بدون مرز است&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110950799246881522?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110950799246881522/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110950799246881522' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110950799246881522'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110950799246881522'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/02/blog-post.html' title='به بهانه فيلم رويابين ها'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110656402577072279</id><published>2005-01-24T01:48:00.000-08:00</published><updated>2005-01-24T02:53:45.770-08:00</updated><title type='text'>چه شد در آن سالها؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;پنجم بهمن سال 1358 نخستين انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار شد . در اين انتخابات پنج نفر اول به اين ترتيب اعلام شدند: ابوالحسن بني صدر ، دريادار احمد مدني كرماني ، حبيبي ، دكتر سامي و داريوش فروهر. بني صدر رئيس جمهور شد و مدني به نتيجه انتخابات اعتراض كرد. وي در استانهاي كرمان ، كردستان ، سيستان و بلوچستان ، بندر عباس و زنجان اول شده بود. سبب اعتراض او اين بود كه در 24 ساعت پيش از راي گيري هم تبليغات له بني صدر و عليه او ادامه يافته بود. قطب زاده كه بيش از نامزدهاي ديگر براي خود تبليغ كرده بود تنها 25 صدم درصد آرا را به دست آورده بود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***+&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;حال بعد از گذشت حدودا 25 سال از آن سالها اين افراد كه آن روز در صدر بودند كجايند و در چه حال شايد بهترين وضعيت نصيب فروهر و دكتر سامي شد به اين 2 نفر اضافه كنيد: مهندس بازرگان، آيت الله طالقاني، صادق قطب زاده، عباس امير انتظام، طباطبايي، شاپور بختيار، عزت الله سحابي و ...فقط ميشه گفت افسوس&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110656402577072279?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110656402577072279/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110656402577072279' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110656402577072279'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110656402577072279'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/blog-post_110656402577072279.html' title='چه شد در آن سالها؟'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110655458896087728</id><published>2005-01-24T01:13:00.000-08:00</published><updated>2005-01-24T00:16:28.960-08:00</updated><title type='text'>سالروز مرگ نا حق خسرو گلسرخي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در اين روز در سال 1352 (25 ژانويه 1974 ) در تهران اعلام شد كه دو روز پيش از اين يك محكمه تجديد نظر ارتش حكم اعدام پنج تن از چپگرايان ايران را كه متهم به تباني براي سوء قصد نسبت به جان خانواده شاه شده بودند تاييد كرده است . اين پنج تن خسرو گلسرخي ( روزنامه نگار و شاعر ) ،عباس سماكار ،محمدرضا علامه زاده ، طيفور بطحايي و كرامت دانشيان بودند . ساير متهمان پرونده به زندان محكوم شده بودند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;يادشان گرامي، نامشان زنده &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110655458896087728?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110655458896087728/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110655458896087728' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110655458896087728'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110655458896087728'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/blog-post_24.html' title='سالروز مرگ نا حق خسرو گلسرخي'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110643265360813805</id><published>2005-01-22T14:19:00.000-08:00</published><updated>2005-01-22T14:24:13.606-08:00</updated><title type='text'>کار بی ناموسی تو چت روم انقدر کردین تا اینجوری شد</title><content type='html'>&lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم درصددند که پایگاه های اینترنتی "اورکات" و "یاهو مسنجر" را مسدود کنند. اورکات، پایگاهی است که امکان پيدا کردن دوستان قديمی و ايجاد کلوپ مجازی در اينترنت را فراهم می کند. این سایت وابسته به شرکت گوگل است. چندی پیش نیز اورکات و سایت دیگری به نام پرشین بلاگ به دستور دستگاه قضايی، توسط برخی عرضه کنندگان خدمات اينترنتی مسدود يا فيلتر شده بود که بسته شدن اين دو سايت اعتراض دولت ايران را به همراه داشت.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;سخنگوی دولت ايران مسدود کردن دو سايت ياد شده را 'قانون شکنی' توصيف کرده بود. اما دادستان تهران در دفاع از عملکرد قوه قضائيه گفت که اين قوه سايت هايی را که 'مطالب الحادی، ضد دين و غيراخلاقی' منتشر کنند، 'راسا' مسدود خواهد کرد.در این میان برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس شورای اسلامی برآن هستند که از طریق تصویب طرحی، یاهو مسنجرها و سایت اورکات که آنها را "غیر اخلاقی"توصیف می کنند مسدود نمایند اما برخی از کارشناسان و متولیان ISP ، مجلس را برای وارد شدن به این موضوع صاحب صلاحیت نمی دانند. این در حالیست که عده زیادی از نمایندگان از ماهیت یاهو مسنجر بی اطلاع هستند.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;یک عضو جناح اکثریت در مجلس شورای اسلامی در این زمینه گفت: مجلس با هر چیز غیر اخلاقی مبارزه خواهد کرد.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;" ناصر نصیری " در گفتگو با خبرنگار سینا افزود: به هر حال برخورد با پایگاه های اینترنتی غیر اخلاقی داخلی باید صورت گیرد و مجلس قصد دارد که در این خصوص طرحی را به تصویب برساند.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;نماینده دشت مغان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه "اخلاق نسبی نیست"، اظهارداشت:وقتی چیزی از نظر اخلاقی مورد تایید نیست،باید باآن برخورد صورت گیرد.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;وی در این خصوص افزود:ما باید پایبندی به اخلاق را در جامعه افزایش دهیم .بدین معنی که عدالت اجتماعی را در جامعه بیشتر کنیم تا زمینه های برخورد به شیوه عملی فراهم آید.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;این نماینده مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:مسئولان باید به اجرای عدالت اجتماعی ،اشتغال جوانان و رفع مشکلات جوانان بیشتر فکر کنند. بی توجهی به امور جوانان و حقوق عمومی مردم ریشه مفاسد اجتماعی است.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;"نصیری"تصریح کرد: البته باید با این دو سایت دوست یاب که ارتباط غیر شرعی را میان جوانان رواج می دهند، برخورد شود اما اگر ریشه این مشکلات فرهنگی خشکانده نشود دختر وپسرها از راه دیگری با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;"مهندس رضا رشیدی"،ریس شرکت دیتا در گفتگوبا خبرنگار سینا در خصوص بسته شدن یاهو مسنجر وسایت اورکات گفت :مسدود کردن سايت ها در ايران با تصميم کميته ای تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت می گيرد و مجری تصميمات اين کميته نيز مخابرات است که ناظر بر فعاليت شرکت های عرضه کننده خدمات اينترنتی (ISP) است.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;این مقام مسئول افزود:می توانیداطلاعات درباره مسدود شدن وب سایت اورکات و یاهو مسنجرها را از کمیته سه نفری مصادیق ( متشکل از نماینده صداو سیما ،نماینده وزارت اطلاعات و نماینده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی )پیگیری کنید چون چیزی به ما ابلاغ نشده است. &lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;مدیر عامل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران گفت: دستور بستن یا فیلتر کردن سایت ها از طرف شورای نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی به مخابرات ابلاغ می شودو معمولا افراد نمی توانند به ما دستوری بدهند اما اگر مجلس در این زمینه مصوبه ای داشته باشد ما از آن پیروی خواهیم کرد. &lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;مهندس "داود زارعیان" در گفتگو با سینا در خصوص اقدام دیتاومخابرات برای مسدود کردن اورکات و یاهو مسنجراظهارداشت: تاکنون به شرکت مخابرات ودیتا برای بستن یاهومسنجرها و اورکات هیچ ابلاغی صورت نگرفته است.ما به عنوان شرکت مخابرات و دیتا هیچ سایتی را به جز سایتهای غیر اخلاقی فیلتر نمی کنیم مگر اینکه از طریق مقامات به ما ابلاغ شده باشد.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;وی همچنین درباره بستن سایت اورکات از طرف برخی ISP ها افزود:قطعا انجام این امر به دستور مقامات مسئول بوده است.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;نماینده تهران و عضوشورای انقلاب فرهنگی گفت :من از این امر اطلاعی ندارم و اصولا از ماهیت این دو سایت نیز بی اطلاع هستم.&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;"عماد افروغ" در در گفتگو با خبرنگار سینا افزود:شما می توانید از دبیر شورای انقلاب فرهنگی (آقای کی نژاد)بپرسید که آیا در این زمینه چنین طرحی ابلاغ شده است یا خیر؟&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;نماینده تبریز که از رایانه استفاده می کند نیز از صحبت در این باره امتناع می ورزد. "اکبراعلمی"از گفتگو با خبرنگار سینا سرباز زد و سکوت را در این زمینه بهتر دانست.&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;واکنش نماینده اراک(حسن مرادی) از اولین کسانی که در ایران ایمیل را به صورت نیاز احساس کرده نیز مانند نماینده تبریز بود اما ایشان تاکید کرد که من موافق مسدود کردن سایت هانیستم، اما شرایط برای صحبت فراهم نیست.&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;نماینده زرند در مجلس شورای اسلامی نیز گفت:بحث مسدود شدن اورکات ویاهو مسنجرها برای جوانان خبر مطلوبی نیست.&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;"حسین امیری خامکانی"در گفتگو با سینا افزود:مسئولان باید بدانند که با پاک کردن صورت مساله چیزی حل نمی شود.&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;وی معتقد است که نباید به خاطر استفاده ناشایسته عده ای،نخبگان  و دانشگاهیان را از داشتن تکنولوژی برتر آموزشی محروم کرد.&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;این نماینده مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:برخورد دفعی راه به جایی نمی برد. با این نوع برخوردها تنها جوانان جامعه از عملکردمسئولان ناامید می شوند.&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;"عزت الله یوسفیان" دیگر نماینده مجلس بر داشتن قانون جرایم رایانه ای تاکید کردو افزود: فیلتر و اقداماتی که باعث "تضیق" شود ، تنها با دستور مقامات قضایی صورت می گیرد.&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;نماینده آمل در گفت و گو با خبرنگار سینا افزود: تنها مقامات قوه قضاییه می توانند محدوده فعالیت سایت را تعیین کنند .&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;به گفته این عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی،قوه قضاییه می تواند اقداماتی برای پیشگیری وقوع جرم انجام دهد.&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;وی تصریح کرد که برابر اصل 156 قانون اساسی، قوه قضاییه می تواند از وقوع جرم توسط افراد مختلف جلوگیری کند.&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;این نماینده تاکید کرد که قانون جرایم رایانه ای باید در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد. چون در حال حاضر برخورد با با کسی که در رایانه شبکه ای اختلال ایجاد کرده همانند برخورد با فردی است که یک دیوار را خراب کرده است&lt;br /&gt;ایسنا&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt; &lt;p style="font-family: courier new; text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110643265360813805?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110643265360813805/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110643265360813805' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110643265360813805'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110643265360813805'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/blog-post_22.html' title='کار بی ناموسی تو چت روم انقدر کردین تا اینجوری شد'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110611544309970673</id><published>2005-01-18T21:50:00.000-08:00</published><updated>2005-01-18T22:17:23.100-08:00</updated><title type='text'>گفتاري از مسعود بهنود در سال 57</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;اينک او رفته است . &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;ما مانده ايم و ايران.ما مانده ايم به هم پيوسته، اما پريشانرهبری را از خودکامه گرفته ايم به خودکامگی واندهيمش .خودکامه چيزی نبود، با خودکامه جنگيدن کاری سترگ نبود. شهيد نمی خواست، خودکامگی را دفن بايد کرد.سئوال اين است: به جای خودکامه چه بنشانيم. انديشه را. در کاخ های سرفراز خانه هايمان هر چند کوچک، هر چند تاريک و سرد، تاج بر سر انديشه بنهيم. تاج بر سر انديشه بگذاريم از امروز.از امروز صبح، نه احساس که انديشه رهنمون ما باشد.اينک او رفته است. خودکامگان می روند. اين سرنوشت محتوم آن هاست. اما خودکامگی نمی ميرد، مگر با انديشه هايمان برانيمش&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;روزنامه آيندگان - 27 دي 1357&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110611544309970673?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110611544309970673/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110611544309970673' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110611544309970673'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110611544309970673'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/57.html' title='گفتاري از مسعود بهنود در سال 57'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110611365250538037</id><published>2005-01-18T21:39:00.000-08:00</published><updated>2005-01-18T21:47:32.506-08:00</updated><title type='text'>فرود 'هوگن' به سوی قمر سياره کيوان آغاز شد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;سفينه فضايی 'هوگن' که به زودی بر سطح تيتان، يکی از چندين قمر سياره کيوان (زحل) می‌نشيند، نخستين امواج ارتباطی خود را به سوی زمين ارسال کرد تا نشان بدهد که اين فرود تاريخی بدون دردسر پيش می‌رود.  مسئولان آژانس فضايی اروپا که اين سفينه را از يک پايگاه زمينی هدايت می‌کنند، دريافت اين امواج ارتباطی را "نشانه خوبی" دانستند. امواج از طريق شبکه‌ای از تلسکوپ‌های حساس راديويی دريافت شده‌ است و نشان می‌دهد که ورود سفينه به جو تيتان، به درستی و مطابق با برنامه قبلی پيش رفته است.  هوگن هنوز يک سفر دوساعته ديگر را برای نشستن بر سطح قمر تيتان در پيش دارد.روبرتو لو وردا، سخنگوی آژانس فضايی اروپا گفت: "ما می‌دانيم که باتری‌ها روشن شده‌اند، چتر نجات باز شده است و سرعت سفينه کاهش چشمگيری يافته است." اين سفينه همچنين سيستم‌های ارتباطی خود را برای مبادله اطلاعات با سفينه کاسينی روشن کرده است. هوگن پس از آنکه بيست روز پيش از سفينه مادرش، کاسينی جدا شد، راهش را به سوی دنيای ناشناخته‌ای که سياره کيوان را احاطه کرده است، در سکوت و بی‌خبری پيمود.  اين سفينه در نخستين ساعات روز جمعه، 14 ژانويه به جو تيتان وارد شد و در حالی که با چتر به سمت اين سياره فرود می‌آمد به عکس‌برداری و جمع‌آوری اطلاعات پرداخت. ماموريت علمی هوگن برای تحقيق درباره اين دنيای رازآلود، می‌تواند نشانه‌هايی درباره چگونگی آغاز حيات بر کره زمين به دست بدهد.  اگر همه چيز به خوبی پيش برود، اين دورترين فاصله‌ای از زمين است که يک سفينه فضايی بر آن فرود می‌آيد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110611365250538037?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110611365250538037/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110611365250538037' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110611365250538037'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110611365250538037'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/blog-post_18.html' title='فرود &apos;هوگن&apos; به سوی قمر سياره کيوان آغاز شد'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110587088855137045</id><published>2005-01-16T02:16:00.000-08:00</published><updated>2005-01-16T02:21:28.550-08:00</updated><title type='text'>يك ميليون كودك ايرانى زير خط فقر</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;بر اساس آمار سازمان ملل &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;ايسنا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt; نماينده صندوق كودكان ملل متحد در ايران اعلام كرد: ۵۰۰ هزار و بيش از يك ميليون كودك ايرانى به ترتيب زير خط فقر يك و دو دلار در روز زندگى مى كنند. «كارى اگه» با اشاره به اين كه بيش از يك ميليون نفر در ايران زير خط فقر يك دلار در روز زندگى مى كنند، افزود: به علاوه حدود ۷ و ۳۵ صدم درصد كل جامعه نيز زير خط فقر دو دلار در روز قرار دارند. وى با اشاره به همكارى بسيار خوب يونيسف با ايران در زمينه اصلاح قوانين، اصلاح قانون حضانت و حمايت از كودكان را از دستاوردهاى اين همكارى خواند و گفت: براساس اطلاعات يونيسف تعيين سن قضايى مساوى ۱۵ سال كيفرى و ۱۸ سال اعدام براى دختران و پسران در ايران پذيرفته شده است.نماينده صندوق كودكان ملل متحد با اشاره به اين كه حدود ۱۵ ميليون كودك در جهان تحت تاثير تبعات ايدز قرار گرفته اند، خاطرنشان كرد: ميليون ها كودك در خانواده هاى مبتلا به ايدز در معرض خطر هستند، اين در حالى است كه به عنوان مثال در كشورى همانند آفريقا بسيارى از مردان سنين ۳۰ سال معتقدند &lt;strong&gt;كه رابطه جنسى با دختران بيمارى ايدز را از آنها پاك مى كند&lt;/strong&gt;. «كارى اگه» با اشاره به ۷۵۰۰ مورد ايدزى ثبت شده در ايران اين بيمارى را در كشور اپيدمى نخواند و خاطرنشان كرد: در ميان مبتلايان جديد ايران، ميزان ابتلاى دختران و زنان ۱۵ تا ۲۴ ساله به ايدز به علت فعاليت هاى جنسى رو به افزايش است و اين امر مسلماً در صورت رعايت نكردن تمامى اقدامات بهداشتى پيشگيرى، ايران را با بحران روبه رو مى كند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;وى با بيان اين كه فقر ميليون ها كودك را از سرپناه، آموزش و دسترسى به اطلاعات محروم كرده است، گفت: بيش از نيمى از كودكان جهان به واسطه فقر، جنگ، بيمارى و ايدز از دوران كودكى مطلوبى بهره مند نبوده و ميليون ها كودك نيز از حقوق خود محرومند. «كارى اگه» با اشاره به اين كه در ايران به رغم پيشرفت هاى اخير براساس شاخص هاى «خرد» در مرزهاى شرقى و غربى و شمالى فقر چشمگير است، گفت: سوء تغذيه و عدم برخوردارى كودكان از مراقبت هاى كيفى در استان هاى سيستان و بلوچستان، آذربايجان غربى و هرمزگان، عدم برخوردارى از فرصت هاى برابر آموزشى دختران و پسران، ميزان بالاى ترك تحصيل دختران در مقطع ابتدايى ايران و نيز وجود موارد كودك آزارى و استثمار از مسائل عمده مورد توجه سازمان ملل است. وى ادامه داد: شمارى از كودكان به خصوص دختران ۴ تا ۵ ساله ايران به علت مشكلات و مسائل اجتماعى و فرهنگى و كمبود معلم زن مجبور به ترك تحصيل شده و به علاوه تنبيه نيز همچنان در مدارس ايران جارى است. نماينده جمعيت صندوق ملل متحد در ايران با استناد به تحقيقات سازمان بين المللى كار با بيان اين كه ۱۴ درصد كودكان ايران هنوز كار مى كنند، اظهار كرد: بيش از يك ميليون نفر در ايران با درآمد كمتر از يك ميليون دلار در روز زندگى مى كنند. وى با بيان اين كه ۱۹ درصد آزارها و استثمارهاى ۲۴ ساعت اوليه حوادث طبيعى جنگ ها و درگيرى هاى كشورها را كودكان متحمل مى شوند، تصريح كرد: در اين جريان اگر كودكان مستقيماً كشته نشوند، در هر صورت تعداد زيادى از آنها يتيم شده يا مورد تجاوز و آزار قرار مى گيرند. «كارى اگه» با بيان اين كه هنوز حدود ۴۰۰ هزار كودك افغانى در ايران زندگى مى كنند، اظهار كرد: در ايران تنها كودكان افغانى كه خانواده هاى آنها مجوز دارند حق رفتن به مدرسه را داشته و براى هر ترم ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار پرداخت مى كنند. اين واقعيت ناخوشايندى است، چرا كه اكثر كودكان ساكن كشورها يا پناهنده حق برخوردارى از آموزش رايگان و طبيعى را دارند. وى با تأكيد بر تشويق، ترويج و حمايت از رهبرى استوار و پيشرو در سطح ملى براى ارائه آموزش ها و تقويت پيشگيرى از ايدز خاطرنشان كرد: ترويج روش هاى مختلف بر پايه حقوق بشر در ارتباط با مسائل جنسى، تاكيد ويژه بر حق «نه» گفتن زنان و آموزش به مردان، فراهم كردن و ترويج استفاده از كاندوم جهت جلوگيرى از افزايش اپيدمى ابتلا در بين اين گروه، مشاور محرمانه با حفظ حق خصوصيت افراد و... از جمله راهكارهاى موثرى است كه بايد از سوى دولت ها اتخاذ شود. نماينده صندوق جمعيت ملل متحد در ايران با اشاره به اين كه از ۸ هدف توسعه هزاره ۶ هدف مستقيماً مرتبط با كودكان است، گفت: راهكارهاى ارتباطى جامعى در ايران تدوين شده كه در برنامه ۵ سال آينده اجرا مى شود. • آخرين گزارش از محروميت كودكان جهانرئيس صندوق كودكان سازمان ملل متحد با اعلام اين كه ۶۴۰ ميليون كودك در جهان بى سرپناه هستند، گفت: ۵۰۰ ميليون كودك در جهان از دسترسى به توالت هاى بهداشتى، ۴۰۰ ميليون به آب آشاميدنى سالم، ۲۷۰ ميليون به خدمات بهداشتى و ۹۰ ميليون كودك به شدت از غذا محرومند. «كارول بلامى» در تشريح وضعيت كودكان در سال ۲۰۰۵ با اشاره به اينكه ۱۴۰ ميليون كودك- بيشتر دختران- تا به حال به مدرسه نرفته و ۳۰۰ ميليون كودك به اطلاعات دسترسى ندارند، تاكيد كرد: بيش از يك ميليارد كودك در جهان از رشد و پرورش سالم و حمايت شده اى كه سران كشورها در پيمان نامه حقوق كودك به آن متعهد شده اند محرومند. كارول بلامى با اشاره به عواقب جنگ و درگيرى بر روى كودكان افزود: تقريباً نيمى از ۶/۳ ميليون كشته شده در جنگ هاى سال هاى ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۳ را كودكان تشكيل مى دهند كه از اين پس نيز ممكن است تنها هدف حملات در كشورها باشند؛ چرا كه گواه اين دو حمله سپتامبر ۲۰۰۴ به مدرسه بسلان در روسيه است.به گفته وى، تاثير ناگوار HIV و ايدز بر روى كودكان از روند رو به افزايش يتيمان كه هم اكنون به ۱۵ ميليون در سراسر جهان رسيده است به بدترين وضع خود قابل مشاهده بوده است؛ به علاوه فوت والدين به اين واسطه بر تمامى جنبه هاى زندگى، سلامت روحى، امنيت جانى، رشد ذهنى و روانى و... كودكان تاثيرگذار است. رئيس صندوق كودكان سازمان ملل متحد با تاكيد بر اين كه كم كردن فاصله بين وضعيت ايده آل دوران كودكى و آنچه امروزه نيمى از كودكان جهان تجربه مى كنند وابسته به اتخاذ سياست هاى متعدد است، تصريح كرد: اتخاذ روش مطابق با حقوق بشر در زمينه توسعه اجتماعى و اقتصادى با تاكيد بر آسيب پذيرترين كودكان، سياست هاى مسئولانه اجتماعى كه در تمامى ابعاد توسعه منافع عالى كودكان را در نظر بگيرد، سرمايه گذارى بيشتر دولت ها و... از جمله سياست هايى است كه بايد مورد توجه دولت ها قرار گيرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110587088855137045?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110587088855137045/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110587088855137045' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110587088855137045'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110587088855137045'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/blog-post_16.html' title='يك ميليون كودك ايرانى زير خط فقر'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110585553460253261</id><published>2005-01-15T21:49:00.000-08:00</published><updated>2005-01-15T22:05:34.603-08:00</updated><title type='text'>رتبه ۱۱۵ ایران در زمینه دولت الکترونیک در جهان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;26 دى 1383 - &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;- جديدترين گزارش سازمان ملل درمورد ميزان دسترسى مردم به خدمات دولتى و عمومى ازطريق شبکه هاى الکترونيکى که اصطلاحا &lt;strong&gt;دولت الکترونيک&lt;/strong&gt; ناميده مى-شود نشان ميدهد که جمهورى اسلامى ايران در اين زمينه در رتبه ۱۱۵ قراردارد. به گزارش ايرنا وبه نقل از سايت پژوهشى اونپان ايران در ميان ۱۷۸ کشورجهان اين رتبه را به خود اختصاص داد و پايين تر از کشورهاى کوچک و توسعه نيافته اى مانند دومينيکن ،سريلانکا، گرانادا، &lt;strong&gt;عراق&lt;/strong&gt; ، کوبا، سورينام ،ترکمنستان ، پاراگوئه ، آلبانى، &lt;strong&gt;گواتمالا&lt;/strong&gt;، &lt;strong&gt;ويتنام&lt;/strong&gt; ، هندوراس و اوگاندا قرارگرفته است ". اين گزارش ۱۸۰ صفحه اى بيانگراين نکته است که کشورهاى مختلف جهان براى ارايه اين خدمات و ميزان مشارکت در چنين فعاليتهايى تا چه حد آمادگى دارند. گزارش ياد شده توسط يکى از واحدهاى سازمان ملل موسوم به اونپان تهيه شده است كه مربوط به سياستهاى عمومى وخدمات ارايه شده توسط دولتهاى عضو سازمان ملل متحد را تهيه و منتشر ميکند. هرچند که در اين گزارش اطلاعات جزئى و دقيقى در مورد تک تک کشورهاارايه نشده است ، اما در وب سايت اونپان چنين آمده است که ظرف سالهاى گذشته دولتهاى مختلف جهان پيشرفت سريعى در زمينه استفاده از فناوريهاى گوناگون در حوزه دولت الکترونيک داشته اند. پژوهش سازمان ملل درزمينه دولت الکترونيک در سال ۲۰۰۱ نشان ميدادکه تنها ۱۴۳ کشورعضو از برخى ظرفيتهاى اينترنت استفاده ميکنند. اين درحالي است که درسال۲۰۰۴ اين تعداد به ۱۷۸ کشور از ميان ۱۹۱ عضو سازمان ملل افزايش يافت و اين کشورها با ايجاد وب سايت دراينترنت حضور پيدا کرده بودند. بر اساس اين گزارش که در دسامبر سال۲۰۰۴ منتشر شده است ،کشورهاى &lt;strong&gt;آمريکا،دانمارک و انگلستان&lt;/strong&gt; در زمينه ارايه خدمات دولت الکترونيک به ترتيب رتبه هاى اول، دوم وسوم را به خود اختصاص داده اند و کشور آسيايى &lt;strong&gt;کره جنوبى نيزدر رتبه پنجم است&lt;/strong&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110585553460253261?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110585553460253261/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110585553460253261' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110585553460253261'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110585553460253261'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/blog-post_15.html' title='رتبه ۱۱۵ ایران در زمینه دولت الکترونیک در جهان'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110464544908756361</id><published>2005-01-01T21:10:00.000-08:00</published><updated>2005-01-01T21:57:29.086-08:00</updated><title type='text'>مردان هرزه....زنان شكاك</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;بعضي وقتها كه بارون مي آد، يا بعضي وقتها كه هوا خيلي سرده و تاكسي هم گير نمي آد. با ماشين كه از تو خيابونا رد مي شم آرزو مي كنم كه اي كاش اتوبوس داشتم و ميتونستم مردم را سوار كنم و تا جايي برسونم......همه مي گن اينقدر آدم ربايي شده و اينقدر جامعه كثيف و فاسد كه كسي را به هيچ وجه نبايد سوار كرد.....با احتياط تو صورت فرد كنار خيابون نگاه مي كنم به ظاهرش اعتماد مي كنم و براش بوق مي زنم، اگه مرد باشه سوار ميشه(اون هم بعضي اوقات)ولي غالبا زنان كه خودم قبلش هزاربار خودم بوق زدنم را بررسي كردم كه نكنه معني بدي بده و بي احترامي شده باشه....چنان نگاه معيوبي به آدم مي كنند كه فقط دوست دارم  اخ توفي بندازم به صورت هر چي مرده هرزه است و زناني كه دستياران آنانند كه اينگونه جامعه اي فراهم آورده اند و لعنت كنم نگهبانان اين جامعه فاسد و بيمار را كه دستي بر آتش دارند.جامعه اي داريم كه اگر قصد كمك به خواهر ناشناخته و تا به حال ناديده خود داشته باشيم چون مردان هرزه اي جلوه مي كنيم كه هر روز چون لاشخوران در خيابانها پرسه مي زنند و هر روز مي دانيم كه دختران و زنان بسياري هم به تكاپوي آنان و جنبش كمربندهاشان لبيك مي گويند چرا كه هم تقاضا فراوان است و هم عرضه &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110464544908756361?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110464544908756361/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110464544908756361' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110464544908756361'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110464544908756361'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/blog-post_110464544908756361.html' title='مردان هرزه....زنان شكاك'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110458950133122867</id><published>2005-01-01T06:17:00.000-08:00</published><updated>2005-01-01T06:25:01.330-08:00</updated><title type='text'>حلال زاده</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;شعري از &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;ضياء موحد&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه شهروند خوبى بود اين شهروند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;نه هيچ از او شكايتى &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;هميشه در سركارش حاضر&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;نه دير&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;(نه زود (حتى المقدور&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;هميشه حاضر در صف مقدم هر وام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;و قسط ها&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;به موقع پرداخت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;مرخصى؟ هرگز&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;به سازمان هر سال مى فروخت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;چه شهروند خوبى&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;دوباره تشويقى شام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سه بار آمستردام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;به وقت به دنيا آمد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;به وقت سربازى رفت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;به وقت زن برد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;حلال زاده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;به وقت هم مرد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110458950133122867?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110458950133122867/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110458950133122867' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110458950133122867'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110458950133122867'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/blog-post_01.html' title='حلال زاده'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110457937222634406</id><published>2005-01-01T03:30:00.000-08:00</published><updated>2005-01-01T03:36:12.226-08:00</updated><title type='text'>بوي مرگ جهان را گرفته است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;بوي مرگ كل جهان را گرفته است و سال نو مسيحيان  امسال رنگ سياه و مرگ را به خور گرفته است...حدود 1 سال بعد از فاجعه وطني اين بار فاجعه جهاني به بار آمد......هيچي نميشه گفت...نميشه از كسي شكايت كرد و نميشه مسوولي را مقصر شناخت اين بار كينه و بد ذاتي چرخ فلك بود كه زور هيچ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;كداممان بهش نمي رسه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;شعري از زنده ياد مهدي اخوان ثالث&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;اندوه&lt;br /&gt;نه چراغ چشم گرگي  پير&lt;br /&gt;  نه نفسهاي  غريب كارواني  خسته  و گمراه&lt;br /&gt; مانده  دشت بيكران  خلوت  و خاموش&lt;br /&gt; زير باراني  كه ساعتهاست مي بارد&lt;br /&gt;  در شب ديوانه ي  غمگين&lt;br /&gt;كه چو دشت  او هم دل افسرده اي دارد&lt;br /&gt;در شب ديوانه ي  غمگين&lt;br /&gt;مانده دشت بيكران  در زير باران ،  آهن ،  ساعتهاست&lt;br /&gt; همچنان مي بارد اين  ابر سياه ساكت  دلگير&lt;br /&gt; نه صداي  پاي  اسب رهزني تنها&lt;br /&gt;نه صفير  باد  ولگردي&lt;br /&gt; نه چراغ چشم  گرگي  پير&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110457937222634406?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110457937222634406/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110457937222634406' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110457937222634406'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110457937222634406'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2005/01/blog-post.html' title='بوي مرگ جهان را گرفته است'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110439733284344102</id><published>2004-12-30T01:53:00.000-08:00</published><updated>2004-12-30T01:09:53.086-08:00</updated><title type='text'>ابطحي، وبلاگ، زندان وحقيقت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;محمد علي ابطحي&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;&lt;strong&gt;وب نوشت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.webneveshteha.com/"&gt;http://www.webneveshteha.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;روز شنبه گذشته، بنا به ارجاع رئيس جمهور و دعوت هيات پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي که من هنوز عضو آن هستم از وبلاگنويسان غير پيشمان دعوت کرده بود که گزارشي از وضعيت رفتار در زندان و ادعاهايي که مي شود ارائه نمايند. حنيف مزروعي، قريشي، فرشته قاضي، نادر پور و محبوبه ملاقلي آمده بودند. چند نکته مهم و غير قابل توجيهي ارائه کردند که مهمترين آنها عبارتند از:&lt;br /&gt;1- ادعاي شکنجه فيزيکي. مشت و لگد زدند، از پشت سرم را به نيمکت کوبيد که بيني تازه جراحي شده خونريزي کرد و بعد معلوم شد شکسته شده، مشت مي زدند، ماهها در سلول انفرادي بوديم و از اين حرفها...&lt;br /&gt;2- سوال سنتي روابط جنسي . اسامي دوستان دختر و يا پسر را بنويس. روابط نا مشروعت را بگو. فلان دختر يا فلان پسر چه رابطه اي با تو داشتند، چند بار مورد تجاوز قرار گرفته اي يا تجاوز کرده اي و از همه وحشتناکتر: اسم 6 نفر از افراد سرشناس سياسي اصلاح طلب را در اختيار يکي از خانمها قرار دادند و اينکه بنويسد با آنها رابطه نا مشروع داشته است. وقتي هم که انکار مي کردند، يکي دو تا از افراد بريده را پيش آنها مي آوردند که ما خودمان با ايشان روابط نامشروع داشتيم!&lt;br /&gt;3- ادعا مي کردند: مديريت بازجويي توسط يکي از وبلاگنويسان ناراضي قبلي بوده است. چند نفري هم که بعداً توبه نامه نوشتند، از فشار کمتري برخوردار بودند و به نوعي به رفع کمبودهاي اطلاعات فني بازجويان اقدام مي کردند. اينها نشانه آنست که آدمهاي ضعيف نبايد در کار سياست مورد اعتماد قرار گيرند. گرچه بازهم وضع آنان را مي توان درک کرد و نمي توان آنان را مورد ملامت قطعي دانست.&lt;br /&gt;4- مخالفت با تعيين وکيل و ناديده گرفتن حقوق قانوني نيز از ادعاهاي ديگر بود.&lt;br /&gt;5- عدم اطلاع کامل فني از مسائل اينترنت يکي ديگر از مشکلاتي بود که آنان ادعا مي کردند.&lt;br /&gt;6- تلاش براي گرفتن توبه نامه و ارائه محورهاي ندامت که همان محورهاي مقاله عنکبوتي بود و اعلام اينکه اينها را در فلان روزنامه چاپ خواهيم کرد و آزاد خواهيد شد يکي ديگر از ادعاهاي آنان بود که بعضي از آنها تسليم اين ماجرا شدند و اينها که آمده بودند تسليم نشده بودند.&lt;br /&gt;7- تک نويسي در مورد افراد سياسي آنهم با گرايش جنسي و بعضاً سياسي يکي ديگر از مواردي بود که مي گفتند. در همه اين موارد پاي ثابت کساني که از همه خواسته اند عليه شان مطلب بنويسند، در حوزه سياست و اخلاق و فني، من و مصطفي تاج زاده بوديم.&lt;br /&gt;و حرفهاي ديگري که بعضاً قابل نقل نيستند.&lt;br /&gt;پس از شنيدن نزديک به سه ساعت حرفهاي آنان، اعضاي کميته افسرده، نگران و بعضاً گريان و نا اميد از اينکه بتوانند کاري کنند تصميماتي گرفتند که حتماً اعلام خواهند کرد. اينها يک مجموعه ادعاست که در آن جلسه مطرح شد. از رئيس جلسه پرسيدم که اينها را که تصويب نکرديد نقل نشود؟ گفت نه، ولي خدا کند دروغ باشد. اگر راست باشد جواب خدا، مردم و تاريخ چه خواهد بود؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110439733284344102?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110439733284344102/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110439733284344102' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110439733284344102'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110439733284344102'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/12/blog-post_30.html' title='ابطحي، وبلاگ، زندان وحقيقت'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110415558787491205</id><published>2004-12-27T05:34:00.000-08:00</published><updated>2004-12-27T05:53:07.873-08:00</updated><title type='text'>بيست و پنجمين سالگرد حبس عباس اميرانتظام</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;مسعود بهنود &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;فرارسيدن روز 27 آذر بيست و پنجمين سالگرد زندان عباس اميرانتظام&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt; طولانی ترين زندان را در جمهوری اسلامی تحمل کرده است، بار ديگر خاطره يکی از دردکشيده ترين همراهان انقلاب در برابر جامعه ای گشوده می شود که اکثريت اعضای آن بعد از همان تاريخ به دنيا آمده اند.&lt;br /&gt;عباس اميرانتظام سخنگوی دولت موقت و معاون مهندس مهدی بازرگان تشکيل دهنده اولين دولت بعد از سقوط رژيم پادشاهی، در زمانی که به عنوان سفير جمهوری اسلامی در اسکانديناوی خدمت می کرد برای "پاره ای از مشورت های سياسی" به تهران فراخوانده شد و از فردای آن روز به بازداشت درآمد و در دادگاه انقلابی به عنوان جاسوسی برای بيگانگان به حبس ابد محکوم شد.&lt;br /&gt;اميرانتظام در نيمه دهه چهل عمر در اوج روزهای انقلابی گری جامعه ايرانی به ظاهر بر اساس اسنادی که از سفارت اشغال شده آمريکا در تهران به دست آمده بود، در حالی که شهر را شعار "جاسوس آمريکائی اعدام بايد گردد" پر کرده بود، به زندان رفت و چندی بعد پشت ديوارهای ضخيم زندان بی وکيل و بی شاهد محاکمه شد و محکوم شد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;وقتی محاکمه می شد جز مهدی بازرگان و يدالله سحابی حتی دوستان و همفکرانش هم وی را رها کرده بودند و در سطح جامعه کسی بی گناهی وی را باور نداشت و اگر هم داشت جرات ابراز نداشت&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اولين آزادی پس از هجده سال&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در هجدهمين سال زندان، زمانی درهای اوين به روی وی باز شد که بيمار و شکسته قامت شده بود. بی آن که از کسی تقاضای عفو و آزادی کند در ديدار اولين نماينده حقوق بشر جامعه جهانی از زندان های ايران از زندگی خود و شرح بی گناهی اش گفته بود؛ و ديگر نه ديپلماتی خوش پوش که يک مبارز سياسی با تجربه جلوه می کرد&lt;br /&gt;بعد از انتشار گزارش ديدار گالين دوپل گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، انتشار عکسی از اميرانتظام در بهداری زندان با پاهائی که با زنجير به تخت بسته شده بود انگار همزمان با جامعه جهانی، مقامات تصميم گيرنده جمهوری اسلامی را به ياد کسی انداخت که به نوشته مورخان جدال انقلابی گرايان با ليبرال های مسلمان - دولت موقت مهندس بازرگان - وی را تا لبه اعدام برده اما به عنوان شاهدی از تاريخ زنده گذاشته بود.&lt;br /&gt;اکثر مردم شهری که اميرانتظام بعد از هجده سال - در آذر 75- پا به آن گذاشت شعارهای انقلابی خود را وانهاده بودند و همچون جهان بعد از فروپاشی بلوک شرق، به جامعه مدنی، عدل و آزادی خواهی رسيده بودند و آماده می شدند تا همه اين ها را در دوم خرداد سال 76 با جنبش اصلاح طلبی اعلام دارند.&lt;br /&gt;در دومين دهه عمر جمهوری اسلامی دانشجويان انقلابی اشغال کننده سفارت آمريکا که بيست سال قبل با افشاگری های خود بازداشت او را خواهان و زمينه ساز شدند به اصلاح طلبانی بدل شده بودند که از جمله زندگی اميرانتظام را به عنوان يک زندان سياسی در نشريات خود منعکس کردند تا به نسل تازه دورانی تازه از حيات اجتماعی و سياسی ايران را نشانی دهند.&lt;br /&gt;در آغاز جنبش اصلاحات در هر اجتماع و مناسبتی دانشجويان و جوانان و احزاب سياسی با دعوت از اميرانتظام که مشغول مداوای تن به شدت بيمار خود بود و با تجليل از وی نشان می دادند که تا چه حد با نسل گذشته فاصله گرفته اند. او سمبل دادگری انقلابی و يادآور دورانی شده بود که جامعه می خواست فراموشش کند و تکرارش نکند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بازگشت به زندان برای "جلاد" خواندن لاجوردی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اما دوران تازه زندگی عباس انتظام به سالی نکشيد و زمانی که بارديگر ترور وارد زندگی سياسی ايران شد و اين بار اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب و رييس زندان اوين در سخت ترين دوران خود ترور شد –شهريور 77- و اميرانتظام او را در مصاحبه ای با راديو آمريکا " جلاد " خواند، اين سخن از زبان او که شاهد دوران قدرت لاجوردی بود سخت آمد، و با شکايت فرزند لاجوردی بار ديگر به زندان برگردانده شد. گرچه هرگز بر مبنای آن شکايت حکمی صادر نشد.&lt;br /&gt;زندان اين بار نه که گذراندنش برای کسی که هجده سال را در آن گذرانده بود آسانتر می نمود بلکه چنان که خود گفته است ديگر نه همبند گروه های چپ که ليبرال ها را دشمن می پنداشتند بلکه ميزبان جوانان اصلاح طلبی بود که در جدال های سياسی از دل جنبش شاداب دوم خرداد به زندان افتاده بودند و او را استاد و سمبل می دانستند.&lt;br /&gt;جوشش جامعه ای که داشت اصلاح طلبی را تجربه می کرد و در جدال با مخالفان توسعه سياسی بود دو سال بعد در زمستان 79، بار ديگر عباس اميرانتظام را از زندان اوين به در برد در حالی که در شهر هم جز تخت جراحی بيمارستان جائی نداشت.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;طرح رفراندوم و دستگيری دوباره&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سال 1382 اميرانتظام در نامه ای و مقاله ای مجموع تجربيات و مطالعات خود را در جزوه ای با عنوان " رفراندوم " نوشت و در آن با مخالفت با طرح دو لايحه محمدخاتمی رييس جمهور خاتمی، به جامعه ايرانی نوشت: " اصلاح قانون اساسی مشکلی را حل نمی کند بلکه متمدنانه ترين و دموکرات ترين راه حل برپائی رفراندومی برای تعيين نوع حکومت ايران زير نظارت نهادهای بين المللی است". با اين مقاله بار ديگر او راهی زندان شد.&lt;br /&gt;سومين دوره زندانی که در ارديبهشت سال 82 با انتشار طرح رفراندوم برای تعيين حکومت به آن گرفتار شد، مهرماه سال گذشته و در زمانی متوقف گرديد که به گواه پزشکان انواع بيماريها و نياز به عمل جراحی فوری ماندن وی را در زندان غيرممکن کرده بود. او اکنون رسما هنوز يک زندانی است که در مرخصی استعلاجی به سر می برد و هر روز ممکن است بر اساس نظر دستگاه قضا به زندان بازگردانده شود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;طعنه زمانه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شايد غريب ترين بخش زندان طولانی عباس اميرانتظام ماه هائی باشد که او و نورالدين کيانوری رهبر حزب توده همبند شدند و کسی که روزگاری به اصرار اميرانتظام را جاسوس امپريالسيم آمريکا و لايق اعدام خوانده بود با حکمی به معنای جاسوسی برای امپرياليسم شوروی، کنار او قرار گرفت.&lt;br /&gt;و شايد غريب تر از آن مجادله ای بود که بعد از انتشار کتاب " آن سوی اتهام- خاطرات اميرانتظام" بين وی و عباس عبدی بوجود آمد که اميرانتظام وی را بازجوی روزهای اول دستگيری خود نشانی داد که با نفرتی تمام به او ناسزا می گفت. عبدی اين انتساب را تکذيب کرد و در مصاحبه ای گفت که وی را با شخصی به نام حسن عباسی که نامش نه مستعار بلکه واقعی است اشتباه گرفته است.&lt;br /&gt;در آن نامه عباس عبدی پرآوازه ترين کس از ميان دانشجويان اشغال کننده سفارت آمريکا در تهران، با اشاره به کيفرخواست اوليه اميرانتظام که وی را به جاسوسی متهم می کرد نوشت:" زندان او طولانی شد و پنج سال حبس وی را کفايت می کرد".&lt;br /&gt;کمتر از يک سال بعد از اين مجادله، عباس عبدی به اتهام فروش اطلاعات به دستگاه های آمريکائی محاکمه و به زندانی طولانی محکوم شد که هنوز در حال گذران آن است، او نيز چون عباس اميرانتظام اتهامات خود را قبول ندارد گرچه مانند وی زندانی است.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از دانشجويی به مديريت و زندان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;زندگی ربع قرن اخير عباس اميرانتظام که همچون سرنوشت جامعه و زمانی که به آن تعلق دارد پر ماجرا و عبرت آموزست شباهتی به ربع قرن پيش از خود ندارد که وی به عنوان دانشجوئی پرشور و مدافع نهضت ملی کردن نفت وارد صحنه سياسی شد، بعد از بيست و هشت مرداد 32 برای تحصيل به فرانسه و آمريکا رفت و در بازگشت به يکی از مديران موفق در دوران طلائی فوران بهای نفت و توسعه صنعتی تبديل گرديد و با نزديک شدن انقلاب به جمع همفکران مهندس بازرگان پيوست و در انتقال حکومت از پادشاهی به جمهوری اسلامی موثر و کارساز بود و اولين تجربه وی در کار دولتی با پيروزی انقلاب آغاز شد، انقلابی که امواج سهمگينش زندگی وی را در نورديد.&lt;br /&gt;شايد از تجربه همين زندگی است که به نوشته يوسف مولائی وکيل مدافعش " آموزگاريست كه حتی بدون كلام، با حضورش به انسان درس زندگی می‌آموزد که آزادگی ارزشی است كه برای تحصيل آن بايد از جسم و جان مايه گذاشت."&lt;br /&gt;باز شايد به تجربه همين زندگی است که اميرانتظام در نوشته "رفراندوم" از هر چه خشونت و انقلابی گری است دوری می جويد و روش های مسالمت جويانه و مردمی و مبتنی بر رای و اراده مردم را برای اداره جامعه تاکيد می کند.&lt;br /&gt;عباس اميرانتظام در سال 1998 جايزه جهانی حقوق بشر را به عنوان قديمی ترين زندانی سياسی ايران به دست آورد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110415558787491205?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110415558787491205/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110415558787491205' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110415558787491205'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110415558787491205'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/12/blog-post_110415558787491205.html' title='بيست و پنجمين سالگرد حبس عباس اميرانتظام'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110404681448914783</id><published>2004-12-25T23:20:00.000-08:00</published><updated>2004-12-25T23:40:14.490-08:00</updated><title type='text'>راهكاري نو براي مقبوليت دين</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در تاريخ دين بسيار بوده اند كه با انگيزه هاي متفاوت پس از آنكه نشانه هاي افول دين در بين افراد اجتماع را ديده اند به فكر افتاده و &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;راهكارهايي ارائه كرده اند تا مقبوليت دين از بين نرود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;از دوران قرون وسطي كه دين را فلسفي جلوه مي دادند تا به امروز بنا به شرايط خاص هر منطقه از لحاظ فرهنگي اين امر صورت پذيرفته است و خصوصا براي كشوري همچون ايران كه هنوز دين ركن اصلي اكثريت تفكر مردم آن را تشكيل داده است اين كار تازه گي ندارد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;اگر نخواهيم وقايع نگاري تاريخي انجام دهيم و اين روند را از بدو پيدايش بررسي كنيم ...ميتوان به دوران معاصر و جديد آمد و افراد و انديشه هاي مطرح جريان ساز در ايجاد روكش . قالبي مقبول براي دين اشاره كنيم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;شايد با مطرح شدن چنين بحثي نخست ياد دكتر شريعتي بيفتيم كه تمام تلاش خود را براي فانتزي و مورد قبول بودن مفاهيم كهنه ديني به كار برد و الحق هم موفق بود و بعد شايد دكتر سروش نفر بعدي باشد كه از لحاظ فلسفي معتقد به بازسازي و احياء فكر ديني بوده و هست و شاگردان بسياري را از مكتب كيان خود بر جاي گذارده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;اما نكته قابل توجه در دوران فعلي در اين است كه حكام سنتي و منحط و قدرتمند فعلي نيز به همين فكر افتاده اند، غافل از آنكه اين حنا رنگ سابق را ندارد و نميداند اگر دكتر سروش هنوز بحثهاي ديني اش مخاطب دارد به خاطر آن است كه از ضرورت تغيير در پايه هاي شناخته شده و كهنه دين حرف مي زند( رجوع كنيد به كتاب ارزشمند بسط تجربه نبوي اثر دكتر سروش -انتشارات صراط)وگرنه او هم همچون خيلي عظيم فريب كاران و ساده لوحان و به گوشه تاريكي از ذهن بيداران پرتاب مي شد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;آنچه در اين مجال قابل ذكر است آن است كه در 2 مناسبت ديني اخير در كشور يعني سالروز شهادت امام جعفر صادق و سالروز تولد امام رضا حكام مملكت و فرمانروايان متعصب و دگم تبليغات اسلامي در جامع طرحي نو در انداخت اند و از قول امام صادق نقلي در مدح دانشمندان ذكر كرده اند و از قول امام زضا نقلي در ستايش راستي و پرهيز از دروغ....كه بسيار متفاوت با سالهاي گذشته است ...چرا كه تحسين دانشمندان و ستايش راستي ريشه در فرهنگ ايراني دارد و همواره در تاريخ ايران بيداران مملكت اين ارزشها را ترويج كرده اند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110404681448914783?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110404681448914783/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110404681448914783' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110404681448914783'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110404681448914783'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/12/blog-post_25.html' title='راهكاري نو براي مقبوليت دين'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110395493280582338</id><published>2004-12-24T21:54:00.002-08:00</published><updated>2004-12-25T04:38:00.026-08:00</updated><title type='text'>يك سال گذشت </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;يك سال از واقعه بم مي گذرد...يادم مي آد پارسال تازه آن لاين شده بودم، جمعه صبح بود ديدم در ستون اخبار "ياهو" نوشته در بم زلزله اومده و ...راستش باورم نشد، با خودم فكر كردم كه من چرا هنوز خبر دار نشدم...بعد فهميدم ...خوب من كه تلويزيون نميبينم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;يادم نيست چند روز حالم بد بود...ولي خوب يادمه با هر كي حال و احوال مي كردي جواب درست و حسابي نميداد يا مي گفت از اين بدتر نميشه...همه عزادار بوديم...شايد سالها بعد تازه بفهميم كه دقيقا چه گذشته ولي همين الان هم با شنيدن مقداري از حقايق و ديدن عكسها پشت آدم مي لرزه....نميشه چيزي گفت ...نميشه داد زد ...نميشه فحش داد...نميشه گريه كرد...ميشه نشست و ساعتها به عكسهاي معطريان و فرنود و كوثري و ... نگاه كرد و هيچي نگفت و در نهايت آهي كشيد و گريه را فروخورد و رفت...راستي چقدر جاي كاوه گلستان خاليه، نه؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;قراره تمام خونه هاي تهران شناسنامه دار بشن، تو بم دارن همه كار مي كنن ، ولي همه خوب مي دونن كه هنوز خيلي كار داره....خيلي هم پولدار شدن و اخ تفي به قبر همه مرده ها مثل هميشه كردن و دارن حال مي كنن&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;مردم جو گير و ساده و مهربون ايران سال پيش به خيلي جاها پول دادن...خيلي تو سر و صورت خودشون زدن ولي هيچ كدوم دقت نكردن كه صد باره از يك سوراخ گزيده نشوند و پول خودشون را دور نريزن&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;اميدوارم همه اونايي كه كمك كرده بودند ...امسال ، پارسالشون را يادشون باشه و ................تمام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110395493280582338?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110395493280582338/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110395493280582338' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110395493280582338'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110395493280582338'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/12/blog-post.html' title='يك سال گذشت '/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110095981716687370</id><published>2004-11-20T06:08:00.000-08:00</published><updated>2004-11-20T06:10:17.166-08:00</updated><title type='text'>بهمن قبادی هم از فیلمسازی در ایران انصراف داد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;فيلم “ لاك پشتها هم پرواز مي‌كنند“ ساخته بهمن قبادي كمتر از يك ماه گذشته تقريبا در سه سينما به نمايش در آمده بود. اما هنوز اكرانش به يك ماه نرسيده بود كه از پرده برداشته شده و هم اكنون در تك سانس يك سينما به نمايش خود ادامه مي‌دهد . بهمن قبادي در گفت‌وگو با خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) درباره‌ي اينكه آيا ساخت فيلم جديدي را آغاز خواهد كرد گفت: معلوم نيست، چون توقف نمايش “ لاك پشتها هم پرواز مي‌كنند“ در ايران، انرژي ساخت فيلم بعدي را از من گرفت.وي در ادامه گفت: من نمي‌خواستم فيلم را در گروه مخاطب خاص اكران كنم، بلكه مي‌خواستم همانند بسياري از فيلمها در تعداد زيادي از سينماها به نمايش در‌آيد ، اما به اين شرط راضي شدم كه اينگونه به نمايش درآيد، كه در مدت طولاني “سه ماهه“ و در اين تعداد معدود سينما، به نمايش خود ادامه دهد اما حالا كمتر از يك ماه از نمايش آن نگذشته كه آن را برداشته‌اند و بايد مورد ويژه و دليل آن بگويند. سينمادارها از فروش فيلم راضي هستند، بنابراين دليلي براي برداشتن آن وجود ندارد. وي ضمن اعلام اين اعتراض خود گفت: چرا فيلمي كه در دو سالن سينما بدون هيچ تبليغ و بيلبوردي به نمايش درآمد و فروش خوبي داشته ، فيلمي كه بصورت دالبي ديجيتال آماده شده اما در بعضي سينماها (صرفا بدليل خراب شدن يك دستگاه زيرنويس) بصورت dvd پخش شد.(اين يك فاجعه بزرگ است) اينگونه از اكران برداشته شد، آنهم در حاليكه تازه زمانيكه تبليغات تلويزيوني آن آغاز شده بود. وي در ادامه تصريح كرد: من فيلم را براي مخاطب عام و براي تماشاچي و به احترام سينماي ملي ساختم اما چرا بايد در كشورهاي بيگانه‌اي مثل اسپانيا، ايتاليا نمايش آن با 80 كپي و 80 سينما آنهم دوبله شده انجام شود اما در مملكت خودم با دو كپي و دو سالن سينما ؟ بنابراين چه دليلي وجود دارد دوباره اينجا فيلم بسازم؟ پس به سرزميني مي‌روم و آنجايي فيلم مي‌سازم كه پخش فيلم درست است. بهمن قبادي به ايسنا گفت: دو سال براي ساخت فيلم رنج بردم اما حالا فيلم درست ديده نمي‌شود و به نمايش آنهم كمك نمي‌كنند، طوري كه من خودم ، پوستر فيلم را به ديوارها زدم. به هر حال تا اينجا مسئول فيلم بودم و تا اين احظه هم هنوز مسئوليتش را دارم، چون همانند بچه‌ام فيلمهايم را دوست دارم،‌حالا چه كسي به داد بچه‌ام مي‌رسد؟اين كارگردان سينماي ايران ضمن اشاره به تك سانس در سينما سپيده اظهار داشت: اين نوع نمايش، توهين به من فيلمساز است، به هر حال اگر تا ظرف چند روز آينده 3 تا 4 سالن سينما به نمايش فيلم اختصاص ندهند،‌محال است كه ديگر در اينجا فيلم بسازم، مي‌روم در سرزميني فيلم مي‌سازم كه براي فيلمهايم احترام قائل هستند. وي گفت:در ايران، قبل از پخش، براي فيلمها احترام قائل هستند،‌ اما در حاليكه همه سينما يعني پخش، چرا كارشناسانه بامقوله پخش برخورد نمي‌كنند. قبادي در پاسخ به اينكه آيا اين موضوع را با معاونت سينماي مطرح كرده به ايسنا : اتفاقا مطمئن هستم، آقاي حيدريان اين اتفاق را اگر بشنوند، ناراحت مي‌شوند، چون معاونت سينمايي كسي بود كه نگراني و دغدغه نمايش اين فيلم را داشت. گفتني است “ لاك پشتها هم پرواز مي‌كنند“ ساخته بهمن قبادي روز جمعه در حاشيه جشنواره فيلم كوتاه، در سينما ايران به نمايش در خواهد آمد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110095981716687370?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110095981716687370/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110095981716687370' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110095981716687370'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110095981716687370'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_20.html' title='بهمن قبادی هم از فیلمسازی در ایران انصراف داد'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110066809165619297</id><published>2004-11-16T21:00:00.000-08:00</published><updated>2004-11-16T21:08:11.656-08:00</updated><title type='text'>کارنامه ۲۴ ساله نشر در ايران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;بر اساس  تحقيق به عمل آمده، در ۲۴ سال گذشته ۲۴۹ هزار و ۵۳۲ عنوان کتاب در ايران منتشر شده است و کتاب های منتشر شده از ۲۷۴ عنوان در سال ۱۳۵۷ با رشدی ۲۲ درصدی به ۳۰ هزار و ۵۴۱ عنوان در سال ۱۳۸۱ رسيده است&lt;br /&gt;کتاب‌ های منتشر شده در ده موضوع کليات، فلسفه و روانشناسی، مذاهب، علوم اجتماعی، زبان خارجی، علوم طبيعی و رياضيات، علوم عملی، هنرها، ادبيات و جغرافيا و تاريخ دسته بندی شده است &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در اين طبقه بندی، کتاب های مذهبی، با ۵۲ هزار و ۶۳۴ عنوان، بيشترين سهم را در ميان کتاب های منتشر شده دارد و ادبيات با ۵۱ هزار و ۵۲۱ و علوم عملی با ۳۰ هزار و ۲۶۷ عنوان در رده های بعدی قرار گرفته اند&lt;br /&gt;سهم کتاب های منتشر شده در رده فلسفه و روانشناسی، کليات و هنر از همه کمتر است و در انتهای جدول جای گرفته اند&lt;br /&gt;کتاب های مذهبی و علوم عملی (که کتاب های منتشر شده در بخش های پزشکی، مهندسی، کشاورزی، مديريت و اقتصاد را در بر می گيرد) با ۳۳ درصد رشد، دارای بيشترين نرخ رشد بوده و جغرافيا و تاريخ با ۱۵ درصد رشد، کمترين نرخ رشد را در اين سال ها داشته اند&lt;br /&gt;نتايج اين پژوهش نشان می دهد که سهم کتاب های منتشر شده هنری در طول ۲۴ سال از وضعيت نامطلوبی برخوردار بوده است&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دوره های تاريخی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از آنجا که تحولات اجتماعی بعد از انقلاب مهمترين متغير تاثيرگذار بر تحولات بازار نشر کتاب بوده، نويسندگان اين مجموعه ۲۴ سال گذشته را به چهار دوره تقسيم کرده اند&lt;br /&gt;اين دوره ها عبارتست از: سنوات بعد از انقلاب (۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰)، دوران جنگ تحميلی (۱۳۶۱ تا ۱۳۶۷)، دوران سازندگی (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۵) و دوران اصلاحات ( ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۱)&lt;br /&gt;در سال پيروزی انقلاب به دليل وضعيت فوق العاده کشور وضعيت نشر با شرايط بحرانی رو برو بود و تنها ۲۷۴ عنوان کتاب منتشر شد اما در سال ۱۳۶۰ آمار عناوين به 1438عنوان رسيد&lt;br /&gt;اين دوره چهار ساله از نرخ رشد ۵۲ درصدی برخوردار بود که بهترين نرخ رشد در طول دوره های ديگر است&lt;br /&gt;اما بايد توجه داشت که به دليل شرايط ويژه دوران انقلاب، آمار انتشار کتاب در اين دوره چندان قابل اتکا نيستند&lt;br /&gt;در مقابل، نشر کتاب در دوره جنگ هشت ساله با عراق رشدی ۵ درصدی داشته و دوران رکود خود را طی کرد&lt;br /&gt;با وجود اين، به دليل شرايط جنگی و فضای حاکم بر آن دوره، کتاب های مذهبی رشدی ۱۷ درصدی داشته و از وضعيت بسيار خوبی برخوردار بود&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دوره سازندگی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در دوران سازندگی، عنوانی که دوره هشت ساله رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی داده شده، نشر کتاب شتاب بيشتری گرفته و با رشد ۱۰ درصدی از ۶ هزار و ۸۵۰ عنوان کتاب در سال ۱۳۶۸ به ۱۶ هزار و ۵۷۵ عنوان کتاب در سال ۱۳۷۵ رسيد&lt;br /&gt;در اين دوره نشر کتاب های ادبی، که در دوران جنگ شيب منفی داشت، به بالاترين نرخ رشد خود دست يافت و تا انتهای اين دوره برتری خود را حفظ کرد&lt;br /&gt;نشر کتاب های مذهبی، که در دوران جنگ در جايگاه اول قرار داشت، در چهار سال اول اين دوره سير نزولی به خود گرفت اما در چهار سال بعدی نرخ رشد آن مثبت شد و در سال آخر اين دوره عنوان اول را به خود اختصاص داد&lt;br /&gt;در اين دوره نشر کتاب های تاريخ و جغرافيا رشد منفی ۷ درصدی را تجربه کرد و از يک هزار و ۳۵ عنوان در سال ۶۸ به ۶۴۲ عنوان در سال ۷۵ رسيد&lt;br /&gt;در دوره سازندگی بيشترين سهم کتاب به زبان های خارجی اختصاص داشت که از رشد ۲۸ درصد برخوردار بود&lt;br /&gt;دليل گرايش به انتشار کتاب های خارجی در اين تحقيق سياست های اقتصادی و محور قرار گرفتن توسعه اقتصادی، تقويت ارتباطات و نياز کارشناسان فنی و اقتصادی به رفت و آمدهای بيشتر به کشورهای مختلف عنوان شده است&lt;br /&gt;به نظر می رسد دور دوم مهاجرت بعد از انقلاب، که در خاتمه جنگ ايران و عراق شروع شد، در سير صعودی انتشار کتاب های زبان در اين دوره بی تاثير نبوده که از ديد محققان پنهان مانده است&lt;br /&gt;نشر کتابهای علوم طبيعی و رياضيات در اين دوره بهترين وضعيت خود را در طول ۲۴ سال گذشته تجربه کرده و از رشد ۴ درصدی دوران جنگ به رشدی ۱۵ درصدی رسيده است که محققان آن را به شکل گيری مراکز پژوهشی داخلی نسبت داده اند&lt;br /&gt;مراکز نظير مرکز پژوهشی رياضی ماهانی،‌ پژوهشگاه دانش های بنيادی، مرز پژوهشی فيزيک کاربردی و تحقيقات ستاره شناسی و مرکز پژوهش های بنيادی در اين دوره تاسيس شدند&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دوره اصلاحات&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بر اساس اين تحقيق، نشر کتاب در دوران اصلاحات، که شش سال اول رياست جمهوری محمد خاتمی را در بر می گيرد، رشدی ۱۲ درصدی داشته که در مقايسه با دوره جنگ و دوره سازندگی مطلوبتر بوده و از جمله بهترين دوره های نشر در ايران به حساب می آيد&lt;br /&gt;مهمترين ويژگی اين دوره، رشد فوق العاده نشر کتاب های تاريخ و جغرافيا است که به رغم رشد منفی دوره سازندگی، در اين دوره با رشد ۱۵ درصدی مواجه شده است&lt;br /&gt;کتاب های رده علوم عملی نيز از رشد متوسط ۸ درصدی دوره سازندگی به نرخ رشد۱۳ درصدی در دوره اصلاحات رسيده است&lt;br /&gt; کتاب های رده علوم عملی به موضوعات علوم مهندسی، اقتصاد و کشاورزی اختصاص دارد و بيشترين کاربرد آن در محيط های دانشگاهی است و رشد کمی آموزش عالی از دهه هفتاد به اين سو را می توان به عنوان يکی از علل مهم ارتقاء جايگاه اين بخش از کتاب ها دانست&lt;br /&gt;روند مثبت آمار نشر که از سال ۱۳۷۰ آغاز شد بنا به دلايل نامعلومی در سال ۱۳۸۱ منفی شده و آمار نشر کتاب از ۳۱ هزار و ۶۷۵ عنوان در سال ۱۳۸۰ به ۳۱ هزار و ۴۵۱ عنوان کتاب در سال ۱۳۸۱ کاهش يافت&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مقايسه عملکرد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;قسمت عمده اين پژوهش به صورت جدول و نمودار ارايه شده و عملکرد نشر کتاب در طول اين سالها را به نمايش می گذارد&lt;br /&gt;بخشی از اين پژوهش به نشر کتاب در کشورهای آمريکا و کانادا اختصاص دارد و وضعيت انتشار کتاب در ايران با کشورهای بريتانيا، فرانسه، مصر، ترکيه و مالزی در سال های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵(۱۳۷۱ تا۱۳۷۴) مقايسه شده است&lt;br /&gt;در اين دوره ايران با ميانگين سالانه نه هزار و ۲۲۱ عنوان کتاب از ترکيه، مالزی و مصر جلوتر است که هر کدام به ترتيب با شش هزار و ۳۹۴، چهار هزار و ۷۸۳ و دو هزار و ۵۷۴ عنوان کتاب در رتبه های پائين تری قرار دارند&lt;br /&gt;در همين دوره بريتانيا به طور متوسط سالانه ۱۰۵ هزار و ۱۵ عنوان و فرانسه ۵۰ هزار و ۴۵۷ عنوان کتاب منتشر کرده اند که شکاف کشورهای توسعه يافته و در حال توسعه را به خوبی منعکس می کند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110066809165619297?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110066809165619297/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110066809165619297' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110066809165619297'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110066809165619297'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_110066809165619297.html' title='کارنامه ۲۴ ساله نشر در ايران'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110059482872822330</id><published>2004-11-16T01:32:00.000-08:00</published><updated>2004-11-16T00:47:08.730-08:00</updated><title type='text'>توافق هسته ای ايران و اروپا: پيروزی يا عقب نشينی؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;صادق صبا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt; تحليل گر مسائل ايران در بی بی سی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقامات ايران می گويند که در توافق هسته ای با اتحاديه اروپا از خطوط قرمز نظام به هيچوجه عبور نکرده اند و تعليق غنی سازی را صرفا به صورت داوطلبانه و برای کوتاه مدت پذيرفته اند&lt;br /&gt;حسن روحانی، دبير شورای امنيت ملی ايران و مسئول مذاکرات با اروپايی ها و حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، روز دو شنبه 15 نوامبر در دو مصاحبه مطبوعاتی جداگانه اما در بيانی نسبتا مشابه، در توضيح دلايل موافقت ايران با خواسته های اروپا در باره تعليق غنی سازی اعلام کردند که در اين تفاهم نامه حق ايران مبنی بر برخورداری از فن آوری صلح آميز هسته ای تاييد شده است&lt;br /&gt;از اظهارت مقامات ايران چنين بر می آيد که آنها موافقت نامه هسته ای با اروپا را موفقيتی برای ديپلماسی جمهوری اسلامی می دانند&lt;br /&gt;آقای آصفی گفت هيچ حقی از ايران ضايع نشده و تاکيد کرد که تعليق غنی سازی داوطلبانه بوده است&lt;br /&gt;سخنگوی وزارت امور خارجه گفت خط قرمز نظام توقف کامل غنی سازی اورانيوم است و نه تعليق داوطلبانه آن&lt;br /&gt;وی افزود که در متن تفاهم نامه بين دو طرف قيد شده که تعليق غنی سازی يک اقدام الزام آور حقوقی نيست بلکه اقدامی داوطلبانه برای اعتماد سازی است&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اروپا به خواسته های خود رسيده است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;ولی از اظهارات برخی اروپايی ها چنين بر می آيد که آنها در اين موافقت نامه به خواسته های خود دست يافته و جمهوری اسلامی پذيرفته است که کليه فعاليت های غنی سازی اورانيوم را برای مدت نامحدودی متوقف کنند&lt;br /&gt;در طول مذاکرات، گويا مقامات ايرانی تاکيد می کردند که غنی سازی صرفا برای مدت محدودی مثلا شش ماه معلق شود و تعليق کامل نباشد و بعضی فعاليت های هسته ای همچنان ادامه يابد&lt;br /&gt;اما به نظر می رسد که اروپايی ها اين نظرات مقامات ايرانی را نپذيرفتند و در سند نهايی هيچ محدوديت زمانی برای طول دوره توقيف غنی سازی قيد نشده است و ايران بايد همه فعاليت های غنی سازی را متوقف کند&lt;br /&gt;البته اروپايی ها گويا برای راضی نگهداشتن مقامات ايرانی جمله بندی توافق نامه را به گونه ای تنظيم کرده اند که گفته شده تعليق تا زمان ادامه گفتگوها با اروپايی ها ادامه خواهد يافت. از آنجايی که اين مذاکرات می تواند برای مدت طولانی ادامه يابد، اروپايی ها از اين جمله بندی چنين تعبير خواهند کرد که تعليق نا محدود است&lt;br /&gt;مقامات ايرانی همچنين در توجيه موفقيت آميز بودن اين تفاهم نامه هسته ای می گويند که در اين سند حق ايران مبنی بر برخورداری از تکنولوژی هسته ای پذيرفته شده است&lt;br /&gt;ولی بسياری از صاحب نظران می گويند که ايران به عنوان يک عضو پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای (ان پی تی) از سال ها پيش از چنين حقی و به خصوص غنی سازی اورانيوم برخوردار بوده و اين توافق نامه، نه فقط از اين جهت دست آوردی محسوب نمی شود، بلکه ايران با پذيرفتن تعليق غنی سازی از برخی حقوق خود دست برداشته است&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مشکل مقام های ايران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;به نظر می رسد که مقامات ايران برای قبولاندن اين توافق نامه به افکار عمومی داخلی با مشکل مواجه شوند&lt;br /&gt;مقامات ايران البته می توانند ادعا کنند که با پذيرفتن اين موافقت نامه توانسته اند بهانه بزرگی را از دست آمريکا برای اعمال فشارهای بيشتر بر جمهوری اسلامی بگيرند و اين را برای خود يک پيروزی بدانند&lt;br /&gt;در موقع پذيرش پروتکل الحاقی در سال گذشته نيز رهبران ايران آن را يک پيروزی بزرگ برای نظام معرفی کردند و گفتند با اين اقدام توانستند نقشه های به گفته آنان شوم آمريکا عليه جمهوری اسلامی را خنثی کنند&lt;br /&gt;مقامات ايران همچنين می توانند بگويند که در مقابل امتيازی که درباره غنی سازی داده اند، امتيازات بزرگی در زمينه های اقتصادی و سياسی از اروپا گرفته اند. ولی بعضی از صاحب نظران می گويند که امتيازی که ايران داده فوری و نقد است و امتيازاتی که اروپاييان قول آن را داده اند مربوط به آينده و نسيه است&lt;br /&gt;ازاين رو، به نظر می رسد که اين موافقت نامه گروه های تندرو در حاکميت را ناراضی خواهد کرد. چون آنان احساس خواهند کرد که مقامات ايران در مقابل خواسته های غربی ها عقب نشينی کرده و تسليم شده اند&lt;br /&gt;بسياری از ناسيوناليست های ايرانی نيز اين موافقت نامه را فروختن منافع ايران تلقی خواهند کرد. ازنظر آنان غنی سازی اورانيوم و برخورداری از مواهب تکنولوژی هسته ای حق ايران است و آنان خواهند گفت که روحانيون حاکم بر ايران برای حفظ حکومت خود از منافع ملی ايران گذشتند&lt;br /&gt;مخالفان اين موافقت نامه خواهند گفت که رهبران ايران بايد مقاومت می کردند و از ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل هيچ هراسی نمی داشتند. آنها می گويند که آمريکا هيچ تضمينی نداشت که در صورت ارجاع ايران به سازمان ملل حتما موفق می شد که رای کافی برای تحريم های اقتصادی عليه ايران به دست آورد. به خصوص در وضعيت فعلی بازارهای جهانی نفت که قيمت ها از بشکه ای پنجاه دلار فراتر رفته است&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دلايل توافق ايران با اروپا؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اما به نظر می رسد که چند عامل مهم باعث شد که رهبران ايران سرانجام به خواسته های اروپايی ها تن دهند. اولا يک اجماع جهانی عليه فعاليت های هسته ای ايران ايجاد شده بود که ايستادگی در مقابل آن برای جمهوری اسلامی دشوار بود&lt;br /&gt;ثانيا ادامه نتشار گزارش های مربوط به نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی و برگزاری انتخابات بحث انگيز اسفند ماه و ناکام شدن جنبش اصلاحات حکومتی در ايران در مجموع به اعتبار حکومت ايران در سطح بين المللی شديدا صدمه زد و جمهوری اسلامی در وضعيت انزوای جهانی نمی توانست بر مواضع گذشته خود ايستادگی کند&lt;br /&gt;انتخاب مجدد جرج بوش به رياست جمهوری آمريکا نيز دليل ديگری است که رهبران ايران را به سمت امتياز دادن درباره برنامه های هسته ای اين کشور سوق داد. چون اين نگرانی وجود داشت که کسانی در دولت آقای بوش احتمالا در صدد اقدام نظامی عليه حکومت ايران بر آيند&lt;br /&gt;به نظر می رسد که رهبران جمهوری اسلامی و به خصوص آيت الله خامنه ای، رهبر کشور، سرانجام به اين نتيجه رسيدند که برای حفظ نظام اسلامی بهتر است در وضعيت کنونی امتيازاتی در مورد برنامه های هسته ای کشور داده شود تا اين بحران بزرگ برطرف شود&lt;br /&gt;رهبران ايران شايد همچنين محاسبه کردند که اگر در زمينه هسته ای امتيازاتی به اروپايی ها بدهند در آن صورت ممکن است که اروپا در زمينه حقوق بشر، کمتر آنان را تحت فشار قرار دهد&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نگرانی فعالان حقوق بشر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بعضی از فعالان حقوق بشر حتی معتقدند که رهبران ايران عمدا با بزرگ کردن موضوع فعاليت های هسته ای ايران، مساله نقض حقوق بشر در کشور را تحت الشعاع قرار داداه اند. آنها حال نگران اند که موفقيت اروپايی ها در گرفتن امتيازاتی در مورد مساله هسته ای ممکن است که باعث شود آنها ازاين پس زياد روی موضوع حقوق بشر تکيه نکنند.&lt;br /&gt;از سوی ديگر اين موافقت نامه می تواند آمريکا را در موقعيت دشواری قرار دهد. اگر دولت بوش بخواهد همچنان بر سياست قبلی خود مبنی بر متهم کردن ايران به توليد سلاحه ای هسته ای اصرار ورزد، در آن صورت بايد با اين موافقت نامه مخالفت کند و عملا در مقابل اروپا قرار گيرد&lt;br /&gt;البته بسياری از صاحب نظران معتقدند که در وضعيت فعلی که آمريکا با دشواری های زيادی در عراق روبرو است اين موافقت نامه هديه بزرگی از طرف اروپا به دولت جورج بوش است زيرا می تواند فعلا عمده توان خود را بر روی حل مشکلات عراق متمرکز کند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110059482872822330?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110059482872822330/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110059482872822330' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110059482872822330'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110059482872822330'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_110059482872822330.html' title='توافق هسته ای ايران و اروپا: پيروزی يا عقب نشينی؟'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110059394196458260</id><published>2004-11-16T01:30:00.000-08:00</published><updated>2004-11-16T00:32:21.966-08:00</updated><title type='text'>دعوت به حمله به آمريکاييان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt; رهبر يکی از گروه های اسلامگرای تندرو که در آن کشور فعاليت دارد از مخالفان حضور نيروهای خارجی و دولت موقت دعوت کرده است به منظور شکست نيروهای آمريکايی به اقدامی هماهنگ و همه جانبه دست بزنند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابومصعب الزرقاوی، متولد اردن که گروه توحيد و جهاد وابسته به وی مسئوليت موارد متعدد حملات مسلحانه، بمب گذاری انتحاری، ترور، آدم ربايی و قتل گروگان ها در عراق را برعهده گرفته است، ظاهرا در شهر فلوجه مستقر بود اما قبل از آغاز حملات نيروهای آمريکايی توانست از اين شهر بگريزد&lt;br /&gt;وی در يک نوار صوتی، که در يک سايت اينترنتی متعلق به اسلامگرايان تندرو منتشر شده، گفته است که بايد از حمله نيروهای آمريکايی به ساير شهرهای عراق جلوگيری شود&lt;br /&gt;الزرقاوی خطاب به شبه نظاميان مسلح در عراق گفته است که پس از آنکه آمريکاييان فلوجه را به تصرف در آورند، حملات خود را متوجه شبه نظاميان در ساير شهرهای عراق خواهند کرد&lt;br /&gt;در عين حال، وی تاکيد کرده است که "دشمن ضعيف است و توانايی گسترش دامنه عمليات خود را ندارد، بنابراين بايد در حال حاضر از هرسو به آن حمله کرد."&lt;br /&gt;هنوز منابع مستقل تعلق اين نوار صوتی به ابومصعب الزرقاوی را تاييد نکرده اند&lt;br /&gt;همزمان، منابع نظامی آمريکايی گفته اند که عمليات آنان عليه شبه نظاميان مخالف در فلوجه کمابيش به پايان خود نزديک می شود و تعدادی از شبه نظاميان که به مقاومت ادامه می دهند به محلی در حاشيه شهر رانده شده اند و به زودی از ميان خواهند رفت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110059394196458260?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110059394196458260/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110059394196458260' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110059394196458260'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110059394196458260'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_110059394196458260.html' title='دعوت به حمله به آمريکاييان'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110059366600902343</id><published>2004-11-16T01:24:00.000-08:00</published><updated>2004-11-16T00:27:46.010-08:00</updated><title type='text'>کاندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا می شود</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;در پی اعلام استعفای کالين پاول، وزير خارجه آمريکا در روز دوشنبه، مقام های بلندپايه در واشنگتن می گويند که جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، کاندوليزا رايس، مشاور امنيت ملی را برای به عهده گرفتن اين سمت برخواهد گزيد&lt;br /&gt;خانم رايس يکی از نزديک ترين معتمدين آقای بوش به حساب می آيد.&lt;br /&gt;پيشتر در روز دوشنبه کالين پاول، وزير خارجه آمريکا از مقام خود استفعا داد اما گفت تا زمان انتخاب وزير خارجه بعدی در اين سمت باقی خواهد ماند.&lt;br /&gt;مقامات وزارت خارجه آمريکا گفته اند که آقای پاول استعفای خود را روز جمعه (12 نوامبر) تسليم رئيس جمهور کرده بود.&lt;br /&gt;کاخ سفيد گفت که کارنامه چهار ساله آقای پاول به عنوان وزير خارجه نشانگر عملکردی برجسته بوده است و او در اين مدت بر امنيت جهان افزوده و روابط آمريکا با متحدانش را تقويت کرده است.&lt;br /&gt;آقای پاول در جلب حمايت بين المللی برای حمله به عراق، نقش کليدی ايفا کرد.&lt;br /&gt;خبرنگار بی بی سی در واشنگتن می گويد آقای پاول اغلب به عنوان چهره ای ميانه رو که با رئيس جمهور و ساير بخش های دولت در تضاد بود، قلمداد می شد.&lt;br /&gt;در همين حال سه عضو ديگر کابينه آقای بوش نيز استعفای خود را اعلام کرده اند. اسپنسر آبراهام، وزير انرژی، ان ونمان، وزير کشاورزی و راد پيج، وزير آموزش و پرورش روز دوشنبه استعفای خود را اعلام کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای پاول فرزند يک مهاجر جامائيکايی است که برای 35 سال در ارتش آمريکا خدمت کرد و فرمانده نيروهای ائتلاف در جنگ اول خليج فارس بود&lt;br /&gt;آقای پاول به دنبال انتخاب جورج بوش، در سال 2000 ميلادی به عنوان وزير خارجه اين کشور معرفی شد&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;واکنش ها&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;جک استرا، وزير خارجه بريتانيا، به صداقت و خدمات آقای پاول به ديپلماسی جهانی ادای احترام کرده است&lt;br /&gt;وی گفت کار کردن با آقای پاول، که او را فردی منحصر به فرد خواند، برای او لذت بخش بوده است&lt;br /&gt;يوشکا فيشر، وزير خارجه آلمان نيز گفت که کشورش دارای روابط دوستانه ای با وزير خارجه آمريکا بوده است&lt;br /&gt;عمر موسی، دبير کل اتحاديه عرب، آقای پاول را صدای اعتدال در دولت بوش خواند و رهبران فلسطينی ها گفتند اميدوارند کناره گيری او تعهد واشنگتن به تلاش برای صلح در خاور ميانه را تضعيف نکند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110059366600902343?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110059366600902343/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110059366600902343' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110059366600902343'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110059366600902343'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_16.html' title='کاندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا می شود'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110058906035986838</id><published>2004-11-15T23:04:00.000-08:00</published><updated>2004-11-15T23:11:00.360-08:00</updated><title type='text'>متن کامل موافقتانامه ايران واروپا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;موافقت نامه ايران و سه کشور اروپايی بر سر برنامه های اتمی جمهوری اسلامی، عصر دوشنبه 15 نوامبر، منتشر شد.&lt;br /&gt;متن کامل اين موافقتنامه به نقل از ايرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی به شرح زير است&lt;br /&gt;"دولت جمهوری اسلامی ايران و دولتهای فرانسه، آلمان و انگلستان با حمايت نماينده عالی اتحاديه اروپا (سه کشور- اتحاديه اروپا) بر تعهدات مندرج در بيانيه ۲۱ اکتبر۲۰۰۳ تهران تاکيد کردند و تصميم گرفته اند پيشرفت در آينده را بر آن پايه ريزی نمايند&lt;br /&gt;سه کشور- اتحاديه اروپا و ايران تعهد خود را به ان پی تی مورد تاکيد مجدد قرار ميدهند&lt;br /&gt;سه کشور اتحاديه اروپا بر حقوق ايران بر اساس ان پی تی که مطابق با تعهداتش به معاهده و بدون تبعيض اعمال ميشود اذعان ميکنند&lt;br /&gt;ايران مطابق ماده ۲ ان پی تی تاکيد ميکند که به دنبال دستيابی به سلاح های هسته ای نيست و نخواهد بود و خود را به همکاری کامل و شفافيت با آژانس متعهد ميداند. ايران همچنان به صورت داوطلبانه اجرای پروتکل الحاقی را تا زمان تصويب ادامه ميدهد&lt;br /&gt;به منظور اعتماد بيشتر، ايران به طور داوطلبانه تصميم گرفته است که برنامه تعليق (غنی سازی اورانيوم) خود را ادامه و توسعه داده تا شامل تمام فعاليت های مربوط به غنی سازی و بازفرآوری و مشخصا توليد و واردات سانتريفوژهای گازی و قطعات آنها، مونتاژ، نصب، آزمايش و کار کردن سانتريفوژهای گازی، هر گونه اقدام برای جداسازی پلوتونيوم و يا ساخت يا اجرای تاسيسات جداسازی پلوتونيوم و کليه آزمايش ها يا توليد در هر تاسيسات تبديل اورانيوم شود&lt;br /&gt;آژانس از اين تعليق مطلع خواهد شد و از آن دعوت خواهد شد که بر آن نظارت و آن را تاييد کند&lt;br /&gt;تعليق به موقع انجام خواهد گرفت به شکلی که آژانس بتواند قبل از اجلاس نوامبر شورای حکام اجرای آن را تاييد نمايد&lt;br /&gt;تعليق زمانی که مذاکرات برای يک توافق مورد قبول دو طرف در خصوص ترتيبات درازمدت پيش ميرود ادامه خواهد يافت&lt;br /&gt;سه کشور اتحاديه اروپا اذعان دارند که اين تعليق يک اقدام داوطلبانه اعتمادساز است و نه يک الزام حقوقیادامه تعليق مادام که مذاکرات برای يک توافق بلندمدت در جريان است، برای استمرار فرآيند کلی، اساسی خواهد بود&lt;br /&gt;در قالب اين تعليق، سه کشور اتحاديه اروپا و ايران توافق کرده اند که به منظور رسيدن به يک توافق مورد قبول دو طرف در خصوص ترتيبات درازمدت، مذاکرات را آغاز کنند. اين موافقتنامه ضمانت های عينی ارايه خواهد داد که برنامه هسته ای ايران صرفا برای اهداف صلح آميز است و به صورت مساوی تضمين های محکم در همکاريهای هسته ای تکنولوژيکی و اقتصادی و تعهدات محکم در موضوعات امنيتی به دست خواهد داد&lt;br /&gt;يک کميته راهبری تشکيل و گردهم خواهد آمد که اين مذاکرات را در نيمه اول دسامبر۲۰۰۴ آغاز نمايد و گروههای کاری در زمينه های سياسی، امنيتی، تکنولوژی و همکاری هسته ای تشکيل خواهد داد&lt;br /&gt;کميته راهبری مجددا ظرف سه ماه تشکيل جلسه خواهد داد تا گزارش پيشرفت از گروه های کاری دريافت نموده و نسبت به پيشبرد پروژه ها و يا اقداماتی که ميتوانند قبل از يک توافق کلی به اجرا درآيند اقدام خواهد کرد&lt;br /&gt;در قالب توافق حاضر و با توجه به پيشرفتی که در حل مسايل باقيمانده صورت گرفته است سه کشور اتحاديه اروپا از هم اکنون از مديرکل آژانس حمايت ميکنند تا در چارچوب اجرای توافقات پادمان و پروتکل الحاقی چنانچه مقتضی بداند به شورای حکام گزارش نمايد&lt;br /&gt;سه کشور اتحاديه اروپا از مديرکل آژانس حمايت مينمايند که از ايران برای پيوستن به "گروه کارشناسی رويکردهای چندجانبه چرخه سوخت هسته ای" دعوت نمايد&lt;br /&gt;زمانی که تعليق مورد تاييد قرار گيرد، مذاکرات با اتحاديه اروپا در مورد موافقتنامه تجارت و همکاری از سر گرفته خواهد شد&lt;br /&gt;سه کشور اتحاديه اروپا از آغاز مذاکرات پيوستن ايران به سازمان تجارت جهانی به طور فعالحمايت خواهند کرد&lt;br /&gt;صرفنظر از پيشرفت کار در موضوع هسته ای، سه کشور اتحاديه اروپا و ايران بر عزم خود برای مبارزه با تروريسم شامل فعاليت های القاعده و ساير گروه های تروريستی چون ام .ای. کی (سازمان مجاهدين خلق) تاکيد ميکنند. آنها همچنين حمايت مداوم خود ازفرآيند سياسی در عراق با هدف ايجاد يک دولت منتخب قانونی را مورد تاکيد قرار ميدهند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110058906035986838?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110058906035986838/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110058906035986838' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110058906035986838'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110058906035986838'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_110058906035986838.html' title='متن کامل موافقتانامه ايران واروپا'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110051593972319143</id><published>2004-11-15T01:41:00.000-08:00</published><updated>2004-11-15T02:57:07.400-08:00</updated><title type='text'>برخاستن</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;شاملو مي گفت &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;چرا شب‌گير مي‌گريد؟&lt;br /&gt;من اين را پرسيده‌ام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;من اين را مي‌پرسم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;عفونت‌ات از صبري‌ست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;که پيشه کرده‌اي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;به هاويه‌ي ِ وَهن&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;تو ايوب‌اي&lt;br /&gt;که از اين پيش اگر&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;به پاي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخاسته بودي&lt;br /&gt;خضروارت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر قدم&lt;br /&gt;سبزينه‌ي ِ چمني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به خاک&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مي‌گسترد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;و باد ِ دامان‌ات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تندبادي&lt;br /&gt;تا نظم ِ کاغذين ِ گُل‌بوته‌هاي ِ خار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بروبد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;من اين را گفته‌ام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;هميشه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;هميشه من اين را مي‌گويم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;و من مي گويم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;اي كاش&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;خضروارشان به هر قدم....سبزينه ي چمني به خاك مي گسترد...و باد دامانشان تند بادي تا نظم كاغذين گل بوته هاي خار مي روبيد....و اي كاش كه بزرگان را اينگونه رها نمي كردند...هميشه گفته ام اين راو هميشه حصرت خورده ام...شب گير فقط گريسته است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110051593972319143?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110051593972319143/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110051593972319143' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110051593972319143'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110051593972319143'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_110051593972319143.html' title='برخاستن'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110050806684715316</id><published>2004-11-15T01:19:00.000-08:00</published><updated>2004-11-15T00:41:06.846-08:00</updated><title type='text'>اقتصاددانان ايرانی به سياستمداران هشدار دادند</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;جمعی از اقتصاد دانان ايرانی در آستانه انتخابات رياست جمهوری با انتشار بيانيه ای نسبت به بروز پيامدهای ناگوار سياست های اقتصادی هشدار داده و از سياستمداران خواسته اند برای آينده اقتصادی کشور برنامه مشخص ارايه کنند&lt;br /&gt;اين بيانيه، که به امضای يازده ا قتصاددان ايرانی رسيده، در حالی منتشر شده است که برای اولين بار در طی ۲۵ سال گذشته برخی از گروه های سياسی نيز پيشنهاد کرده اند نامزدهای انتخابات رياست جمهوری سال آينده از هم اکنون برنامه و تيم اقتصادی خود را نيز معرفی کنند&lt;br /&gt;تعدادی از امضا کنندگان بيانيه مانند محمد طبيبيان و مسعود نيلی در تدوين برنامه های پنج ساله توسعه بعد از انقلاب مشارکت داشته اند و برخی نيز در دولت محمد خاتمی مسئوليت های اجرايی و مشاوره بر عهده داشته اند&lt;br /&gt;اين گروه از اقتصادانان از سياستمداران انتقاد کرده اند که در مناسبت های انتخاباتی به شکلی نادرست و عباراتی کلی مانند اهميت بهبود اوضاع اقتصادی کشور و توجه به معيشت مردم استفاده را به کار برده اند و گفته اند که "به کار گيری الفاظ کلی به عنوان مفری عامه پسند برای عبور از گذرگاه سخت اعلام مواضع روشن، ديگر قابل قبول نخواهد بود."&lt;br /&gt;جمشيد پژويان، محمد مهدی بهکيش، موسی غنی نژاد، مهدی عسلی، حسن درگاهی، غلامعلی فرجادی، احمد مجتهد، علينقی مشايخی و ابوالقاسم هاشمی از ديگر امضا کنندگان اين بيانيه هستند که معتقدند "جامعه همانند سال های گذشته به شدت گرفتار آفت سياست زدگی است. "&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اقتصاد سياست زده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در اين بيانيه آمده که "در کشور ما طی ساليان گذشته، جهتگيری های سياسی به ويژه در عرصه سياست خارجی، در فضايی آرمان گرايانه، احساسی و مستقل از پيامدهای اقتصادی تعيين و اجرا شده و اقتصاد به صورت منفعل و مغلوب تنها هزينه ها را پرداخته است به ويژه آنگاه که وضعيت درآمدهای نفت مساعد تر بوده، غلبه سياست زدگی بر منطق اقتصادی بيشتر شده است."&lt;br /&gt; در کشور ما طی ساليان گذشته، جهتگيری های سياسی به ويژه در عرصه سياست خارجی، در فضايی آرمان گرايانه، احساسی و مستقل از پيامدهای اقتصادی تعيين و اجرا شده و اقتصاد به صورت منفعل و مغلوب تنها هزينه ها را پرداخته است به ويژه آنگاه که وضعيت درآمدهای نفت مساعد تر بوده، غلبه سياست زدگی بر منطق اقتصادی بيشتر شده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اقتصاد دانان هشدار داده اند که در آستانه نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری، نظام جمهوری اسلامی ديگر نظامی نوپا و جوان به حساب نمی آيد و برای کشوری که مسئوليت های آن در طول زمان تنها در دست افراد معدودی جا به جا شده، هيچ توجيهی برای اعمال آزمون و خطاهای بيهوده و برخاسته از سلايق و ابتکارات خلق الساعه شخصی و بدون پشتوانه علمی وجود ندارد&lt;br /&gt;آنان افزوده اند که "به رغم شکل گيری همگرايی ذهنی بسيار بالا ميان نهاد های مختلف جامعه (دانشگاهيان، روزنامه نگاران، نهادهای مدنی، مديران اجرايی و کارشناسان دولتی) متاسفانه نگرشی در طرف مقابل با شعارگرايی و مطلق نگری همچنان عرصه را بر هدف گذاری های واقع بينانه تنگ می کند."&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مشکلات اقتصادی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اقتصاد دانان فهرستی از مشکلات اقتصادی ايران ارايه کرده اند که به عقيده آنان جامعه را به شدت آسيب پذير کرده است.&lt;br /&gt;کسری بودجه، تورم، ضعف کيفيت و کميت خدمات دولتی، وابستگی به درآمدهای نفتی، فساد اداری و مالی، بيکاری، عقب ماندگی تکنولوژيکی، رقابت ناپذيری محصولات داخلی در مقايسه با محصولات مشابه خارجی، فقر، گسترش آسيب های اجتماعی و نابسامانی های اخلاقی در نتيجه فشارهای اقتصادی، بخشی از مهم ترين مشکلات اقتصاد کشور است.&lt;br /&gt;آنان با انتقاد از برنامه تثبيت نرخ ارز، که از سه سال پيش با پرداخت هزينه سنگينی اجرا شده است، اعلام کرده اند اين برنامه به واسطه تورم و ثابت ماندن درآمدها در مقابل افزايش هزينه ها به گران شدن نسبی محصولات داخلی در مقايسه با محصولات خارجی منجر شده و قدرت رقابت اقتصادی را در عرصه بين المللی کاهش داده است.&lt;br /&gt;به عقيده اقتصاد دانان،‌ حضور و نقش بی چون و چرای دولت در اقتصاد ايران و دخالت های غير قابل پيش بينی در امور بنگاه ها تحت عنوان مبارزه با تورم، جلوی رشد بخشی خصوصی را گرفته و شرکت های دولتی را نيز از منطق اقتصادی دور کرده است&lt;br /&gt; اين گروه بر انزوای کشور در عرصه بين المللی به عنوان منشا بخشی از مشکلات اقتصادی تاکيد کرده و نوشته اند "گروهی تصور می کنند هر چه ايران در انزوای بيشتری باشد نوآوری و خلاقيت بيشتر خواهد بود، از اين رو تعارض با جهان را لازمه رشد تکنولوژی می دانند در حالی که تکنولوژی را بايد در تعامل با صاحبان آن ياد گرفت نه آنکه از نو آفريد."&lt;br /&gt;اين بيانيه تاکيد دارد که به همين دليل"محدود کردن بخش خصوصی با هدف تحقق عدالت اجتماعی و مقيد کرد ن تعامل با جهان خارج با هدف جلوگيری از وابستگی و با ادعای ممانعت از آسيب پذيری فرهنگی، نه تنها به اهداف معهود نرسيده بلکه در زمينه چگونگی حفظ ارزش های فرهنگی و اجتماعی نگرانی هايی را ايجاد کرده است."&lt;br /&gt;به نظر اين گروه از اقتصاددانان، حمايت های بی هدف در سال های گذشته و نداشتن ارتباط سازمان يافته با صنعت جهانی باعث شده بخش عمده ای از محصولات داخلی توان رقابت با محصولات مشابه خارجی را نداشته باشد و اين مسئله‌ در کنار خواست جامعه برای مصرف کالاهای با کيفيت و ارزان قيمت به بروز پديده قاچاق منجر شده است.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;طيف نوين&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اقتصادانان معتقدند در ايران دو نگرش کاملا متفاوت در مورد حکومت و جايگاه آن، مردم و نقش‌ آنها در تعيين سرنوشت کشور و نحوه تعامل با جهان خارج به شکل کاملا مشخص قابل شناسايی است که منشا بخش بزرگی از اين مشکلات به نوع نگرش سياستمداران به دولت و چگونگی اعمال سياست های اقتصادی بر می گردد.&lt;br /&gt;اين تفاوت ديدگاه در باره نقش و جايگاه بخش خصوصی و عدالت اجتماعی نيز وجود دارد که به عقيده اقتصاددانان بزرگترين چالش آينده کشور است.&lt;br /&gt;يک جناح سياسی معتقد به اقتصاد مدرن رقابتی، دموکراسی و تعامل فعال با جهان خارج است و جناح ديگر اقتصاد دولت مدار را در کنار تحديد آزادی های فردی و فضای پرتنش با جهان خارج را در دستور کار دارد&lt;br /&gt; طيف اول به اقتصاد بازار آزاد متکی است و نقش حکومت را به فراهم آوردن خدمات عمومی مانند نظم و امنيت داخلی و خارجی، آموزش و بهداشت عمومی، جلوگيری از کژمنشی و ايجاد يک نظام قضايی اطمينان بخش محدود می داند&lt;br /&gt;دولت تنها بايد به تامين کالاهايی مبادرت بورزد که بخش خصوصی قادر يا مايل به توليد آنها نيست و حضور دولت در فعاليت های خارج از اين محدوده "موجب انحصار، مخدوش شدن نظام قيمت ها و اتلاف منابع و فساد می شود. "&lt;br /&gt;بخش خصوصی نيز حق دارد با پيگيری منافع فردی و برخوداری از حقوق تضمين شده مالکيت، از طريق کارآفرينی به توسعه ظرفيت ها اقدام کند.&lt;br /&gt;بر اساس اين ديدگاه، فقر عمدتا معلول کمبود سرمايه گذاری، فراهم نبودن شرايط مناسب برای فعاليت های بخش خصوصی، نبود نظام تامين اجتماعی هدفمند و نظام مالياتی کارآمد است&lt;br /&gt;طرفداران اين نظريه معقتدند انزوای اقتصادی به محروميت جامعه از دستاوردهای عظيم دنيای مدرن منجر می شود که حاصل آن پايين آمدن بهره وری، عقب ماندگی و فقر است و مردم حق دارند با استفاده از منافع، قابليت ها و توانمندی های شخصی، رفاه خود را افزايش دهند و برای حفظ حقوق فردی نظير آزادی بيان و برخورداری از مطبوعات آزاد، مسئولان را انتخاب کنند&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ديدگاه سنتی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اما نگرش دوم که به نگاه اصولگرايان نزديک است "ديوان سالاری وسيع و دولتی بزرگ را لازمه و ابزار تحقق عدالت اجتماعی می داند. "&lt;br /&gt; در عصری که نه تنها تجارت، بلکه فرآيندهای توليد، تکنولوژی و مديريت نيز جهانی و فرا مرزی شد ه است تعامل با جهان خارج و مشارکت در تقسيم کار جهانی يک ضرورت اجتناب ناپذير برای پيشرفت و توسعه اقتصادی است، انزوا طلبی در مقابل تعامل با جهان خارج، انتخاب عقب ماندگی در برابر پيشرفت است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بيانيه اقتصادداناندر اين نگرش بخش خصوصی منفعل و غير مستقل است و توسعه بخش خصوصی ملازم گسترش فقر و بی عدالتی است و دخالت دولت در توليد، تجارت و اداره بنگاه های اقتصادی با دستورات اداری و ايجاد بنگاه های دولتی از ابزارهای مهم مبارزه با فقر تلقی می شود&lt;br /&gt;بر مبنای اين نظريه، قدرت های اقتصادی دنيا تنها به وسيله چپاول کشورهای در حال توسعه و غارت منابع خام آنها ايجاد شده اند بنابر اين توسعه ارتباط خارجی در هر شکل متضمن اعطای امتياز و از دست دادن استقلال کشور است و تعامل تنها در موارد اجتناب ناپذير که امکان خودکفايی فراهم نشده توصيه می شود&lt;br /&gt;اين گروه توجهی به ديد منفی افکار عمومی جهان نسبت به ملت و کشور ايران ندارد و از هر شرايطی که افکار عمومی جهانی را در مقابل ايران قرار دهد استقبال می کند&lt;br /&gt;حقوق فردی در بهترين حالت موضوعی ثانوی است و مالکيت نيز در کنار ساير حقوق مانند آزادی بيان تنها کارکردی ابزار گرايانه دارد&lt;br /&gt;اقتصاد دانان بعد از ارايه نظرات و ديدگاه های دو طيف موجود در جمهوری اسلامی هشدار داده اند که "در عصری که نه تنها تجارت، بلکه فرآيندهای توليد، تکنولوژی و مديريت نيز جهانی و فرا مرزی شد ه است تعامل با جهان خارج و مشارکت در تقسيم کار جهانی يک ضرورت اجتناب ناپذير برای پيشرفت و توسعه اقتصادی است، انزوا طلبی در مقابل تعامل با جهان خارج، انتخاب عقب ماندگی در برابر پيشرفت است. "&lt;br /&gt;نقل از بي بي سي &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110050806684715316?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110050806684715316/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110050806684715316' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110050806684715316'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110050806684715316'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_15.html' title='اقتصاددانان ايرانی به سياستمداران هشدار دادند'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110050549688030552</id><published>2004-11-14T23:37:00.000-08:00</published><updated>2004-11-14T23:58:16.880-08:00</updated><title type='text'>نگاهی به روابط ايران و ياسر عرفات</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;مرگ ياسر عرفات، رهبر فلسطينيان درست يک روز پيش از آن اعلام شد که سران ايران، مردم اين کشور و ساير مسلمانان جهان را به راهپيمايی معروف به روز قدس دعوت کرده اند که هر ساله در واپسين جمعه ماه رمضان در سراسر ايران برگزار می شود&lt;br /&gt;پيامهای نهادهای مختلف حکومتی ايران برای فراخوان مسلمانان جهان به اين راهپيمايی در شرايطی منتشر می شد که ياسر عرفات آخرين ساعات عمر خود را سپری می کرد اما در اين پيامهای هيچ اشاره ای به نقطه عطف بزرگی که فقدان رهبری چون ياسر عرفات برای جنبش فلسطينيان پديد می آورده نشده بود&lt;br /&gt;مرگ ياسر عرفات در ايران، به عنوان کشوری که سرمايه گذاری سنگين سياسی و مالی بر مبارزات فلسطينيان عليه اسرائيل کرده، با واکنش سردی مواجه شد و صدا و سيمای ايران نيز که با حرارت، برنامه های راهپيمايی روز قدس را اعلام می کند در اخبار و گزارشهای خود اهميت چندان زيادی برای خبر مرگ ياسر عرفات قائل نشد&lt;br /&gt;اين در حالی است که در زمانی که نطفه حکومت جمهوری اسلامی در ايران در حال بسته شدن بود، ياسر عرفات به عنوان رهبر جنبشی که آزادی قبله نخست مسلمين را شعار خود ساخته بود، الهام بخش انقلابيون ايران و نزديکترين متحد خارجی آنان به شمار می رفت&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;پايگاههای سازمان آزاديبخش فلسطين در کشورهای مختلف عربی، پناهگاه و آموزشگاه نظامی تعداد زيادی از انقلابيون ايران بود که برخی از آنان پس از انقلاب به مقامهای بالايی رسيدند&lt;br /&gt;ياسر عرفات نخستين شخصيت سياسی خارجی بود که بلافاصله پس از پيروزی انقلاب ايران به اين کشور سفر کرد و با استقبال گرم رهبر ايران مواجه شد&lt;br /&gt;گفته می شود که حتی ابتکار تأسيس سپاه پاسداران برای پيشگيری از خطر احتمالی فرماندهان ارتش که سوگند وفاداری به شاه خورده بودند را او به آيت الله خمينی رهبر وقت ايران پيشنهاد داد، حتی چفيه ای که ياسر عرفات به سر می بست و آراسته به نقش سيم خاردارهای اردوگاههای فلسطينيان بود هنوز هم الهام بخش بسيجيان است و به نمادی مقدس بدل گشت&lt;br /&gt;ماه عسل ياسر عرفات و انقلابيون ايران چندان به طول نينجاميد، با وقوع جنگ ايران و عراق، ياسر عرفات که هم از لحاظ ايدئولوژيک و هم از لحاظ قومی نزديکی بيشتری به رهبر چپگرای عراق داشت، صدام حسين را به آيت الله خمينی ترجيح داد و از موضع عراق در جنگ با ايران اعلام حمايت کرد&lt;br /&gt;ايران دلخور از عرفات، پشتيبانی از گروههای مخالف ياسر عرفات را در صفوف فلسطينيان را پيشه خود ساخت و حمايت آشکار خود را نصيب گروههای اسلامگرای حماس و جهاد اسلامی کرد که تندترين مواضع را در مقابل عرفات داشتند&lt;br /&gt;اصرار عرفات بر پشتيبانی از صدام حسين بعدها با حمله عراق به کويت و وقوع جنگ خليج فارس به خشم بخش عمده جهان عرب عليه او و کاسته شدن حمايت مالی دولتهای ثروتمند عرب خليج فارس برايش انجاميد&lt;br /&gt;پس از آن، عرفات نشستن بر سر ميز مذاکره با اسرائيليها را به اسلحه کشيدن به روی آنان ترجيح داد و با بستن پيمان صلح با اسحاق رابين، نخست وزير وقت اسرائيل، بيش از پيش خود را از چشم رهبران ايران انداخت که پس از آن، همواره در ياد کردن از ياسر عرفات، تعابيری بسيار تند عليه او در سخنان خود به کار گرفتند و به خيانت به مسلمين و آرمان فلسطينيان متهمش کردند&lt;br /&gt;دولت خودگردان فلسطينی که بر اساس پيمان صلح عرفات با رابين به رياست او تشکيل شد، همچون دولت اسرائيل، هيچگاه در ايران به رسميت شناخته نشد و رسانه های رسمی ايران از آن با عنوان تشکيلات خودگردان يا حتی تشکيلات عرفات ياد می کنند&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;روی کار آمدن دولت اصلاح طلب محمد خاتمی که تنش زدايی را شعار سياست خارجی خود قرار داده بود، اميدی برای آشتی ميان ايران و عرفات ايجاد کرد و سفر ياسر عرفات به تهران برای شرکت جستن در نشست سران دولتهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی که چند ماه پس از روی کار آمدن محمد خاتمی در تهران برگزار شد و نحوه استقبال از او اين اميد را تقويت کرد&lt;br /&gt;بخش عمده ای از اصلاح طلبان بر اين باور بودند که ايران برای حل مشکلات خود با غرب بهتر است به جای حمايت از آن دسته از گروههای فلسطينی که در ديد دولتهای غربی، تروريست محسوب می شدند، نزديکی به دولت عرفات را که در غرب نيز به رسميت شناخته شده بود پيشه خود سازد&lt;br /&gt;مطبوعات نوپای اصلاح طلب موضع نرمتری نسبت به بحران فلسطين اتخاذ کردند، به همان گونه که واژه "رژيم صهيونيستی" و "روند سازش" در اين مطبوعات جای خود را به "اسرائيل" و "روند صلح" داد و ياسر عرفات و موضع او در تلاش برای دستيابی به صلح با اسرائيل نيز از نگاهی مثبت مورد ارزيابی قرار گرفت&lt;br /&gt;اين مطبوعات بعدها تاوان اين ارزيابيها را پس دادند&lt;br /&gt;عبدالله نوری، چهره برجسته اصلاح طلب به دليل چاپ مقالاتی در روزنامه اش، "خرداد" که از آنها به "حمايت از اسرائيل" تعبير شده بود به محاکمه کشانده شد و بلندپايه ترين زندانی ايرانی شد&lt;br /&gt;مخالفت شخص رهبر انقلاب با ياسر عرفات و تشکيلات تحت رهبری اش نيز باعث شد که رويکرد نزديکی دستگاه سياست خارجی محمد خاتمی به دولت خودگردان فلسطينی هيچگاه از حد مشخص و محدودی فراتر نرود&lt;br /&gt;آمريکا و اسرائيل که در واپسين ماههای زندگی عرفات، بر اين موضع بودند که تا وقتی که رهبری فلسطينيان با اوست اميدی به يافتن راه حلی صلحجويانه برای بحران فلسطين وجود ندارد، اکنون به مرگ عرفات به عنوان فرصتی برای جانشينان او می نگرند که روند صلح خاورميانه را احيا کنند&lt;br /&gt;در ايران نيز بايد ديد که مرگ عرفات چگونه فرصتی تلقی می شود و آيا رهبران ايران همچنان سياست پيشين خود را در مقابل دولت خودگردان فلسطينی ادامه خواهند داد يا اينکه عرفات با به گور بردن دلخوريهايی که ايران از او داشت سبب خواهد شد ايرانيان موضع تازه و مثبتی در مقابل تشکيلات رسمی فلسطينی اتخاذ کنند&lt;br /&gt;اين گمان نيز مطرح است که جانشينان عرفات در پيشگيری از بروز شکاف در صفوف فلسطينيان در شرايط بحرانی کنونی، گروههای نزديک به ايران را نيز در اداره سرزمينهای فلسطينی سهيم سازند که در آن صورت، انتخابهای ايران را در تعيين موضع در قبال دولت فلسطينی، محدودتر سازند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110050549688030552?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110050549688030552/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110050549688030552' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110050549688030552'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110050549688030552'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_110050549688030552.html' title='نگاهی به روابط ايران و ياسر عرفات'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110050406114317390</id><published>2004-11-14T23:21:00.000-08:00</published><updated>2004-11-14T23:34:21.143-08:00</updated><title type='text'>انفجار مرگبار معدن در مازندران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;بر اثر انفجارى که بامداد شنبه (سيزدهم نوامبر) در معدن ذغال سنگ روستاى "طارم واز تنگه" از توابع چمستان نور در استان مازندران در شمال ايران رخ داد، دست کم شش تن از کارگران اين معدن جان خود را از دست دادند و دو کارگر ديگر نيز بشدت زخمی شدند.&lt;br /&gt;دليل اين انفجار، بسته شدن ورودى تونل معدن و تجمع گاز اعلام شده که به گفته رئيس جميعت هلال احمر نور، بر اثر سهل انگارى کارگران معدن و رعايت نکردن مسائل ايمنى و فنى رخ داده است.&lt;br /&gt;اواسط تابستان گذشته نيز انفجار مشابهی در يکی ديگر از معادن ذغال سنگ همين منطقه به کشته شدن هفت نفر و زخمی شدن پنج نفر انجاميد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;معلوم نيست كه تا كي بايد جان انسانها به صورتهاي فله اي و تك تك در اين مملكت گرفته شود...پس كي مي خواهيم به علم روز مجهز شويم...معلوم نسيت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110050406114317390?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110050406114317390/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110050406114317390' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110050406114317390'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110050406114317390'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_110050406114317390.html' title='انفجار مرگبار معدن در مازندران'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110050239233588193</id><published>2004-11-14T22:56:00.000-08:00</published><updated>2004-11-14T23:06:32.336-08:00</updated><title type='text'>اختلاف بر سر اعلام زمان عيد فطر بر سر چيست؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;امسال نيز همچون سالهای گذشته، زمان پايان ماه روزه داری مسلمانان و عيد فطر، يکی از دو عيد مهم اسلامی، در روزهای متفاوتی در کشورهای مختلف گرامی داشته می شود.&lt;br /&gt;حتی در دنيای فارسی زبان، در حالی که افغانها در حال جشن گرفتن عيد فطرند،  مردم تاجيکستان آخرين روز ماه رمضان را می گذرانند و در ايران مردم به انتظار نشسته اند تا مراجع مذهبی و دولتی از ديده شدن هلال ماه نو خبر دهند&lt;br /&gt;موضوع اختلاف بر سر اعلام زمان عيد فطر که در همه کشورهای اسلامی روز تعطيل ملی است، پرسشهای بسياری ميان مردم بر انگيخته و از آنجا که مشخص شدن زمان اين عيد به پديده نجومی بيرون آمدن ماه از زير سايه زمين (محاق) وابسته است، بسياری اين سؤال را مطرح می کنند که &lt;strong&gt;در اين روزگار که بشر قادر به سياحت در فضاست و کوچکترين حرکت اجرام آسمانی و تحولات کيهانی را از سالها قبل با دقت بسيار بالا محاسبه و پيش بينی می کند، آيا نمی توان با محاسبه دقيق، زمان فرارسيدن عيد فطر را از پيش در تقويمها مشخص ساخت و تکليف مردم را برای برنامه ريزيهايی که بر اساس اين روز تعطيل ملی انجام می دهند معلوم کرد.&lt;br /&gt;&lt;em&gt;دکتر ايرج ملک پور&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; از مؤسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران که بيش از ربع قرن مسئوليت رسمی محاسبه و تعيين اوقات شرعی و مناسبتهای زمانی را در تقويم ايرانی به عهده داشته است می گويد &lt;strong&gt;&lt;em&gt;که ايرانيان بر اساس مدارک تاريخی که به دست آمده از چهارهزار سال پيش توانايی محاسبه دقيق زمان آغاز و پايان ماهها و تدوين قمری را داشته اند و اکنون نيز می توانند بدقت زمان خروج ماه از محاق را از لحاظ نجومی محاسبه و اعلام کنند&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;اما آيت الله سيد فاضل ميلانی که نمايندگی آيت الله سيستانی، مرجع بزرگ شيعه را در لندن عهده دار است، می گويد مشکلی که بر سر تعيين زمان عيد فطر پيش می آيد ناشی از اختلاف نظر ميان فقها و مراجع دينی است، نه بر سر ابزار و شيوه علمی تشخيص اين زمان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته آيت الله ميلانی، اختلاف دراين زمينه بر سر دو پديده موسوم به "تولد ماه" و "رؤيت ماه" است&lt;br /&gt;تولد ماه به معنای لحظه ای است که ماه از محاق خارج می شود و رؤيت ماه زمانی است که ماهی که از محاق بيرون آمده عملاً قابل رؤيت، يعنی ديدن باشد&lt;br /&gt;از تولد تا رؤيت ماه معمولاً دوازده تا چهارده ساعت به طول می انجامد&lt;br /&gt;آيت الله ميلانی می گويد که برخی از فقها، بويژه فقهای اهل سنت هنگامی که از تولد ماه نو اطلاع حاصل می کنند پايان ماه رمضان و فرارسيدن عيد فطر را اعلام می کنند، در حالی که اکثريت قريب به اتفاق فقهای شيعه زمان رؤيت ماه نو را هنگام فرارسيدن عيد فطر می دانند&lt;br /&gt;به گفته آيت الله ميلانی، فقهای شيعه در عين حال بر سر اينکه رؤيت ماه نو در هر نقطه برای چه حوزه جغرافيايی معتبر است اختلاف دارند: به باور برخی از آنان همين که افراد معتبر در جايی ديده شدن ماه نو را شهادت دهند، در همه جا عيد فطر اعلام می شود، در حالی که برخی ديگر معتقدند که ديده شدن ماه نو در هر منطقه تنها برای آن منطقه و نواحی نزديک به آن اعتبار دارد.&lt;br /&gt;اين اختلاف نظر همه ساله اعلام زمان عيد فطر را در ايران دچار معما و سردرگمی می کند.&lt;br /&gt;اينکه در ايران، آيت الله خامنه ای هم در جايگاه مرجعيت دينی قرار گرفته و هم مرجع سياسی است، باعث شده است که وی تصميم گيرنده نهايی در مورد زمان فرارسيدن عيد فطر باشد و اين در حالی است که ديگر مراجع شيعه در خارج يا داخل ايران ممکن است با نظر آيت الله خامنه ای در مورد تعيين زمان عيد فطر همعقيده نباشند و اين موضوع برای مردم سردرگميهای اعتقادی نيز ايجاد می کند.&lt;br /&gt;در اين ميان، اين پرسش نيز مطرح می شود که چرا در کشورهای سنی مذهب که موضوع رؤيت ماه را کنار گذاشته و پديده نجومی تولد ماه را مبنا قرار داده اند که برای تمامی کره زمين در يک لحظه رخ می دهد، باز هم عيد فطر در زمانهای مختلف اعلام می شود.&lt;br /&gt;دکتر ايرج ملک پور معتقد است که کشورهای عربی و بويژه عربستان سعودی که برای مسلمانان سنی مذهب به نوعی مبنا و مرجع محسوب می شود، محاسبات نجومی برای تشخيص آغاز ماه نو را بدرستی و دقت صورت نمی دهند.&lt;br /&gt;وی می گويد که در سال 1355 گروهی از کارشناسان از سوی دربار عربستان سعودی به ايران آمدند تا بررسی کنند که چرا ايران در تقويم قمری از عربستان سعودی پيروی نمی کند و هنگامی که اين کارشناسان به دستور دربار ايران با کارشناسان ايرانی نشستی در گروه رياضی دانشکده علوم دانشگاه تهران برگزار کردند، برايشان مشخص شد که تقويم قمری ايرانی از تقويم قمری عربستان سعودی درست تر و دقيقتر است.&lt;br /&gt;آيت الله ميلانی نيز می گويد که نهادی به عنوان رابطة العالم الاسلامی که در شهر مکه در عربستان سعودی استقرار دارد زمانی نمايندگان همه کشورهای اسلامی را گردهم آورد و در اين گردهمايی تصميم گرفته شد که از آن پس عيد فطر در همه اين کشورها همزمان اعلام شود اما باز هم در سالهای بعد هر کشوری برای خودش زمان جداگانه ای را به عنوان عيد فطر اعلام کرد و سرانجام با گذشت هيجده سال از زمان تصميمی که در گردهمايی مکه گرفته شد، اين تصميم بی سرانجام ماند و بنابر اين شد که هر کشور به تشخيص خودش عمل کند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110050239233588193?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110050239233588193/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110050239233588193' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110050239233588193'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110050239233588193'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_14.html' title='اختلاف بر سر اعلام زمان عيد فطر بر سر چيست؟'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-110007307733510913</id><published>2004-11-09T23:39:00.000-08:00</published><updated>2004-11-10T00:16:11.746-08:00</updated><title type='text'>حالم بهم خورد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;بيشعور..نفهم....عوضي....كثيف...ارواح كلت مديري...يك ربعه رفتي تو دستشويي داري فين ميزني كه صداش تا بيرونه واحد داره مي آد حالم بهم خورد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-110007307733510913?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/110007307733510913/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=110007307733510913' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110007307733510913'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/110007307733510913'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_09.html' title='حالم بهم خورد'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-109982787376132896</id><published>2004-11-07T02:26:00.000-08:00</published><updated>2004-11-07T03:44:33.763-08:00</updated><title type='text'>وضعيت مذاکرات اتمی ايران با سه قدرت عمده اروپايی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;هفته نامه اکونوميست در آخرين شماره خود مطلبی دارد در خصوص برنامه های هسته ای ايران و رابطه اين کشور با اتحاديه اروپا و آمريکا در چهارچوب اين برنامه ها.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اکونوميست در ابتدای مقاله می پرسد چرا ایران که همیشه نگران به تاراج رفتن منابع ملی توسط خارجیان است، در برابر قرارداد پرسودی که چین با ایران برای خرید نفت و گاز امضاء کرد واکنش نشان نداده است؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در پاسخ این هفته نامه به قدرت وتوی چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد اشاره می کند و می نويسد ایران در واقع با واگذار کردن این قراردادها حمایت چین را خریده است&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;اکونوميست به &lt;strong&gt;حمایت روسیه از ایران&lt;/strong&gt; هم اشاره می کند و می نویسد به همین دلیل است که فرانسه، بریتانیا و آلمان در تلاشند ایران را متقاعد به توقف غنی سازی اورانیوم کنند تا کار اصلا به شورای امنیت سازمان ملل متحد نکشد.&lt;br /&gt;این هفته نامه به خواست ایران اشاره می کند که عبارت است از به رسمیت شناخته شدن حق ایران برای تلاش جهت رسیدن به فن آوری هسته ای، اما ادامه می دهد آمریکا هم نگران آن است که ایران تحت پوشش چنین حقی، مخفیانه به تولید سلاح اتمی مبادرت کند.&lt;br /&gt;اکونوميست می نویسد اروپایی ها امیدوارند بتوانند با یک معاهده تازه، بدون موارد مبهمی که دوباره منجر به سوء استفاده شود، جلوی فعالیت های اتمی ایران را بگيرند، اما مذاکره کنندگان ایرانی زیرکتر از آن بوده اند که چنین مسائلی را بپذیرند.&lt;br /&gt;این هفته نامه به تصویب کلیات ملزم ساختن دولت ایران به دنبال کردن برنامه هسته ای از سوی مجلس اشاره می کند و می نویسد موارد این چنینی باعث شده که &lt;strong&gt;مذاکره کنندگان ایرانی در گفتگوها اشاره کنند که از سوی تندروهای داخل ایران هم تحت فشار قرار دارند&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;اکونوميست پیشنهادات اروپا به ایران، مثل حمایت از درخواست ایران برای عضویت در سازمان تجارت جهانی و یا فروش نیروگاه آب سبک به ایران را چندان دندانگیر نمی داند و درنهایت می نویسد به نظر می رسد&lt;strong&gt; فقط آمریکا بتواند جلوی برنامه های غنی سازی اورانیوم و پردازش مجدد سوخت ایران را بگیرد.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;اما این هفته نامه اعتقاد دارد تاکنون آمریکا از قدرت بالقوه خود در این راه استفاده نکرده و می نویسد: حمله نظامی به ایران یا تاسیسات هسته ای آن، چه توسط آمریکا و چه اسرائیل، کاری بسیار پرخطر است و ممکن است یک حمله هسته ای از سوی ایران را در پی داشته باشد.&lt;br /&gt;همچنین اکونوميست به قدرت ایران در به آشوب کشاندن افغانستان و عراق از طریق شیعیان ساکن این دو کشور اشاره می کند و مقاله را اینطور پایان می دهد که تا زمانی که ایران، اسرائیل و آمریکا را دشمن بالقوه فرض می کند، متوقف کردن تلاش ایران برای دستیابی به یک سپر حفاظتی اتمی ممکن نیست.&lt;br /&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-109982787376132896?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/109982787376132896/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=109982787376132896' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109982787376132896'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109982787376132896'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_07.html' title='وضعيت مذاکرات اتمی ايران با سه قدرت عمده اروپايی'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-109975178874384652</id><published>2004-11-06T03:49:00.000-08:00</published><updated>2004-11-06T06:36:28.743-08:00</updated><title type='text'>به ياد پازولينی، سينماگر و شاعر </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;دوم نوامبر، سالروز درگذشت پير پائولو پازولينی (1922-1975)، شاعر، نظريه پرداز و سينماگر بزرگ ايتاليائی است.&lt;br /&gt;پازولينی در 1922 در بولونيا به دنيا آمد. او از فيلمسازان نسل دوم سينمای بعد از جنگ ايتاليا است که علاوه بر فيلمسازی، در نوشتن رمان، شعر و نقدهای سينمائی و فرهنگی نيز دست داشته است.&lt;br /&gt;سينمای پازولينی آميزه ای از شعر، استعاره، اسطوره شناسی، روان شناسی و ديالکتيک مارکسيستی است.&lt;br /&gt;از نئورئاليسم تا خلق سبکی تازه&lt;br /&gt;وی فعاليت اش را در سينما با نوشتن فيلمنامه « شب های کابيريا» برای فدريکو فلينی آغاز کرد. بعد به ساختن چند فيلم نئورئاليستی پرداخت اما خيلی زود از اين مکتب جدا شد و رويکرد ويژه اش را در سينما در پيش گرفت.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;فيلم « انجيل به روايـت متی» او هنوز زيباترين و غير متعارف ترين روايتی است که تا کنون از زندگی عيسی مسيح در سينما ارائه شده است. تمام فيلم با بازيگران غير حرفه ای و در لوکيشن های بديع و خيره کننده فلسطين فيلمبرداری شده است.&lt;br /&gt;بسياری از فيلم های پازولينی، اقتباس های مدرن از آثار کلاسيک ادبی جهان اند که با تاويل ويژه او ارائه شده اند، آثاری چون: « اديپ شهريار»، « مده آ»، « دکامرون»، « افسانه های کانتربری»، و« هزار و يکشب».&lt;br /&gt;آخرين فيلم پازولينی قبل از مرگ، فيلمی است با نام« سالو» يا « صدوبيست روز سودوم» که پازولينی فيلمنامه آن را با کمک رولان بارت بر اساس داستان غريب و پورنوگرافيک مارکی دوساد نوشته است و بيانيه ای است عليه فساد اخلاقی فاشيسم ايتاليا.&lt;br /&gt;پازولينی در 1975 در اوستيا در نزديکی رم، به دست جوانی به قتل رسيد که مدعی شد پازولينی قصد تجاوز به او را داشته است. اما بسياری معتقدند که قتل او مشکوک و به دليل انگيزه های سياسی بوده است.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سينمای شعر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;پازولينی نه تنها يک فيلمساز برجسته، بلکه شاعری بزرگ و نظريه پرداز معتبر سينما نيز بود. مقاله « سينمای شعر» که او در ژوئن 1965 در نخستين فستيوال فيلم پزارو قرائت کرد و در اکتبر 1965 در نشريه « کايه دو سينما» منتشر شد، يکی از مهم ترين مقاله هائی است که در باره ماهيت شعرگونه سينما و زيبائی شناسی آن نوشته شده و از اعتبار آکادميک و تحليلی بسياری برخوردار است.&lt;br /&gt;در اين مقاله، پازولينی، با رويکردی نشانه شناسانه و زبان شناسانه ارتباط سينما را با شعر، واقعيت و رويا بررسی کرده است. در قسمتی از اين مقاله پازولينی در باره ماهيت شعر گونه سينما، چنين می نويسد:&lt;br /&gt;« ... سينما يا زبان تصوير- نشانه ها، طبيعتی دوگانه دارد. اين زبان هم بسيار ذهنی است و هم بی نهايت عينی (عينيتی که در تحليل نهائی نوعی طبيعت گرائی زايل نشدنی است). اين دو جنبه بنيادين به يکديگر عميقا وابسته اند، چنانکه نمی توان آنها را، حتی برای تجزيه و تحليل، از هم جدا کرد. کارکرد ادبی نيز طبيعتی دوگانه دارد، اما دو وجه آن از يکديگر قابل تشخيص اند: يک زبان« شعر» وجود دارد و يک زبان « نثر»، که چنان با هم متفاوت اند که دو تاريخ متمايز دارند. من با واژه ها به دو صورت می توانم کار کنم و حاصل کارم يا« شعر» است يا « نثر». اما با تصاوير، دست کم در حال حاضر، تنها می توانم به خلق سينما بپردازم.»&lt;br /&gt;در اين مقاله پازولينی، « سگ آندولسی» بونوئل را نمونه برجسته ای از ماهيت شاعرانه سينما می داند که در آن بونوئل، از سوررئاليسم در حد کمال سود می جويد.&lt;br /&gt;به اعتقاد پازولينی، « شمار اندکی از آثار ادبی يا نقاشی متعلق به اين مکتب (سوررئاليسم) را می توان با « سگ آندولسی» مقايسه کرد، زيرا در غالب اين آثار کيفيت شاعرانه سخت آسيب ديده است.»&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اشعار سروده شده در رم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;« اشعار رمی» نام مجموعه ای از اشعار پازولينی است که در فاصله سالهای 1964 تا 1981 به طور پراکنده در نشريات مختلف ايتاليائی به چاپ رسيده اند. اين مجموعه اشعار برای نخستين بار بوسيله لورنس فرلينگتی و فرانچسکا والنته به انگليسی ترجمه شده و در 1986 با حمايت وزارت امور خارجه ايتاليا و توسط City Lights Books ناشر امريکايی در سانفرانسيسکو، منتشر شده است.&lt;br /&gt;مقدمه کوتاهی از آلبرتو لاتوادا در معرفی شعر پازولينی کتاب را همراهی می کند. اشعار پازولينی در عين حال که عميقا شخصی اند، اما ارتباط تنگاتنگی با بحران های سياسی قرن او دارند. او در 1949، پس از اينکه حزب کمونيست ايتاليا او را به خاطر هموسکسوال بودن و به اتهام « ابتذال اخلاقی و سياسی» از حزب اخراج کرد، به رم گريخت.&lt;br /&gt;اين گزيده اشعار که از نخستين شعر های مربوط به روز های فقر و دربدری اش در حومه های رم، تا آخرين اشعارش را در بر می گيرد که با نگاهی آرزومند وحسرت بار به زادگاهش فريولی سروده شده است، اساس نگرش شاعرانه و سينمائی پازولينی را به زندگی مدرن ايتاليائی که در نظر او يک دوزخ بود، تشکيل می دهد.&lt;br /&gt;از زبان لاتوادا در باره او چنين می خوانيم: « پير پائولو پازولينی، مهمترين شاعر ايتاليائی نيمه دوم اين قرن است. يک شاعر، با ارزش تر از شاعر ديگر نيست، اما پازولينی با نيروئی قوی تر از ديگران شعر گفته است... وی در دوره ای می زيست که مصيبت بارترين دوره ايتاليا بود، يعنی به هنگام وقوع يک فاجعه واقعی، پس از شکست نظامی، با دو ارتش خارجی که بر روی خاکش با يکديگر می جنگيدند. در همان زمان، انقلاب صنعتی، ميليون ها تن را که پازولينی خود يکی ازآنها بود و به آنها عشق می ورزيد، از تمدن روستايی جدا کرد و به شهرها کشاند. مويه بر سرزمين تباه شده، دلسرد و فرسوده و نوستالژی فرهنگ روستائی دو تم برجسته در شعرهای پازولينی اند. شعر پازولينی از راهی دور می آيد، از دورترين اعماق ادبيات ايتاليا، از دانته و پترارک که مثل پازولينی از بدبختی های ايتاليا گفتند.»&lt;br /&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;**&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;اميدوارم خودم بتونم درآينده بيشتر از پازوليني بگم &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-109975178874384652?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/109975178874384652/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=109975178874384652' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109975178874384652'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109975178874384652'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post_06.html' title='به ياد پازولينی، سينماگر و شاعر '/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-109955440794160054</id><published>2004-11-03T23:13:00.000-08:00</published><updated>2004-11-04T00:01:32.126-08:00</updated><title type='text'>اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;اين جمله زيبا همان طور كه مستحضر هستيد از بنيان گذار فقيد و ابله جمهوري اسلامي است كه اين بنده حقير سالها بود كه از روي خامي و جواني و بي تجربگي معناي ژرف و عظيم اين جمله را نمي دانستم و به تازگي روزي مشغول رانندگي بودم كه يهو فهميدم و آنقدر خوشحال شدم كه نزديك بود تصادف كنم...گرچه اگر اينگونه مي شد شهيد محصوب مي شدم چرا كه در حال فكر به اسلام بودم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;****&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;و اما معناي فلسفي و عميق اين جمله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;اصولا بايد افتخار و منزلت اصلي را براي صفويان قايل شد...چرا در روزگاراني كه اين فرنگيهاي نا مسلمون ،عرق خور، بي حيا و بي ناموس در حال انقلاب فكري و آغاز راهي بودند كه امروز به اينجا ختم شده ما در راهي بهتر رفتيم براي آنكه خود را در اين دنيا نابود كنيم تا درآن دنيا كه پدرسوخته آتيش ميگيرن ما حال كنيم و 4 تا حوري خوشگل و ناز بندازن توبقلمون و از تو جوب به ما شير و شراب بدهند....البته لازم به ذكر است كه براي اينكه خيلي از اين قضيه مطمئن نبوديم گفتيم حالا يواشكي شرابمون را مي خوريم...نفري يه 7-8 تا زن هم ميگيريم ولي خوب به كسي چيزي نميگيم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;خلاصه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;گفتيم كه چه كنيم كه بتونيم به اين ملت احمق بفهمونيم كه ما بر خقيم و اين فرنگيهاي....نه حق و اين طوري بود كه يه پروژه اي تعريف كرديم از انواع حقه ها و پدرسوخته گري ها(البته ما نيت خير داشتيم ...چرا كه اين مردم كه صلاح خودشون را نميفهمن و يهو ديدي كارهاي فرنگيها را ديدن و خوششون اومد...اون وقت ما چه غلي مي كرديم ...كي ميخواست نون ما را بده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;خلاصه يكي از بهترين حقه ها همين محرم و صفر و ماه مبارك رمضان و شب قدر و ... بود كه جونم براتون بگه كه حسابي كارساز شد و هر چقدر هم اين منورالفكرها و چپي ها سعي كردن كه دست مارو رو كنن نتونستن و اين نبوغ مارو در بي شرفي نشون ميده و در ضمن قانوني مي تونه باشين كه اگه خواستين پدر سوختي بازي از اين گونه در بيارين حتما بايد بي شرف باشين و در ضمن سعي كنيد ياران خود را از انسانهايي انتخاب كنيد كه از زيره بته دراومده باشن تا كارتون راحتتر باشه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نتيجه آنكه اگر اين مزخرفات را به گوش اين ملت بد بخت و بيچاره نبسته بوديم الان اين همه افتخار نصيب اين ملت نبود تازه شهاب3 هم ساختيم &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;ان شاءالله در آينده باز هم از اين روشنگري ها خواهم كرد ...چرا كه بنده به اين نتيجه رسيده ام كه اين همه زحمتي كه برادران ما براي اين مردم &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;كشيدن حيفه كه نگفته بمونه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;از اين به بعد مي تونيد بگين كه اين رمضان است كه اسلام را زنده نگه داشته است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-109955440794160054?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/109955440794160054/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=109955440794160054' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109955440794160054'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109955440794160054'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/11/blog-post.html' title='اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-109818161330557569</id><published>2004-10-19T01:46:00.000-07:00</published><updated>2004-10-19T03:26:53.306-07:00</updated><title type='text'>سرمقاله</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;نكات بسيار مهمي بود كه دلم نيومد به حضورتون عرض نكنم ...ولي در ابتدا بخاطر ارتباط با متن لازم است كه اصل سرمقاله روزنامه وزين رسالت كه امروز28/7/1383به چاپ رسيده است را بياورم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;بسم الله الرحمن الرحيم &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;سه كشور انگليس , فرانسه و آلمان پس از اجلاس سران 8 كشور صنعتي ماموريت يافته اند تا ضمن مذاكره با جمهوري اسلامي ايران , توقف كامل و هميشگي چرخه توليد سوخت اتمي را به مسئولين ايراني تحميل كنند. اگرچه قبل از برپائي اجلاس « جي ـ 8 » هم اتحاديه اروپا با اتخاذ موضع وقيحانه اي انتخاب سياست « چماق و هويج » را رسما اعلام كرد , لكن پس از تشكيل اجلاس مزبور , سعي شده به اين سياست , يك بعد جهاني داده شود تا ديگر فقط يك طرح اروپائي قلمداد نگردد. خوبست در موقعيت كنوني , مروري بر روند تحولات گذشته داشته باشيم تا به اين جمع بندي روشن برسيم كه اتحاديه اروپا تا چه اندازه بيشرمانه در قبال ما عمل كرده است . انگليس , فرانسه و آلمان ابتدا خود را « ميانجي بيطرف » معرفي كردند و چنين وانمود ساختند كه گويا در صدد رفع مشكل هستند ولي واقعيت اين بود كه آنها جمهوري اسلامي ايران را « وجه المصالحه » قرار دادند و از اين طريق , مسائل و مشكلات خود با آمريكا را حل و فصل كردند. دقيقا به همين دليل بود كه هم در اجلاس خرداد ماه و هم در اجلاس شهريور ماه شوراي حكام , همين سه كشوري كه خود را باصطلاح ميانجي معرفي مي كردند , پيش نويس قطعنامه ضدايراني را كه آمريكا براي آنها تدوين كرده بود , ارائه كردند و با يك چرخش 180 درجه اي , دقيقا عليه جمهوري اسلامي ايران موضع گرفتند. اين تجربه هاي تلخ به ما نشان داد كه اروپا از خودش استقلال راي و استقلال عمل ندارد و در واقع نوكر حلقه به گوش آمريكاست و بخاطر حل مشكلاتش با آمريكا , دقيقا ايران را « وجه المصالحه » قرار داده و از واشنگتن در جاهاي ديگر امتياز گرفته است . بدين ترتيب چه دليلي دارد كه باز هم به اين مثلث شوم , فرصت هاي تازه اي براي تامين اهدافشان بدهيم , در حاليكه دقيقا مي دانيم كه آنها در مسير حل مشكلات خودشان با آمريكا , از اين فرصتهاي طلائي , نهايت سواستفاده را كرده اند و باز هم خواهند كرد. اين 3 كشور در چارچوب توافقات تهران و بلژيك , تعهداتي در قبال ايران داشتند ولي امروزه ديگر از تعهدات آنها كمترين خبري نيست و تمايلي به يادآوري آن تعهدات هم ندارند. چرا چون بهره هاي مورد انتظار خود را برده اند و تاكيد بر تعهدات آلمان , انگليس و فرانسه دقيقا به منزله اثبات فريبكاري آنها خواهد بود. عقل و منطق ايجاب مي كند كه مسئولين پيگيري پرونده اتمي ايران صريحا با مردم سخن بگويند و صراحتا اعلام كنند كه اين هر 3 كشور اروپائي , در صدد فريب دادن جمهوري اسلامي ايران بوده و از حسن نيت اضافي ما شديدا سواستفاده كرده اند. طبعا جملات تكميلي بايستي شامل اين نكته باشد كه جمهوري اسلامي ايران اجازه و فرصت نخواهد داد كه از حسن نيتش بيش از اين سواستفاده شود و مذاكره با هيئت اروپائي را صرفا در چارچوب فرصتي براي تبيين ديدگاههاي خود ارزيابي مي كند. امروزه صفحات روزنامه ها و پايگاههاي خبري غرب , مملو از تبليغات ضدايراني در همين مقوله است كه بايستي به هر قيمت ممكن يا با چماق يا با هويج ! ايران را به توقف غني سازي اورانيوم و نابودي كامل چرخه توليد سوخت هسته اي مجبور ساخت . مقامات واشنگتن كه اين روزها اروپا را « سپر بلاي آمريكا » كرده اند , صراحتا درباره ضرورت نابودي تمامي تاسيسات و انهدام دستاوردهاي هسته اي ايران سخن بميان آورده اند و « محروم كردن ايران از فناوري هسته اي » را در دستور كار خود قرار داده و مي گويند « كشورهاي اروپائي و آمريكا تنها در پي متوقف كردن غني سازي اورانيوم از سوي ايران بمدت محدودي نيستند بلكه آنها قصد دارند برنامه غني سازي ايران را كاملا متوقف كنند. » روزنامه گاردين چاپ انگليس در اين مورد مي گويد : « در توافق احتمالي , تهران بايد برخي برنامه هاي اتمي را كه به پايان رسانيده , نابود كند. » يك نكته ظريف در اين ميان اينست كه ديگر حتي بحث بر سر جداسازي فعاليتهاي هسته اي به دو دسته صلح آميز و نظامي هم نيست بلكه اساسا غرب درصدد تحميل اين نكته است كه ايران نبايستي وارد قلمرو تكنولوژي هسته اي شود و در واقع تكنولوژي اتمي , بايد يك « قلمرو ممنوعه » براي ايران تلقي گردد. سئوال جدي در اين ميان آنست كه چرا ما بايستي در موضعي قرار بگيريم كه مخاطبين ما به خودشان جرئت بيان چنين مطالبي را بدهند حتي پذيرش ان پي تي هم , با چنين محدوديت ها و محروميت ها و ممنوعيت هائي ملازم نيست . در واقع غرب نه تنها سعي دارد آنچه را كه از طريق استناد قوانين و مقررات بين المللي ميسر است , عملي سازد , بلكه حتي بالاتر از آن هم با اعمال فشار و جوسازي و شانتاژ سياسي ـ تبليغاتي , كشورهاي مستقل را از ورود به قلمرو تحقيقات اتمي براي هميشه محروم سازد. حتي پذيرش بحث و مذاكره درباره اين مسائل هم تحقيرآميز است . ما در مذاكره با مخاطبيني كه درصدد القاي چنين شبهاتي هستند , حتي اگر موضع متين و منطقي خودمان را هم تكرار كنيم , در واقع حقارت ناشي از ضرورت بحث در اين باره را پذيرفته ايم و حال آنكه ايران اسلامي در چارچوب ضوابط ان . پي . تي , حق طبيعي خود مي داند كه در قلمرو علوم و فناوري صلح آميز هسته اي , به تحقيقات و فعاليت هاي خود ادامه دهد. اين بدان معني است كه حتي اگر ديگران هم به دلايل سياسي خاص و دشمني ذاتي با همه كشورهاي اسلامي , نخواهند حق ما را براي انجام تحقيقات اتمي و داشتن چرخه توليد سوخت اتمي , به رسميت بشناسند , اين امر به خودي خود وجود دارد و نكته اي نيست كه چماق يا هويج اروپائي و آمريكائي بتواند , چيزي را در اين مقوله تغيير دهد. اصل اعتراف اتحاديه اروپا به انتخاب شيوه چماق و هويج نشان مي دهد كه آنها پذيرفته اند كه حرفشان منطق ندارد و از روال منطقي نمي توانند اين حق مسلم جمهوري اسلامي ايران را ناديده بگيرند و يا آنرا از داشتن چنين حقي محروم كنند. بحث « اعتمادسازي » نيز در اين مورد , يك مقوله دو طرفه است . اگر مخاطبين ما اصرار مي ورزند كه بايستي اعتماد آنها جلب شود , بطور همزمان اعتماد ايران اسلامي نيز بايستي جلب شود و حال آنكه مخاطبين اروپائي ما هرگز در جهت اعتمادسازي حركت نكرده اند. اين بدان معني است كه اروپائي ها , يا لااقل سه كشور اروپائي انگليس , آلمان و فرانسه , فريبكارند و در مذاكره با آنها بايد اصل را بر عدم اعتماد گذاشت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;****&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;و اما نكاتي كه حقير سرا پا تقصير از دل اين نكات حساس و مهم استخراج كرده است به شرح زير مي باشد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;خدا بيامرزاد علي اكبر را ...نمظورم همون دهخدا است ...كجاست تا ببيند و انگشت حيرت به دهان بگيرد كه فرهنگستانيهاي عزيز فتح بابي كرده اند در راستاي اختراع واژه ها و اصطلاحات جديد كه امروز 1 دونه از اون باحالاش به عرضه ملت غيور و بي فرهنگ ايران رسيد : "چماق و هويج" بگزريم از اينكه چماق و هويج را هر چه از صبح تا حالا فكر كردم نفهميدم چه ارتباطي با هم دارند...البته احتمالا خوردن هويج و هم خانواده هايش براي چماق زدن بر سر ديگران مفيد است و دليله دوم اينه كه اگر نتوني تو سر كسي با چماق بزني هويج ميشي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نكته دوم عبارت "ميانجي بيطرف"بود كه احتمالا فقط از صفات خداوند باري تعالي است كه ميتواند در عرصه ديپلماتيك براي كشور در پيتي مثل ايران بي طرفانه ميانجيگري كند و هيچي هم بهش نماسه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نكته سوم اينه كه از اونجايي كه چند شب گذشته يكي از نمايندگان آقا امام زمان در تي.وي  فرمودند كه اين چين پدر سخته زير دست آمريكاي جهان خوار و اسرائيل الاغ است...در اين متن هم اشاره شده است به اينكه اروپا نوكر حلقه به گوش آمريكاست.....و من واقعا ناراحت شدم چرا كه فكر مي كردم برده داري از بين رفته است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نكته چهارم آنكه اينجانب هميشه در مورد مثلث برمودا شك داشتم و دقيقا نمودستم كه كجاست و امروز متوجه شدم كه مثلث برمودا همون مثلث شوم متشكل از انگليس و آلمان و فرانسه است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نكته پنجم آنكه فرموده بودند كه عقل و منطق حكم مي كند كه مسوولين صريحا به مردم بگويند كه فريب غرب و آمريكا را نخورند....پس چرا تا حالا به ما نگفته بودند....دوستي كه در فلسفه و منطق متبحر بود گفت كه اين اشكال منطق ارسطو است كه الگوريتمهاي آن سريع شروع به كار نمي كند و تازه اون موقع آي.تي  نبوده و سيستمها دستي است و براي همين ما الان متوجه شديم كه داريم فريب مي خوريم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;و نكته آخر اينكه...حق مسلم ما است كه به تكنولوژي بمب سازي دست پيدا كنيم تا اگر اسرائيل الاغ خواست كه حال مارا بگيره نتونه....و در ضمن اصلا تكنولوژي به 2 درد بيشتر نمي خوره...1- استفاده براي بمب سازي2-تجهيزات اطلاعاتي و امنيتي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;والسلام&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-109818161330557569?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/109818161330557569/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=109818161330557569' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109818161330557569'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109818161330557569'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/10/blog-post_19.html' title='سرمقاله'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-109802278743993183</id><published>2004-10-17T07:06:00.000-07:00</published><updated>2004-10-17T07:19:47.440-07:00</updated><title type='text'>از دل برود هر آنكه زندان برود</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;عباس امير انتظام و سيامك پورزند و اكبر گنجي و ...خلاصه هر كسي كه بوده را يادمون رفت...بابا همين اكبر گنجي نبود كه اينقدر طرفدار پيدا كرده بود...حالا گنجي بيچاره هيچ...اين عباس عبدي كه از بازداشتش خيلي نميگذره...اون هم يادمون رفت.ببينيد روزنامه كيهان امروزچي  نوشته &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;متهم نگهداري غيرقانوني اسناد سري كشور و فروش اطلاعات محرمانه به بيگانگان از گفت و گو با خبرنگاران خودداري كرد. عباس عبدي كه از مرخصي هفتگي اش استفاده كرده و به خاطر درخواست تجديدنظر در بند «د» پرونده اش در شعبه نهم دادگاه تجديدنظر حاضر شده بود، با پرسش هاي مكرر خبرنگاران دوم خردادي مواجه شد. وي بي آنكه جواب دهد، مدعي شد: اگر بخواهم حرف بزنم همه چيز به هم مي ريزد و اگر بخواهم حرف نزنم مجبورم تنها توضيح بدهم كه به درد نمي خورد. عبدي با امتناع از توضيح درباره جزئيات پرونده اش ادعا كرد: اگر بگويم جرأت نمي كنيد منتشر كنيد. گفت و گويي هم نمي كنم، چون غير دقيق خواهد شد. بنابراين اگر خواستم چيزي بگويم نامه مي نويسم كه اميد دارم كار به آنجا هم نرسد. خاطر نشان مي شود مصاحبه سال گذشته عبدي با خبرنگاران بشدت مورد اعتراض و تعجب عناصر افراطي جبهه دوم خرداد - كساني مانند بهزاد نبوي- شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;والا حق هم داره بنويسه..كسي به فكر عبدي هم مگه هست...ما مردم قرد چي كسي را تا حالا دونستيم كه اين دوميش باشه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;البته واقعا اميدوارم نگين كه اين عباس عبدي خط امامي بوده و با خودشونه و از اين حرفها كه بعضيها مي زنند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;.....حرف خاصي واقا نمي خواستم بزنم ...فقط همين كه يه كمي.....چي بگم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.kayhannews.ir/830410/2.htm#top"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-109802278743993183?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/109802278743993183/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=109802278743993183' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109802278743993183'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109802278743993183'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/10/blog-post_17.html' title='از دل برود هر آنكه زندان برود'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-109739491492754316</id><published>2004-10-10T01:51:00.000-07:00</published><updated>2004-10-10T00:55:14.936-07:00</updated><title type='text'>ژاک دريدا، فيلسوف نامدار فرانسوی درگذشت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;ژاک دريدا، يکی از نام آورترين فلاسفه معاصر فرانسه در سن هفتاد و چهار سالگی بر اثر بيماری سرطان در يکی از بيمارستانهای پاريس در گذشت.&lt;br /&gt;او در طول حيات دانشگاهی اش در دانشگاه سوربن فرانسه و تعدادی از دانشگاههایآمريکا تدريس کرده بود و می توانست ادعا کند که از معدود فلاسفه اواخر قرن بيستم است که علاوه بر دانشجويان و دانشگاهيان، مردم عادی نيز با نامش آشنا بودند.&lt;br /&gt;البته اين به معنا نيست که نظريه های دريدا قابل فهم همگان بود.&lt;br /&gt;ژاک دريدا با نظريه معروف به "ساختار شکنی" شهرت جهانی يافت، يعنی به باور وی، هر نوشته ای دارای لايه های معنای است که طی روندی تاريخی و فلسفی پديد آمده و روی هم قرار گرفته اند و بدين ترتيب هر نوشتار می تواند معانی ای داشته باشد که نويسنده اش از آن بی خبر باشد.&lt;br /&gt;او اعتقاد داشت که با تجزيه و تحليل نحوه چيده شدن واژگان در کنار يکديگر برای تشکيل عبارات می توان به معانی پنهان متون پی برد.&lt;br /&gt;انتشار آرای ژاک دريدا در سالهای دهه شصت ميلادی تأثير شگرفی بر محافل دانشگاهی، بويژه در آمريکا برجای گذاشت اما در سال 1992 هيأت علمی دانشگاه کمبريج در انگلستان با اهدای دکترای افتخاری اين دانشگاه به وی مخالفت ورزيدند و نوشته هايش را "ياوه انديشيهايی" خواندند که "مرز ميان تخيل و واقعيت" در آنها مشخص نيست.&lt;br /&gt;ژاک دريدا که زاده خانواده ای يهودی در الجزاير بود در کنار فعاليت علمی و پژوهشی در زمينه دفاع از حقوق مهاجران در فرانسه نيز فعاليت می کرد و به مبارزه با تبعيض نژادی در آفريقای جنوبی می پرداخت و همچنين از مخالفان سياسی در دوران برقراری نظام کمونيستی در چکسلواکی حمايت می کرد.&lt;br /&gt;سال گذشته زندگی ژاک دريدا در فيلمی مستند به تصوير کشيده شد که در يکی از صحنه های آن، سازنده فيلم در حالی که در کتابخانه شخصی ژاک دريدا ميان انبوه کتابها سرگشته است از او می پرسد: "آيا همه اين کتابها را خوانده ای؟" و پاسخ می شنود که: "نه فقط چهار تای آنها را خوانده ام اما همان چهار تا را خيلی خيلی دقيق خوانده ام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-109739491492754316?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/109739491492754316/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=109739491492754316' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109739491492754316'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109739491492754316'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/10/blog-post_10.html' title='ژاک دريدا، فيلسوف نامدار فرانسوی درگذشت'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-109696520747425556</id><published>2004-10-05T01:27:00.000-07:00</published><updated>2004-10-05T01:33:27.473-07:00</updated><title type='text'>مراسم معرفی برگزیدگان اولين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;مراسم معرفی برگزیدگان اولين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان و افتتاح نمایشگاه آن روز یازدهم مهرماه 1383 با حضور خانواده گلستان و جمعی از عکاسان و علاقه مندان عکاسی در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.&lt;br /&gt;حسن سربخشيان، مجيد سعيدی و اميد صالحی عکاسانی هستند که به ترتيب، جوايز بخش های 'تک عکس خبری'، 'گزارش تصويری' و 'استعداد جوان' مسابقه را از آن خود کردند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;استقبال از این مراسم به حدی بود که سالن بتهوون خانه هنرمندان ایران دقایقی قبل از شروع مراسم مملو از جمعیت بود و عده ای از حاضران مجبور شدند به صورت ایستاده در سالن حضور داشته باشند و مراسم را دنبال کنند.&lt;br /&gt;این مراسم با نمایش فیلمی درباره کاوه گلستان شروع شد که گزیده ای بود از عکس های وی از وقایع انقلاب ایران، جنگ ایران و عراق و همچنین صحنه هایی از حمله نظامی آمریکا به عراق که توسط وی برای شبکه تلویزیونی بی بی سی به تصویر کشیده شده بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از نمایش فیلم، لیلی گلستان، دبیر برنامه و خواهر زنده یاد کاوه گلستان به نحوه شکل گیری جایزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان اشاره و این مسابقه را به عنوان اولین مسابقه مستقل عکس ایران معرفی کرد.&lt;br /&gt;وی با ارائه گزارشی گفت که هیئت داوران از میان 59 تک عکس و 54 گزارش تصویری با 214 عکس، سه نفر را به عنوان نفرات برگزیده در بخشهای تک عکس، گزارش تصویری و استعداد جوان معرفی نموده و همچنین شش نفر را قابل تقدیر دانسته اند.&lt;br /&gt;لیلی گلستان پس از تقدیر و تشکر از کلیه دوستانی که در برگزاری این جشنواره، خانواده گلستان را یاری کرده اند از احمد عالی، بهمن جلالی، جعفر پناهی، محمود كلاری، رعنا جوادی و جيم ميور، خبرنگار بی بی سی در تهران خواست جوايز تقديرشدگان اين جشنواره را به آنها اهدا کنند.&lt;br /&gt;در این بخش از جاوید تفضلی، نیوشا توکلیان، مهدی قاسمی، عباس کوثری، رضا معطریان و جواد منتظری با اهدای جوایزی تقدیر به عمل آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپس هنگامه گلستان، همسر مرحوم کاوه گلستان جایزه بخش استعداد جوان و نشان کاوه را برای گزارش تصویری "نی بران جنوب" به امید صالحی اهدا کرد. پس از آن مجید سعیدی جایزه بخش گزارش تصویری و نشان کاوه را برای گزارش تصویری جنگ عراق از احمد عالی دریافت کرد، در ادامه شهیدالاعلم، عکاس بنگلادشی که یکی از عکاسان خبری برجسته و مهمان ویژه این جشنواره بود جایزه بخش تک عکس خبری و نشان کاوه را به حسن سربخشیان اهدا کرد.&lt;br /&gt;در پایان مراسم، حضار به سالن پذیرائی و بازدید از نمایشگاه دعوت شدند.&lt;br /&gt;حسن سربخشیان، عکاس خبرگزاری آسوشیتدپرس و برگزیده بخش تک عکس خبری مسابقه، جایزه کاوه گلستان را مهمترین جایزه ای خواند که در دوران زندگی حرفه ای خود دريافت کرده است.&lt;br /&gt;مجید سعیدی، سردبیر سرویس عکس خبرگزاری فارس و برگزیده بخش گزارش تصویری با بیان این مطلب که از نظر حرفه ای تا به حال شاهد چنین نمایشگاهی در ایران نبوده است، گفت این جایزه متعلق به تمام عکاسانی است که به خاطر کاوه در این مسابقه شرکت کرده اند و نه به خاطر جایزه آن.&lt;br /&gt;امید صالحی، برگزیده بخش استعداد جوان مسابقه، قوی بودن عکس های عکاسان شرکت کننده را باعث خوشحالی خواند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-109696520747425556?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/109696520747425556/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=109696520747425556' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109696520747425556'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109696520747425556'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/10/blog-post_109696520747425556.html' title='مراسم معرفی برگزیدگان اولين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان '/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-109696477332793746</id><published>2004-10-05T01:23:00.000-07:00</published><updated>2004-10-05T01:26:13.326-07:00</updated><title type='text'>دو آمريکايی برنده جايزه پزشکی نوبل شدند</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;دو پژوهشگر آمريکايی به دليل کشف اسرار حس بويايی در انسان و نحوه تشخيص و به خاطر سپردن بوهای مختلف به دريافت جايزه پزشکی نوبل سال 2004 نايل آمده اند.&lt;br /&gt;پروفسور ريچارد اکسل، استاد دانشگاه کملبيا، و پروفسور ليندا باک، پژوهشگر مرکز تحقيقات سرطان شناسی هاچينسون در سياتل، توانسته اند کارکرد مغز در تشخيص و يادآوری هزاران بوی مختلف را توضيح دهند.&lt;br /&gt;اين دانشمندان يک خانواده بزرگ ژن ها، متشکل از يکهزار ژن مختلف را شناسايی کرده اند که توليد گيرنده های حسی را سازمان می دهند.&lt;br /&gt;اين گيرنده ها در سلول هايی يافت می شوند که سطح کوچکی واقع در قسمت بالای بينی را پوشانده و قادر به تشخيص مولکول های حاوی بو هستند که در اثر استنشاق بخار مواد شيميايی وارد بينی می شود.&lt;br /&gt;هريک از اين سلول ها تنها شامل يک گيرنده است و هر گيرنده تنها می تواند معدودی از مواد شيمايی را تشخيص دهد.&lt;br /&gt;سلول ها پس از دريافت محرکه ناشی از ورود مواد شيميايی اطلاعات خود را از طريق رشته های بسيار کوچک عصبی به پياز بويايی در مغز می رسانند که منطقه خاص تشخيص بوهاست.&lt;br /&gt;از اين قسمت، اطلاعات ارسالی به ساير نقاط مغز منتقل می شود و در آنجا اطلاعات ارسالی توسط چندين گيرنده بويايی در هم ادغام شده و در نهايت انسان يک بوی خاص را تشخيص می دهد.&lt;br /&gt;ريچار اکسل و ليندا باک برای نخستين بار نظريه خود را در مقاله ای در سال 1991 منتشر کردند.&lt;br /&gt;از آن زمان به بعد، اين دو نفر مطالعات ديگری را در تعيين دقيق کارکرد دستگاه بويايی و چگونگی پردازش اطلاعات به دست آمده از مولکول های شيميايی حاوی بو برای انتقال از طريق عملکرد سلولی انجام داده اند.&lt;br /&gt;ارزش جايزه نوبل در رشته پزشکی معادل 3/1 ميليون دلار است که بين اين دو پژوهشگر تقسيم می شود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;"&gt;نقل از بي بي سي&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8196811-109696477332793746?l=liveiniran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://liveiniran.blogspot.com/feeds/109696477332793746/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8196811&amp;postID=109696477332793746' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109696477332793746'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8196811/posts/default/109696477332793746'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://liveiniran.blogspot.com/2004/10/blog-post_109696477332793746.html' title='دو آمريکايی برنده جايزه پزشکی نوبل شدند'/><author><name>liveiniran</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00425880539219106998</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8196811.post-109696448204939226</id><published>2004-10-05T01:16:00.000-07:00</published><updated>2004-10-05T01:21:22.050-07:00</updated><title type='text'>گام بزرگ ايران بسوی گسترش سرمايه داری</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;مجمع تشخيص مصلحت ايران طی تصميمی که می تواند ناقض اصل ۴۴ قان
